پژوهش های فرهنگ و ارتباطات
دست نوشته ها و مطالعات پژوهشی فرهنگی و ارتباطاتی  
قالب وبلاگ

دسته‌بندی موضوعی بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره دانشگاه فرهنگیان

۱. جایگاه، مأموریت و رسالت دانشگاه فرهنگیان

این بخش بر اهمیت استراتژیک دانشگاه فرهنگیان به عنوان «مرکز تولید سرمایه انسانی» و «قلب تحول در آموزش و پرورش» تأکید دارد.

· منبع: دیدار اساتید و کارکنان دانشگاه فرهنگیان - ۱۴۰۱/۰۲/۲۶

· متن دقیق بیانات:

«دانشگاه فرهنگیان، یک دانشگاه کاملاً ممتاز و متمایز از سایر دانشگاه‌هاست. اینجا جایگاه تولید سرمایه انسانی است؛ یعنی شما می‌آیید اینجا سرمایه انسانی درست کنید. سرمایه انسانی یعنی معلم. معلم که درست شد، این معلم می‌رود انسان درست می‌کند. بنابراین، این دانشگاه، دانشگاه مادر است؛ این دانشگاه، دانشگاهی است که می‌آید اساس کار را در کشور تعیین می‌کند.»

· منبع: دیدار جمعی از فرهنگیان - ۱۳۹۳/۰۲/۱۶

· متن دقیق بیانات:

«مسئلهی دانشگاه فرهنگیان، یک مسئلهی بسیار مهم و حساس است. این دانشگاه باید بتواند معلمی را تربیت کند که هم عالم باشد، هم عامل؛ هم متعهد باشد، هم متدیّن؛ هم دارای اخلاق باشد، هم دارای هنر تدریس. اینجور معلمی را این دانشگاه باید تحویل جامعه بدهد.»

۲. ویژگی‌ها و شئون معلمی (علمی، اخلاقی، عملی)

این بخش به صفات و ویژگی‌های ضروری یک معلم تراز انقلاب اسلامی می‌پردازد.

· منبع: دیدار اساتید و کارکنان دانشگاه فرهنگیان - ۱۴۰۱/۰۲/۲۶

· متن دقیق بیانات:

«معلم باید چند ویژگی داشته باشد: یکی علم است، یکی اخلاق است، یکی مهارت‌آموزی است، یکی بینش است... بینش یعنی فهمیدن مسائل کشور، فهمیدن مسائل جهان اسلام، فهمیدن ارزش‌های انقلاب، فهمیدن جایگاه خودش در این میدان عظیم.»

· منبع: دیدار جمعی از معلمان - ۱۳۹۸/۰۲/۱۷

· متن دقیق بیانات:

«معلم فقط انتقال‌دهندهی دانش نیست. معلم، سازندهی انسان است. این خیلی کار بزرگ و خطیری است. برای این کار، نیاز به اخلاق حسنه، نیاز به تقوا، نیاز به صبر و حوصله و نیاز به عشق و علاقه است.»

۳. مهارت‌آموزی و هنر تدریس

رهبری علاوه بر علم و اخلاق، بر کسب مهارت‌های عملی تدریس تأکید ویژه دارند.

· منبع: دیدار رئیس و مسئولان دانشگاه فرهنگیان - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵

· متن دقیق بیانات:

«باید به دانشجو-معلم‌ها هنر معلمی را یاد بدهید. چگونه سخن گفتن، چگونه تفهیم کردن، چگونه بر قلب مخاطب تأثیر گذاشتن، این‌ها چیزهای خیلی مهمی است. اینها را باید در دانشگاه فرهنگیان به صورت جدی مورد توجه قرار داد.»

۴. نقش دانشگاه در تحول آموزشی و پرورشی

ایشان دانشگاه فرهنگیان را محور و پیشران تحول در کل نظام آموزش و پرورش می‌دانند.

· منبع: دیدار اساتید و کارکنان دانشگاه فرهنگیان - ۱۴۰۱/۰۲/۲۶

· متن دقیق بیانات:

«اگر ما بخواهیم آموزش و پرورش تحول پیدا کند، قلب این تحول، دانشگاه فرهنگیان است. شما اگر معلم تحول‌خواه، معلم پرسشگر، معلم مبتکر، معلم نوآور تربیت کنید، این معلم می‌رود در مدرسه، آنجا را متحول می‌کند.»

۵. تربیت چند‌بعدی (علمی، اعتقادی، اخلاقی، ورزشی)

رهبری بر تربیت همه‌جانبه و متوازن دانشجو-معلمان تأکید دارند.

· منبع: دیدار رئیس و مسئولان دانشگاه فرهنگیان - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵

· متن دقیق بیانات:

«تربیت در این دانشگاه باید یک تربیت چند‌بعدی باشد. هم بعد علمی، هم بعد اعتقادی و اخلاقی، هم بعد ورزشی و جسمی. دانشجو-معلم باید در این دانشگاه به صورت یک انسان کامل و متعادل رشد کند.»

۶. گزینش و جذب دانشجویان

ایشان بر دقت و حساسیت در فرآیند جذب و گزینش دانشجو-معلمان تأکید کرده‌اند.

· منبع: دیدار جمعی از فرهنگیان - ۱۳۹۳/۰۲/۱۶

· متن دقیق بیانات:

«در گزینش دانشجو-معلم‌ها باید دقت کرد. باید کسانی را انتخاب کرد که واقعاً علاقه و شایستگی معلمی را داشته باشند. باید از بین بهترین‌ها انتخاب کرد.»

---

نکات مهم برای جستجوی بیشتر:

شما می‌توانید برای مطالعه کامل و دقیق‌تر هر یک از این بیانات و همچنین یافتن مطالب بیشتر، به روش زیر عمل کنید:

1. به سایت پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری به آدرس www.leader.ir مراجعه کنید.

2. در قسمت جستجوی پیشرفته، از کلیدواژه‌های زیر استفاده نمایید:

· دانشگاه فرهنگیان

· تربیت معلم

· دانشجو معلم

· مرکز تربیت معلم

3. در بخش بازه زمانی، می‌توانید سال‌های مورد نظر خود را (مثلاً از ۱۳۹۰ تاکنون) انتخاب کنید تا نتایج به‌روزتری دریافت نمایید.

با این روش به متن کامل و بدون تحریف تمام بیانات دسترسی خواهید داشت.

[ یکشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۴ ] [ 7:33 ] [ مجتبی رضایی ]

عنوان : تبیین نظام مسائل آموزش و پرورش ایران از منظر مقام معظّم رهبری (مطالعه بیانات سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۳)

مجتبی رضایی

چکیده:

این پژوهش با هدف استخراج و دسته‌بندی مسائل کلیدی نظام آموزش و پرورش از منظر مقام معظّم رهبری انجام شده است.روش تحقیق، تحلیل مضمون بیانات ایشان در دیدارهای سالانه با معلمان و فرهنگیان و دیگر سخنرانی‌های مرتبط در بازه زمانی ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۳ است. یافته‌ها نشان می‌دهد مسائل شناسایی‌شده در قالب پنج محور اصلی «ماهوی و محتوایی»، «ساختاری و مدیریتی»، «منابع انسانی»، «فرهنگی-تربیتی» و «حاکمیتی و فراسازمانی» قابل دسته‌بندی هستند. این نظام مسائل، بیانگر نگاهی راهبردی، عمیق و ترازمانگار به نقش آموزش و پرورش در تحقق تمدن نوین اسلامی است.

کلیدواژه‌ها: مقام معظّم رهبری، آموزش و پرورش، نظام مسائل، سند تحول بنیادین، معلم، تربیت.

مقدمه

آموزش و پرورش به عنوان «قله‌ی هرم تلاش‌های یک کشور» و «مسئله‌ی اوّل کشور» (۱/۱۱/۱۳۷۰)، همواره کانون توجه مقام معظّم رهبری بوده است. ایشان با درک ژرف از نقش بی‌بدیل این نهاد در «تولید سرمایه‌ی اجتماعی و انسانی» (۱۲/۰۲/۱۳۹۵)، به طور مستمر به تبیین چالش‌ها و ارائه راهکار پرداخته‌اند. این مقاله در پی آن است تا با رجوع مستقیم به مستندات، «نظام مسائل» این حوزه را از دیدگاه ایشان استنتاج و ارائه نماید.

چارچوب نظری و روش شناسی

چارچوب نظری این تحقیق، گفتمان «تربیت انقلاب اسلامی» و «تمدن‌سازی» مندرج در بیانات معظّم‌له است. روش کار، «تحلیل محتوای کیفی» و «استخراج مضامین» از مجموعه بیانات منتشرشده ایشان در پایگاه رسمی Khamenei.ir می‌باشد. با جستجو و مطالعه نظام‌مند این اسناد، مضامین و مسائل کلیدی استخراج و در ذیل مقولات اصلی دسته‌بندی شده‌اند.

دسته‌بندی نظام مسائل آموزش و پرورش از منظر رهبری

۱. مسائل ماهوی و محتوایی

این دسته، به هسته مرکزی فرآیند تعلیم و تربیت، یعنی «چه چیزی باید آموزش داده شود» مربوط می‌شود.

· ۱-۱. غلبه نگاه معلومات‌محور و کمّی‌گرا بر نگاه تربیتی:

· بیان: «متأسفانه در آموزش و پرورش ما، تربیت مورد غفلت واقع شده؛ بیشتر آموزش مورد توجه است... مدرسه فقط جای درس دادن نیست، جای ساختن انسان است.» (۰۸/۰۲/۱۳۹۵)

· تحلیل: از دیدگاه ایشان، نظام آموزشی از مأموریت اصلی خود که «تربیت انسان صالح، مؤمن، انقلابی و کارآمد» است، فاصله گرفته و به محل انباشت اطلاعات بدون تبدیل شدن به بینش و توانش تبدیل شده است.

· ۱-۲. عدم تحقق «تربیت تمام‌ساحتی» مطابق سند تحول بنیادین:

· بیان: «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش یک سند بسیار خوب و کاملی است... اما متأسفانه خیلی کند پیش می‌رود.» (۱۲/۰۲/۱۳۹۷)

· تحلیل: ایشان اجرای کامل و سریع سند تحول را که مبتنی بر تربیت در شش ساحت (عبادی-اخلاقی، علمی-فناورانه و...) است، یک راهبرد کلیدی می‌دانند و کندی اجرای آن را یک مسئله جدی قلمداد می‌کنند.

· ۱-۳. بومی نبودن و وابستگی به الگوهای غربی:

· بیان: «ما باید یک تحوّل اساسی در روش‌های آموزش و پرورش به وجود بیاوریم... این روش‌های موجود، روش‌های کهنه‌ای است که از جاهای دیگر گرفتیم و مطابق با نیازهای کشور خودمان نیست.» (۲۲/۰۲/۱۳۷۹)

· تحلیل: نقد ایشان معطوف به تقلید کورکورانه از نظام‌های آموزشی بیگانه و عدم طراحی الگویی بومی و مبتنی بر فرهنگ اسلامی-ایرانی است.

۲. مسائل ساختاری و مدیریتی

این بخش به نهادها، قوانین، روابط و شیوه‌های اداره آموزش و پرورش می‌پردازد.

· ۲-۱. ناکارآمدی ساختار مدیریتی و دیوان‌سالاری اداری:

· بیان: «باید دستگاه عریض و طویل آموزش و پرورش را مدیریت کرد... گاهی سنگینی این دستگاه، مانع از حرکت چابک و سریع می‌شود.» (۰۲/۰۲/۱۳۸۵)

· تحلیل: بزرگی و پیچیدگی ساختار آموزش و پرورش، تصمیم‌گیری، نوآوری و اجرای سریع برنامه‌ها را با مشکل مواجه کرده است.

· ۲-۲. فقدان نقشه راه و برنامه‌ریزی منسجم بلندمدت:

· بیان: «برای آموزش و پرورش باید یک نقشه‌ی راه و یک برنامه‌ی درازمدت تدوین شود و به آن عمل شود.» (۱۹/۰۲/۱۳۸۶)

· تحلیل: از نگاه ایشان، نوسان در سیاست‌ها و برنامه‌ها با تغییر دولتها و وزرا، آسیب‌زاست و ثبات و تداوم را می‌طلبد.

۳. مسائل منابع انسانی (معلم محوری)

مقوله معلم، قلب تپنده نظام تربیتی از دیدگاه ایشان است.

· ۳-۱. مشکلات معیشتی و انگیزشی معلمان:

· بیان: «مسئله معیشت معلمان یک مسئله بسیار مهم است... باید کاری کرد که معلم با دلگرمی و با خیال آسوده به کار تعلیم و تربیت بپردازد.» (۱۲/۰۲/۱۳۹۶)

· تحلیل: ایشان حل مشکلات مادی معلمان را نه تنها یک وظیفه انسانی، بلکه شرط لازم برای آرامش خاطر و تمرکز آنان بر امر خطیر تربیت می‌دانند.

· ۳-۲. ضعف در جذب، تربیت و توانمندسازی نیروی انسانی:

· بیان: «جذب معلمان باید از بین بهترین استعدادها باشد... و برای معلمان نیز دوره‌های دانشافزایی و توانمندسازی مستمر برگزار شود.» (۲۱/۰۲/۱۳۷۸)

· تحلیل: تأکید بر این است که «معلمی، شغل انبیاست» و نمی‌توان برای آن هر فردی را به کار گماشت. فرآیند گزینش، آموزش اولیه و به‌روزرسانی مستمر دانش و مهارت معلمان حیاتی است.

۴. مسائل فرهنگی-تربیتی

این بخش به محیط، فضا و روابط حاکم بر مدرسه و جامعه می‌پردازد.

· ۴-۱. تهاجم فرهنگی و نقش منفعلانه آموزش و پرورش:

· بیان: «دشمن دارد از طریق ابزارهای مختلف فرهنگی، جوانان ما را هدف می‌گیرد. آموزش و پرورش باید در مقابل این تهاجم، یک سد محکم و یک جریان‌سازی فعال باشد.» (۰۹/۰۲/۱۳۹۱)

· تحلیل: ایشان آموزش و پرورش را به فعال‌بودن در عرصه فرهنگی و خنثی‌سازی توطئه‌های دشمن و نه موضعی انفعالی، فرامی‌خوانند.

· ۴-۲. ضعف در تربیت سیاسی-اجتماعی نسل نوجوان و جوان:

· بیان: «نوجوانان و جوانان ما باید مسائل اساسی کشور را بشناسند... و برای آینده کشور احساس مسئولیت کنند.» (۱۰/۰۲/۱۳۸۲)

· تحلیل: پرورش «نسل هوشمند، بیدار و مسئولیت‌پذیر» که «انقلابی» و «حزب اللهی» باشد، از اهداف کلیدی است و کاستی در این زمینه یک چالش عمده تلقی می‌شود.

۵. مسائل حاکمیتی و فراسازمانی

این دسته، مسائلی هستند که حل آنها خارج از اختیارات وزارت آموزش و پرورش و نیازمند عزم ملی و حکمرانی کلان است.

· ۵-۱. کم‌رنگ‌بودن جایگاه آموزش و پرورش در اولویت‌های ملی:

· بیان: «آموزش و پرورش باید در رأس برنامه‌های دولت قرار بگیرد... این حرف را سالهاست می‌زنیم.» (۱۲/۰۲/۱۳۹۵)

· تحلیل: ایشان به طور مکرر گلایه داشته‌اند که در عمل، آموزش و پرورش در اولویت اول دستگاه‌های اجرایی کشور قرار ندارد و بودجه، امکانات و توجه لازم به آن معطوف نمی‌شود.

· ۵-۲. عدم ارتباط مؤثر بین مدرسه، خانواده و نهادهای فرهنگی:

· بیان: «مدرسه تنها نیست، خانواده و رسانه‌ها هم در تربیت نقش دارند. بین اینها باید پیوند و هماهنگی ایجاد شود.» (۱۵/۰۲/۱۳۸۹)

· تحلیل: ناهماهنگی و حتی تعارض بین پیام‌های محیط مدرسه، خانواده و فضای مجازی/رسانه‌ای، کار تربیت را دشوار و بی‌اثر می‌کند.

نتیجه‌گیری و جمع‌بندی

تحلیل بیانات مقام معظّم رهبری نشان می‌دهد که «نظام مسائل آموزش و پرورش» از دیدگاه ایشان، نظامی به هم پیوسته، چندسطحی و راهبردی است. در این نگاه:

· مسئله اصلی، «فاصله گرفتن از گفتمان تربیت تراز انقلاب اسلامی» است.

· این مسئله اصلی، در پنج لایه محتوایی، ساختاری، نیروی انسانی، فرهنگی و حاکمیتی تجلی یافته است.

· محور حل تمام این مسائل، «معلم» است؛ اما معلمی که هم «مرفّه» باشد، هم «متعهد» و هم «ماهر».

· حل این مسائل نیازمند «عزم ملی»، «برنامه‌ریزی بلندمدت فراجناحی» و «اجرای سریع و دقیق سند تحول بنیادین» است.

به بیان ایشان، «مدرسه باید کارگاه انسان‌سازی باشد» (۰۸/۰۲/۱۳۹۵)، و تبیین این نظام مسائل، در واقع ترسیم موانع پیش روی این کارگاه عظیم است. تا زمانی که این مسائل به صورت ریشه‌ای و نظام‌مند حل نشوند، تحقق آرمان‌های تربیتی انقلاب اسلامی و پرورش «نسل تمدن‌ساز جدید» با دشواری مواجه خواهد بود.

منابع:

کلیه بیانات مورد استناد از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظّم رهبری(Khamenei.ir) استخراج شده‌اند. تاریخ‌های ذکر شده به صورت سال/ماه/روز (هجری شمسی) می‌باشد. برای دسترسی دقیق به متن کامل هر بیانه، می‌توان با مراجعه به بخش «آرشیو بیانات» و جستجو بر اساس تاریخ مربوطه، سند اصلی را مشاهده نمود.

[ یکشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۴ ] [ 7:23 ] [ مجتبی رضایی ]

دسته‌بندی روحیات، خلقیات و صفات معلم تراز از نگاه رهبری

مقام معظم رهبری (مدّ ظلّه العالی) با تبیین ویژگی‌های «معلم تراز انقلاب اسلامی»، علاوه بر شایستگی‌های علمی و حرفه‌ای، عمیقاً به بعد روحی، اخلاقی و خلقیات این قشر تأکید دارند.

در یک دسته‌بندی منسجم، می‌توان این ویژگی‌های روحی و اخلاقی را به شرح زیر برشمرد:

منبع اصلی: مجموعه بیانات رهبر انقلاب در دیدارهای سالانه با معلمان (که مهمترین و متمرکزترین منبع برای این موضوع است) و همچنین برخی سخنرانی‌های ایشان در جمع فرهنگیان.

۱. بینش و ایمان عمیق اعتقادی

این دسته، پایه و اساس همه ویژگی‌های دیگر است. معلم تراز، تنها یک انتقال‌دهنده معلومات نیست، بلکه یک «مبلغ» و «مربی» در تراز نظام اسلامی است.

· ایمان راسخ به مبانی دینی و انقلابی: معلم باید خود به خدا، معاد، ولایت فقیه و آرمان‌های انقلاب ایمان داشته باشد تا بتواند آن را به دانش‌آموز منتقل کند. ایشان تأکید دارند که معلم، «سرباز میدان تربیت» است.

· بینش صحیح سیاسی و اجتماعی: معلم تراز، حوادث را از پشت عینک انقلاب اسلامی تحلیل می‌کند و می‌تواند برای نسل جوان، تحلیل درست از مسائل جهان و کشور ارائه دهد.

· مثال از بیانات: «معلم باید بداند در کجای این منظومه ى بزرگِ حرکتِ ملت ایران قرار دارد... باید جهتگیری اصلی انقلاب را بشناسد.» (دیدار با معلمان، ۱۳۹۸)

۲. خلقیات و سجایای اخلاقی برجسته

این بخش، به رفتارهای فردی و اجتماعی معلم در محیط مدرسه و جامعه می‌پردازد.

· صبر و بردباری: معلمی شغلی پرچالش است و بدون صبر، نمی‌توان در این مسیر ماندگار شد. رهبری معلم را به «صبر جمیل» توصیه می‌کنند.

· اخلاق خوش و برخورد محبت‌آمیز: ایجاد رابطه عاطفی سالم با دانش‌آموز، شرط تأثیرگذاری است. معلم باید مانند یک «پدر» یا «مادر» دلسوز برای دانش‌آموزان باشد.

· ساده‌زیستی و قناعت: معلم تراز، اسیر تجملات و مادیات نمی‌شود و الگویی از زندگی متواضعانه و ارزش‌محور را ارائه می‌دهد.

· انصاف و عدالت‌ورزی: در برخورد با دانش‌آموزان، بین آن‌ها تبعیض قائل نمی‌شود و به عدالت رفتار می‌کند.

· مثال از بیانات: «معلم باید با اخلاق نیکو، با حوصله، با برخورد ملایم و مهربانانه، با شکیبایی، با گذشت، وارد میدان شود.» (دیدار با معلمان، ۱۳۹۲)

۳. روحیات انقلابی و جهادی

این ویژگی‌ها، معلم تراز را به یک عنصر فعال و پیشرو در جامعه تبدیل می‌کند.

· نشاط و امیدواری: معلم باید خود امیدوار و باانگیزه باشد تا بتواند این روحیه را به نسل جوان که سرمایه آینده کشور است، منتقل کند. ایشان بارها بر «نشاط و امید» به عنوان یک وظیفه برای معلمان تأکید کرده‌اند.

· جسارت و شجاعت در بیان حقایق: معلم نباید از بیان حقایق و ارزش‌های انقلاب، هرچند که در برخی فضاها «غیرمتعارف» باشد، بترسد.

· سخت‌کوشی و عزم راسخ (جهاد تبیین): در شرایط کنونی، رهبری «جهاد تبیین» را یک وظیفه همگانی می‌دانند و معلمان را از اصلی‌ترین مبلغان این جهاد معرفی می‌کنند. این امر نیازمند سخت‌کوشی و پشتکار فراوان است.

· نترسیدن از مشکلات و استقامت: معلم تراز در برابر مشکلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، استقامت می‌ورزد و اجازه نمی‌دهد این مشکلات، او را از مأموریت اصلی‌اش بازدارد.

· مثال از بیانات: «معلم باید پرنشاط باشد... این نشاط را به بچهها، به دانشآموزان، به محصلان منتقل کند.» (دیدار با معلمان، ۱۴۰۱) و همچنین تأکید ایشان بر نقش معلمان در «جهاد تبیین».

۴. مسئولیت‌پذیری و احساس تکلیف

معلم تراز، خود را تنها یک کارمند نمی‌داند، بلکه احساس «تکلیف شرعی و ملی» می‌کند.

· خود را الگو دانستن: معلم تراز می‌داند که دانش‌آموزان، رفتار، گفتار و حتی پوشش او را الگوی خود قرار می‌دهند. بنابراین در همه ابعاد، مراقب رفتار خود است.

· دغدغه‌مند بودن برای آینده کشور و نسل جوان: معلمی برای او فقط یک شغل نیست، بلکه یک رسالت برای ساختن آینده ایران اسلامی است.

· پیشگام بودن در عرصه‌های اجتماعی: معلم تراز در صحنه‌های مهم کشور مانند دفاع از میهن، کمک به محرومان و پیشبرد اهداف انقلاب، پیشگام است.

· مثال از بیانات: «شما معلمان، هم الگوى علمى و هم الگوى اخلاقى و عملى برای دانش آموزانید.» (دیدار با معلمان، ۱۳۹۵)

جمع‌بندی

از نگاه رهبری، معلم تراز انقلاب اسلامی، ترکیبی است از یک «عالم متعهد»، «مربی دلسوز»، «انقلابی پرنشاط» و «الگوی مسئول». این دسته‌بندی‌ها جدا از هم نیستند، بلکه مانند حلقه‌های یک زنجیر به هم متصل هستند. ایمان، پایه اخلاق است، اخلاق، بستر روحیه انقلابی است و روحیه انقلابی، منجر به احساس مسئولیت و اقدام جهادی می‌شود. مطالعه بیانات سالانه ایشان در روز معلم، بهترین منبع برای درک عمیق‌تر این ویژگی‌هاست.

[ یکشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۴ ] [ 7:17 ] [ مجتبی رضایی ]

ویژگیهای معلم تراز در اندیشه مقام معظم رهبری بر اساس سطوح مختلف نقش افرینی

می‌توان با نگاهی دیگر و بر اساس سطوح مختلف نقش‌آفرینی معلم، دسته‌بندی جامع‌تر و متفاوتی ارائه نمود. در این تحلیل، معلم تراز همچون "محور تحول" در نظر گرفته می‌شود که دایره تأثیرش از فرد آغاز شده و تا تمدن گسترش می‌یابد.

دسته‌بندی نقش‌های چندگانهٔ معلم تراز از منظر مقام معظم رهبری

۱. معلم به مثابه مهندس فکر و اندیشه‌سازی (سطح فکری)

در این نقش، معلم تنها انتقال‌دهنده اطلاعات نیست، بلکه شکل‌دهندهٔ نظام فکری و بینشی دانش‌آموز است.

· تقویت قدرت تفکر و تحلیل: پرورش توان استدلال، نقادی و خردورزی در دانش‌آموزان.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۹۴/۰۲/۱۵ - "معلم باید فکر کردن را به بچه ها بیاموزد."

· بصیرت‌آفرینی و توطئه‌شناسی: آموزش درک صحیح از وقایع جهان و شناسایی نقشه‌های دشمنان نظام اسلامی.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۹۱/۰۲/۱۱ - "بصیرت یعنی آن نگاه روشنی که انسان بتواند ... دشمن را بشناسد."

· ایجاد پرسشگری سازنده: ترغیب دانش‌آموزان به طرح سؤالات اساسی دربارهٔ هستی، زندگی و آرمان‌ها.

منبع: بیانات در دیدار اساتید دانشگاه، ۱۳۹۱/۰۵/۱۶

۲. معلم به مثابه پزشک روح و اخلاق‌پروری (سطح اخلاقی)

همانگونه که پزشک به درمان جسم می‌پردازد، معلم به سلامت و تربیت روح و اخلاق می‌پردازد.

· تشخیص و درمان آفات اخلاقی: معلم باید رذایلی مانند تکبر، حسد، یأس و دروغ را در وجود دانش‌آموزان تشخیص داده و به درمان آن همت گمارد.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۹۵/۰۲/۱۳ - "اخلاق معلمی، داروی شفابخشی است برای بسیاری از دردهای جامعه."

· تزریق نشاط و امید: مقابله با یأس و ناامیدی و تزریق روحیهٔ جهادی، امیدواری و اعتماد به نفس به نسل جوان.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۹۹/۰۲/۱۰ - "معلم باید امید را در دل دانش‌آموز زنده کند."

· تقویت نیروی اراده و تصمیم‌گیری: کمک به دانش‌آموز برای تقویت اراده و توان تصمیم‌گیری صحیح در مواجهه با مشکلات.

۳. معلم به مثابه سرباز فرهنگی و مرزبانی ارزشی (سطح انقلابی-دفاعی)

معلم در خط مقدم جنگ نرم، مدافع ارزش‌های انقلاب و مرزهای فرهنگی است.

· دفاع از حریم ارزش‌های اسلامی و انقلابی: مقابله فعال با شبهه‌افکنی‌ها و تهاجم فرهنگی دشمن.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۸۷/۰۲/۱۰ - "معلم باید در مقابل تحریف آرمان‌های انقلاب بایستد."

· حفظ و ترویج زبان گفتمان انقلاب: تبیین مفاهیمی مانند استکبارستیزی، عدالت‌خواهی، شهادت‌طلبی و پیشرفت با تکیه بر فرهنگ اسلامی.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۹۲/۰۲/۱۰

· افشای تحریف‌های تاریخی: روشنگری دربارهٔ حوادث و شخصیت‌های تاریخ انقلاب برای جلوگیری از تحریف.

۴. معلم به مثابه سازندهٔ تمدن و مسؤولیت‌آفرین (سطح اجتماعی-تمدنی)

این نقش، معلم را از چهارچوب کلاس درس فراتر برده و او را به عنصری کلیدی در پروژهٔ بزرگ "تمدن‌سازی نوین اسلامی" تبدیل می‌کند.

· پرورش روحیهٔ کار و مسؤولیت‌پذیری اجتماعی: تربیت دانش‌آموزانی که خود را در قبال مشکلات جامعه (مانند بیکاری، فقر، محیط زیست) مسئول می‌دانند.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۹۶/۰۲/۱۲ - "نظام آموزش و پرورش باید نسل را برای پذیرش مسؤولیت‌های فردا آماده کند."

· مهارت‌آموزی برای خودکفایی ملی: تربیت نیروی انسانی ماهر، خلاق و کارآفرین برای رسیدن به مرجعیت علمی و اقتصادی.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۹۸/۰۲/۱۰ - "دانش‌آموز باید در مدرسه مهارت زندگی و کار را بیاموزد."

· تربیت مدیران و نخبگان آینده‌ساز: معلم باید استعدادهای درخشان را شناسایی کرده و آنان را برای تصدی مدیریت‌های کلان کشور در آینده تربیت کند.

منبع: بیانات در دیدار جمعی از معلمان، ۱۳۸۲/۰۲/۱۳

۵. معلم به مثابه الگوی عملی و تجسم عینی ارزش‌ها (سطح شخصیتی)

در این نقش، معلم خود به یک "پیام متجسد" تبدیل می‌شود؛ یعنی ارزش‌هایی که آموزش می‌دهد، در رفتار و منش او به عینیت می‌پیوندد.

· هماهنگی بین گفتار و کردار: معلمی که به دروغ گفتن نهی می‌کند، خود باید نماد راستگویی باشد.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۸۸/۰۲/۱۵ - "مؤثرترین عامل در تربیت، عمل است و زبان دوم است."

· ساده‌زیستی و قناعت: تجلی عملی بی‌اعتباری زخارف دنیوی و ارزش‌های مادی.

· انضباط و نظم: معلم منظم، دانش‌آموز منظم تربیت می‌کند.

جمع‌بندی نهایی

این دسته‌بندی پنج‌گانه نشان می‌دهد که از منظر رهبری، معلم تراز، موجودی چندبعدی و نقش‌آفرین در عرصه‌های فکری، اخلاقی، دفاعی، اجتماعی و شخصیتی است. او همزمان یک "مهندس"، "پزشک"، "سرباز"، "سازنده" و "الگو" است. این نگاه، جایگاه رفیع و مسؤولیت خطیر معلم در نظام اسلامی را به خوبی تبیین می‌نماید.

منبع اصلی برای استناد و مطالعهٔ بیشتر:

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای(مدظلهالعالی): www.khamenei.ir

· جستجو در بخش «بیانات» با کلیدواژه‌های: نقش معلم، مهندسی فکر، بصیرت، پزشک اخلاق، سرباز فرهنگی، تمدن سازی، الگوی عمل.

[ یکشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۴ ] [ 7:10 ] [ مجتبی رضایی ]

با تحلیل محتوای بیانات مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) که در پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR منتشر شده است، می‌توان ویژگی‌های "معلم تراز" را در منظومه فکری ایشان به شرح زیر دسته‌بندی و تبیین نمود. کلیه موارد ذکر شده، مستقیماً از متن بیانات استخراج و با ذکر منبع ارائه شده‌اند.

دسته‌بندی ویژگی‌های معلم تراز از منظر رهبر معظم انقلاب

۱. ویژگی‌های اعتقادی و بینشی

· ایمان و باور عمیق دینی: معلم باید دارای ایمان راسخ و باورهای عمیق اسلامی باشد تا بتواند این باورها را به نسل آینده منتقل کند.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۹۷/۰۲/۱۲ (کد سخنرانی: ۹۷۰۲۱۲۰۰۰)

· معتقد به نظام اسلامی و ولایت فقیه: معلم تراز، پشتیبان نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه است و در ترویج و تبیین آن می‌کوشد.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۹۲/۰۲/۱۰ (کد سخنرانی: ۹۲۰۲۱۰۰۰۷)

· هدفمندی در تعلیم و تربیت: معلم باید هدف از آموزش و پرورش را تربیت "انسان تراز اسلامی" بداند؛ انسانی که برای رسیدن به قله‌های پیشرفت مادی و معنوی و تشکیل تمدن نوین اسلامی تلاش می‌کند.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۹۸/۰۲/۱۰ (کد سخنرانی: ۹۸۰۲۱۰۰۰۳)

۲. ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری

· اخلاق نیکو و رفتار کریمانه: معلم باید الگوی اخلاق حسنه و رفتار نیکو باشد. اخلاق معلم، یکی از مؤثرترین ابزارهای تربیتی اوست.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۹۵/۰۲/۱۳ (کد سخنرانی: ۹۵۰۲۱۳۰۰۲)

· عزت نفس و شخصیت والا: معلمی شأن و منزلت والایی دارد و معلم تراز باید حافظ این عزت و شخصیت باشد.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۸۹/۰۲/۱۲ (کد سخنرانی: ۸۹۰۲۱۲۰۰۶)

· صبر و استقامت: معلمی به صبر و شکیبایی فراوان نیاز دارد و معلم تراز در برابر مشکلات و دشواری‌های مسیر تعلیم و تربیت، استقامت می‌ورزد.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۹۰/۰۲/۱۳ (کد سخنرانی: ۹۰۰۲۱۳۰۰۴)

· ساده‌زیستی و قناعت: معلم باید به زندگی ساده و بی‌آلایش عادت کند و قناعت پیشه نماید.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۷۱/۰۲/۱۰

۳. ویژگی‌های علمی و حرفه‌ای

· تسلط علمی و دانش روزآمد: معلم باید بر درس خود مسلط باشد و همواره به روزآوری دانش و اطلاعات خود بپردازد.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۹۳/۰۲/۰۹ (کد سخنرانی: ۹۳۰۲۰۹۰۰۲)

· مهارت‌آموزی و توجه به پیشرفت کشور: معلم تراز، علاوه بر دانش نظری، به مهارت‌آموزی و تربیت نیروی انسانی کارآمد برای پیشرفت علمی و اقتصادی کشور توجه دارد.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۹۶/۰۲/۱۲ (کد سخنرانی: ۹۶۰۲۱۲۰۰۳)

· روحیه پژوهشی و پرسشگری: معلم باید خود پژوهنده باشد و روحیه تحقیق، جستجوگری و پرسشگری را در دانش‌آموزان تقویت کند.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۹۴/۰۲/۱۵ (کد سخنرانی: ۹۴۰۲۱۵۰۰۴)

۴. ویژگی‌های تربیتی و نقش‌آفرینی اجتماعی

· شخصیت‌سازی و تربیت نسلی انقلابی: مهم‌ترین مأموریت معلم، "شخصیت‌دادن" به دانش‌آموز و تربیت نسل صالح، انقلابی، امیدوار و مسئولیت‌پذیر است.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۹۹/۰۲/۱۰ (کد سخنرانی: ۹۹۰۲۱۰۰۰۱)

· بیداری‌بخشی و بصیرت‌افزایی: معلم تراز، بصیرت‌افزاست و دانش‌آموزان را نسبت به توطئه‌های دشمنان نظام و انقلاب آگاه می‌سازد.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۹۱/۰۲/۱۱ (کد سخنرانی: ۹۱۰۲۱۱۰۰۳)

· الگو بودن (کارکرد عملی): معلم تنها انتقال‌دهنده دانش نیست، بلکه خود یک "الگوی عملی" برای شاگردانش در زمینه ایمان، اخلاق، انضباط و مسئولیت‌پذیری است.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۸۸/۰۲/۱۵ (کد سخنرانی: ۸۸۰۲۱۵۰۰۲)

· تربیت تمام‌ساحتی: معلم تراز نظام جمهوری اسلامی، به تربیت متوازن و تمام‌ساحتی دانش‌آموز (بر اساس سند تحول بنیادین) در ابعاد مختلف اعتقادی، علمی، اخلاقی، اجتماعی و زیستی توجه دارد.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۴۰۰/۰۲/۱۱ (کد سخنرانی: ۱۰۰۲۱۱۰۰۱)

۵. ویژگی‌های انقلابی و جهادی

· روحیه جهادی و عدم دلبستگی به مادیات: معلم تراز، با روحیه جهادی و ایثارگری کار می‌کند و دلبستگی به زخارف دنیوی ندارد.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۸۵/۰۲/۱۲

· پیشگامی در عرصه‌های مختلف: معلم باید در میدان‌های علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی پیشگام باشد و شاگردانش را نیز به این پیشگامی ترغیب کند.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۴۰۱/۰۲/۱۳ (کد سخنرانی: ۱۰۱۲۱۳۰۰۱)

· مبارزه با تحریف و انحراف: معلم تراز در برابر تحریف آرمان‌های انقلاب و ارزش‌های اسلامی ساکت نمی‌نشیند و به مقابله فکری و فرهنگی برمی‌خیزد.

منبع: بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۳۸۷/۰۲/۱۰

جمع‌بندی نهایی

در منظومه فکری مقام معظم رهبری، معلم تراز انسانی "مؤمن، انقلابی، عالم، متخلق، بصیر، جهادگر و الگو" است که مأموریت اصلی خود را نه تنها انتقال دانش، بلکه "شخصیت‌سازی" و "تربیت نسلی برای تحقق تمدن نوین اسلامی" می‌داند. ایشان همواره بر این نکته تأکید دارند که معلمی یک "شغل انبیایی" است و معلمان، سربازان خط مقدم جبهه جنگ نرم و سازندگان اصلی آینده کشور هستند.

منابع کلی و پایه برای جستجوی بیشتر:

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری:www.khamenei.ir

· کلیدواژه‌های اصلی برای جستجو در بخش «بیانات»: معلم، فرهنگیان، تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش، تربیت نسل، استاد، حوزه و دانشگاه.

[ یکشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۴ ] [ 7:5 ] [ مجتبی رضایی ]

دیکشنری نسل جدید| دایره المعارف دهه هشتادی ها

همه کلمات و اصطلاحاتی که دهه هشتادی‌ها و دهه نودی‌ها در مکالمه و مکاتبه از آن استفاده می‌کنند

ممکن است بعد از شنیدن کلمه‌ی «حاجی»، فکر کنید در یکی از حجره‌های بازار هستید، اما این تقریبا پرتکرارترین واژه‌ای است که دهه‌هشتادی‌ها برای خطاب قرار دادن همدیگر به کار می‌برند!

بعضی از اصطلاحاتی که این نسل به کار می‌برد از گروه دوستان و همسالان، بازی‌ مافیا، توئیتر، اینستاگرام، سریال‌های خارجی و… آمده است. مثلا یکی از دختر‌های دهه هشتادی که تفکرات مذهبی دارد می‌گوید «خداروشکر که الحمدلله، وگرنه که والله به خدا» تیکه کلامی است که در مواقع تعجب به کار می‌برند. آنها به دوستان صمیمی‌شان می‌گویند تو خیلی «سیسی یا بِستی!» (my best friend)

ویژگی‌های زبان دهه هشتادی ها

سرعت و خلاقیت: این نسل معمولاً عبارات را کوتاه می‌کنند یا واژه‌های جدیدی از ترکیب کلمات می‌سازند.

تأثیر فرهنگ دیجیتال: اصطلاحات اینترنتی و بازی‌های ویدیویی بخش بزرگی از دایره واژگان دهه هشتادی ها را تشکیل می‌دهند. مثلاً استفاده از کلمات انگلیسی یا اصطلاحات بازی‌های آنلاین مانند “گیمر”، “لایک” و “دی‌ام” (Direct Message).

این اصطلاحات عموماً در شبکه‌های اجتماعی و گفتگوهای روزمره استفاده می‌شوند و نشان‌دهنده تأثیرات فرهنگی فضای مجازی روی زبان جوانان این نسل هستند.

به متولدان سال ۱۳۹۲ به بعد هم نسل آلفا می‌گویند. در ایران نسل زِد تقریبا برابر است با دهه هشتادی‌ها

این نسل، پوشش، سبک زندگی، تفریح، رفتار سیاسی و اجتماعی، شیوه درس‌خواندن در مدرسه و دانشگاه و بسیاری از ویژگی‌های مختص خود را دارند و می‌خواهیم فقط به یک موضوع، یعنی نحوه سخن گفتن و نوشتن این نسل بپردازیم. آن‌ها کلمات، عبارات و شیوه نگارش خاص خود را دارند که در بسیاری از اوقات باعث شده حتی پدر و مادر آن‌ها نیز سخن آن‌ها را متوجه نشوند.

البته باید این توضیح را بدهیم که بسیاری از عباراتی که مورداستفاده این نسل قرار می‌گیرد، کلماتی نامناسب دارد که شاید استفاده از آن‌ها در روزنامه مناسب نباشد؛ به همین دلیل، تعداد اندکی از آن‌ها را برای کامل بودن مطلب نقل کردیم ولی به بسیاری از آن‌ها نیز نمی‌توانستیم اشاره کنیم که باید همین‌جا دلیل فقدان این کلمات و عبارات در این دیکشنری‌ها را می‌گفتیم. کما اینکه کتاب فرهنگ لغات زبان مخفی هم در مقاطع مختلفی به صورت ممنوعه درآمد و در بازار غیررسمی به فروش می‌رسید.

این مطلب می‌تواند کمکی برای ارتباط‌گیری بهتر با این نسل باشد و هم یک پیش‌نویش از فرهنگ‌لغات زبان مخفی این نسل. کاری که یکبار سید مهدی سمائی حدود 20سال پیش انجام داده بود و در آن زمان تلاش کرده بود کلمات و عبارات رایج در زبان نوجوانان متولد دهه70 ایران را شناسایی کند

در ادامه اصطلاحات گفتمانی و نوشتاری دهه هشتادی ها را برای اشنایی با ادبیات این نسل اورده ایم


ادامه مطلب
[ یکشنبه چهارم آبان ۱۴۰۴ ] [ 9:14 ] [ مجتبی رضایی ]

در عصر حاضر، فضای مجازی به بستر اجتناب‌ناپذیری برای تعامل، ارتباط و سازمان‌دهی تبدیل شده است (کاستلز ، ۲۰۱۰). این فضا، با ویژگی‌هایی چون فرامکانی بودن، تعاملی بودن و سرعت انتشار بالا، ظرفیت‌های بی‌سابقه‌ای برای نهادهای اجتماعی، از جمله تشکل‌های فرهنگی-تربیتی فراهم کرده است. تشکل‌های فرهنگی-تربیتی، به عنوان نهادهای غیردولتی و مردمی، نقش محوری در تربیت نسل جوان، تقویت هویت فرهنگی و توسعه سرمایه اجتماعی ایفا می‌کنند (الهامی، ۱۳۹۸). مأموریت اصلی این تشکل‌ها، تاثیرگذاری عمیق و پایدار بر مخاطبان خود است؛ امری که در گرو برنامه‌ریزی منسجم، تبادل تجربیات و همکاری گسترده است.

با این وجود، علی‌رغم پراکندگی جغرافیایی و تنوع موضوعی این تشکل‌ها در سراسر کشور، اغلب فعالیت‌های آنان به صورت جزیره‌ای و غیرمنسجم انجام می‌شود. این پراکندگی و عدم هم‌افزایی، موجب اتلاف منابع، دوباره‌کاری‌ها، کاهش اثربخشی برنامه‌ها و در نهایت، تضعیف توان کلی جریان فرهنگی-تربیتی کشور شده است (سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی، ۱۴۰۰). در چنین شرایطی، ضرورت «شبکه‌سازی» به عنوان یک راهبرد کلیدی برای ایجاد هماهنگی، تسهیل جریان اطلاعات و خرد جمعی، و تقویت کنش جمعی میان این تشکل‌ها بیش از پیش احساس می‌شود.

ظرفیت ذاتی فضای مجازی، امکان تحقق این شبکه‌سازی را به شکل نوین و کارآمدی فراهم می‌سازد. پلتفرم‌های مجازی می‌توانند بستری برای اشتراک‌گذاری دانش و منابع آموزشی، هماهنگی در اجرای برنامه‌های مشترک، گفت‌وگوی مستمر کارشناسان، و حتی جذب و مشارکت حداکثری مخاطبان و اعضا باشند (راینگولد ، ۲۰۰۲). با این حال، بهره‌برداری از این ظرفیت، تنها با ایجاد صفحات مجازی یا گروه‌های پراکنده محقق نمی‌شود، بلکه نیازمند طراحی یک «الگوی مفهومی شبکه‌سازی» است که مبتنی بر نیازها، ارزش‌ها و اهداف مشترک این تشکل‌ها باشد.

مطالعات پیشین در حوزه شبکه‌سازی سازمانی عمدتاً بر محیط‌های کسب‌وکار متمرکز بوده‌اند (پروکاشی ، ۲۰۰۸) و یا به بررسی کلیات استفاده از فناوری اطلاعات در سازمان‌های غیرانتفاعی پرداخته‌اند (زور و همکاران، ۲۰۱۷). در داخل کشور نیز اگرچه گاه به اهمیت شبکه‌سازی اشاره شده، اما پژوهشی که به صورت عمقی و نظام‌مند به تبیین فرآیند، شرایط علی، زمینه‌ها، راهبردها و پیامدهای شبکه‌سازی تشکل‌های فرهنگی-تربیتی در فضای مجازی بپردازد، مغفول مانده است. این خلأ نظری، برنامه‌ریزان و فعالان این عرصه را با یک چالش عملی مواجه ساخته است: عدم وجود یک نقشه راه جامع و بومی برای حرکت از وضعیت پراکنده موجود به سمت یک شبکه پویا و اثرگذار.

بنابراین، مسئله اصلی این پژوهش آن است که «الگوی مطلوب شبکه‌سازی تشکل‌های فرهنگی-تربیتی با استفاده از ظرفیت فضای مجازی چیست؟» این پژوهش در پی آن است تا با بهره‌گیری از روش نظریه داده‌بنیاد به عنوان یک روش کیفی و اکتشافی، به درک عمیقی از مولفه‌های کلیدی این پدیده دست یابد و مدلی مفهومی ارائه نماید که بتواند مبنای اقدامات آینده قرار گیرد.


ادامه مطلب
[ شنبه سوم آبان ۱۴۰۴ ] [ 23:25 ] [ مجتبی رضایی ]

شبکه‌سازی فرهنگی (Cultural Networking)

شبکه سازی فرهنگی به منظور تبادل فرهنگ، ایده و هنر میان افراد و گروه‌ های مختلف انجام می‌شود. هدف شبکه‌سازی فرهنگی افزایش درک و همکاری میان جوامع و فرهنگ‌های مختلف میباشد.

این نوع شبکه ‌سازی می‌تواند شامل مشارکت در رویدادهای فرهنگی و همکاری با هنرمندان باشد.

مفهوم شبکه‌سازی فرهنگی و تربیتی: چارچوبی برای کنشگری اجتماعی در عصر پیچیدگی

۱. مقدمه و تعریف مفهومی

شبکه‌سازی فرهنگی و تربیتی (Cultural and Educational Networking) به عنوان یک پارادایم راهبردی، به فرآیند طراحی، ایجاد و تقویت ارتباطات آگاهانه، ساختاریافته و هدف‌مند بین نهادها، سازمان‌ها، گروه‌ها و کنشگران حوزه فرهنگ و تربیت اطلاق می‌شود. هدف غایی این شبکه‌ها، تولید، تبادل و تسهیم منابع نمادین، دانشی و عملی برای دستیابی به اهداف مشترک فرهنگی-تربیتی است که به تنهایی توسط یک actor (کنشگر) قابل تحقق نیست (Castells, 2000).

این مفهوم صرفاً به معنای «ارتباط داشتن» نیست، بلکه بر ساخت یک «سرمایه اجتماعی پیونددهنده» (Bridging Social Capital) تأکید دارد که بتواند شکاف‌های بین حوزه‌های مختلف (مانند خانواده، مدرسه، نهادهای مذهبی، رسانه‌ها و صنایع فرهنگی) را پر کند. در هسته مرکزی این مفهوم، این ایده نهفته است که «تربیت» به مثابه یک پدیده چندبعدی و سیال، در فضای شبکه‌ای پیچیده‌ای از گفتمان‌ها، ارزش‌ها و الگوهای فرهنگی شکل می‌گیرد و تثبیت می‌شود.

۲. مؤلفه‌های کلیدی شبکه‌سازی فرهنگی و تربیتی

1. کنشگران (Actors): این شبکه می‌تواند شامل مدارس، دانشگاه‌ها، خانواده‌ها، مساجد و مراکز مذهبی، موزه‌ها، کتابخانه‌ها، رسانه‌های جمعی، هنرمندان، نویسندگان، ناشران، مؤسسات مردمنهاد و حتی بخش‌هایی از دولت باشد.

2. منابع مبادله‌شونده: این منابع تنها مالی نیستند، بلکه شامل دانش (تجربیات تربیتی، پژوهش‌ها)، الگوها و برنامه‌های درسی، هنر و محتوای نمادین، ارزش‌ها و هنجارها و مهارت‌های حرفه‌ای می‌شوند.

3. ساختار ارتباطی: شبکه می‌تواند ساختار متمرکز (با یک هسته راهبردی)، غیرمتمرکز یا توزیع‌شده داشته باشد. ساختار شبکه، میزان جریان اطلاعات و قدرت را تعیین می‌کند.

4. هدف مشترک (Shared Purpose): وجود یک مأموریت یا آرمان تربیتی مشترک (مانند ترویج صلح، تقویت هویت ملی-مذهبی، مبارزه با آسیب‌های اجتماعی، یا ارتقای سواد رسانه‌ای) که همچون چسبی اجتماعی، شبکه را منسجم نگاه می‌دارد.

۳. تمایز از مفاهیم مشابه

· شبکه‌سازی فرهنگی و تربیتی در مقابل مشارکت سنتی: مشارکت سنتی غالباً داوطلبانه، غیررسمی و فاقد نقشه راه است. اما شبکه‌سازی، مبتنی بر طراحی، رسمیت بیشتر، تعهد استراتژیک و ارزیابی مستمر است.

· شبکه‌سازی فرهنگی و تربیتی در مقابل جامعه‌پذیری: جامعه‌پذیری فرآیند درونی کردن ارزش‌هاست، در حالی که شبکه‌سازی، بستر ساختاری و نهادی را برای جهت‌دهی و تسهیل این فرآیند فراهم می‌کند.

۴. ضرورت و کارکردها در عصر حاضر

شبکه‌سازی فرهنگی و تربیتی پاسخی است به چندین چالش کلیدی عصر حاضر:

· افزایش پیچیدگی و چندصدایی فرهنگی: در جامعه پیچیده امروز، هیچ نهادی به تنهایی قادر به کنترل یا جهت‌دهی کامل گفتمان‌های فرهنگی نیست. شبکه‌سازی امکان ایجاد "هماهنگی در عین کثرت" را فراهم می‌آورد (Delanty, 2018).

· تقابل با شبکه‌های فرهنگی رقیب: فضای مجازی و رسانه‌های جهانی، خود به شکل شبکه‌های قدرتمند فرهنگی عمل می‌کنند. برای مقابله با تأثیرات نامطلوب یا ترویج الگوهای بومی، نیاز به شبکه‌هایی منسجم و قدرتمند داخلی احساس می‌شود.

· بهینه‌سازی منابع و جلوگیری از موازی‌کاری: شبکه‌سازی با ایجاد هماهنگی، از دوباره‌کاری‌ها می‌کاهد و منابع محدود را در مسیر اهداف کلان متمرکز می‌کند.

· تقویت سرمایه اجتماعی: این شبکه‌ها با ایجاد اعتماد و هنجارهای تعامل بین نهادهای مختلف، سرمایه اجتماعی لازم برای تحقق پروژه‌های بزرگ فرهنگی را فراهم می‌کنند (Putnam, 2000).

۵. چالش‌های پیش‌رو

· چالش حاکمیت و قدرت: تقسیم قدرت و تصمیم‌گیری بین کنشگران مستقل می‌تواند منبع تعارض باشد.

· چالش انسجام گفتمانی: وجود تفاسیر مختلف از اهداف تربیتی مشترک می‌تواند به انشقاق در شبکه بینجامد.

· چالش پایداری: حفظ انگیزه و تعهد کنشگران در درازمدت، به ویژه در نبود منابع مالی پایدار، دشوار است.

مفهوم شبکه‌سازی فرهنگی و تربیتی، یک چارچوب تحلیلی-راهبردی قدرتمند برای درک و مدیریت فرآیند تربیت در جهان به هم پیوسته امروز ارائه می‌دهد

[ شنبه سوم آبان ۱۴۰۴ ] [ 23:14 ] [ مجتبی رضایی ]

نظریه انتشار نوآوری (Diffusion of innovations) در جستجوی توضیحی برای چگونگی، چرایی و چیستی نرخ پذیرش ایده‌ها و فناوری‌های جدید و نوآورانه است. این نظریه توسط اورت راجرز به سال ۱۹۶۲ در کتاب «نشر نوآوری‌ها» مطرح شد و وارد ادبیات مدیریت سازمان گردید. از این نظریه به عنوان یک نظریه پایه در بسیاری مباحث نوآوری سازمانی استفاده می‌شود.

رویکرد راجرز بیشتر به فرآیند‌های نشر نوآوری و پذیرش آنها در یک شیوه نظام یافته و برنامه‌ریزی شده مربوط است. درحالی که پژوهشگران و تصمیم سازان در سطح کلان درباره نقش پشتیبانی رسانه‌های جمعی در توسعه و نقش پشتیبانی آنها در نوسازی بحث می‌کردند. نظریه نشر نوآوری به تدریج به عنوان یک چارچوب محلی برای هدایت ارتباطات در خدمت توسعه مطرح شد. ریشه نشر نوآوری‌ها در گزاره‌ها و فرضیات نظریه تغییر از بیرون است. دیدگاه مبتنی بر تغییر از بیرون، مفاهیم و فرضیاتی را به نظریه نشرنوآوری داده است.

نظریه انتشار نوآوری فرایند اجتماعی نوآوری و چگونگی دستیابی به آن و نحوه گسترش آن به تمامی یک نظام اجتماعی را بررسی می‌کند. ایده‌های جدید،شیوه‌های عملی جدید و استفاده از وسایل و ابزارهای جدید یا هدف‌های جدید محورهای بحث هستند. در این مقاله کوشش شده است تا نظریه انتشار نوآوری به صورتی زیربنایی تشریح شود.

ماهیت انتشار نوآوری از دیدگاه راجرز

راجرز برای ماهیت نوآوری خصوصیاتی را در نظر می‌گیرد.این خصوصیات از نظر او بر ضریب اطمینان پذیرش نوآوری از طرف شخص اثر می‌گذارد. این ویژگی‌ها عبارتند از:

امتیاز نسبی: به میزانی که یک نوآوری در مقایسه با گزینه‌های قبلی،مطلوب تر به نظر می‌آید ودر ذهن شخص تصور می‌شود.

سازگاری: به میزانی که یک نوآوری با ارزش‌های متداول،تجربیات گذشته و نیازهای استفاده کنندگان بالقوه سازگار و هماهنگ تشخیص داده شود.

پیچیدگی : به میزانی که یک نواوری در ذهن شخص چنان تصور شود که درک و استفاده از آن چندان مشکل و پیچیده نباشد.

قابلیت آزمایشی: به میزانی که نوآوری از دیدگاه شخص دارای قابلیت آزمایش کردن و تجربه کردن باشد.

عینیت: به میزانی که نتایج و پیامد‌های یک نوآوری برای دیگران ملموس و قابل مشاهده باشد.

بدین ترتیب راجزر معتقد است که نوآوری‌هایی به وسیله دریافت‌کنندگان مورد قبول واقع می‌شوند که دارای چند ویژگی باشند. باید امتیاز نسبی، سازگاری و عینیت بیشتر و پیچیدگی کمتر باشند. همچنین آسان‌تر و سریع تر از سایر نوآوری‌ها باشند.


ادامه مطلب
[ دوشنبه پنجم خرداد ۱۴۰۴ ] [ 14:35 ] [ مجتبی رضایی ]

دانلود ارائه با موضوع جامعه شبکه‌ای مانوئل کاستلز

مانوئل کاستِلز یا مانوئل کاستِلس ( Manuel Castells ) متولد ۱۹۴۲، بارسلون ، جامعه‌شناس اسپانیایی و نویسندهٔ سه‌گانهٔ مهم عصر اطلاعات است. در بین نظریه‌پردازان علم ارتباطات، کاستلز نویسنده‌ای متمایز است.

کاستلز حوزه‌های جامعه‌شناسی شهری، مطالعات سازمانی، مطالعات فضای مجازی، جنبش‌های اجتماعی، جامعه‌شناسی فرهنگ و اقتصاد سیاسی را در کنار هم مطالعه می‌کند تا یک تحلیل بین‌رشته‌ای از جهان پیچیدهٔ رسانه‌ای‌شدهٔ امروز به دست دهد.

چیستی جامعه شبکه ای

جامعه شبکه ای، محصول جهانی شدن ارتباطات و اطلاعات است و با نگرشی دقیق تر ادامه همان راهی است که غرب در مسیر مدرنیته پیموده است؛ همان جایی که «گیدنز» از آن به عنوان «مدرنیته تشدید یافته» یاد کرده است. پس ریشه های جامعه شبکه ای را باید در ریشه های مدرنیته و آرمان ها و آرزوهای روشنگری جستجو کرد.

آثار کاستلز

مهمترین تالیفات مانوئل کاستلز : کاستلز بیش از ۲۰ جلد کتاب تالیف کرده و مقالات زیادی در مجلات معتبر دنیا ازاو چاپ شده است.

  • مسئله شهر (۱۹۷۲)
  • شهر و مردم (۱۹۸۲)
  • شهر اطلاعاتی (۱۹۸۸)
  • سقوط کمونیسم شوروی: نگاهی از منظر جامعهٔ اطلاعاتی (۱۹۹۵)
  • سه گانهٔ عصر اطلاعات (۱۹۹۷) این کتاب توسط احمد علیقلیان، افشین خاکباز و حسن چاوشیان به فارسی ترجمه شده‌است.
  • کهکشان اینترنت (۲۰۰۱)؛ ترجمة حیدر شهریاری، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی.
  • قدرت ارتباطات (۲۰۰۹)؛ این کتاب توسط حسین بصیریان جهرمی به فارسی ترجمه شده و با پیام مانوئل کاستلز در روز جهانی ارتباطات (۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳) در ایران رونمایی شده‌است کاستلز در این پیام، قدرت ارتباطات را مهمترین اثر پژوهشی خود برشمرده است.
  • شبکه‌های خشم و امید: جنبش‌های اجتماعی در عصر اینترنت (۲۰۱۲)؛ ترجمة مجتبی قلی پور، نشر مرکز.
  • تئوری شبکه‌ای قدرت (۱۳۹۷)؛ در این کتاب که در سال ۱۳۹۷ با ترجمهٔ مجتبی قلی پور و از سوی انتشارات آذرخش منتشر شده، سه مقالهٔ مهم کاستلز (تئوری شبکه ای قدرت؛ حوزهٔ عمومی جدید؛ و ارتباطات، قدرت و ضدقدرت در جامعهٔ شبکه ای) آمده‌است.
  • گسست: بحران لیبرال دموکراسی (۲۰۱۹)؛ ترجمهٔ مجتبی قلی پور، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی.

دانلود ارائه با موضوع جامعه شبکه‌ای مانوئل کاستلز

[ دوشنبه پنجم خرداد ۱۴۰۴ ] [ 13:15 ] [ مجتبی رضایی ]

عراق به دلیل تنوع قومی، مذهبی و سیاسی، دارای تشکل‌های مردمی و گروه‌های متعددی است. این تشکل‌ها شامل احزاب سیاسی، سازمان‌های غیردولتی (NGOها)، گروه‌های مذهبی، جنبش‌های اجتماعی و اتحادیه‌های کارگری می‌شوند. در زیر لیستی از برخی تشکل‌های مردمی و گروه‌های فعال در عراق آورده شده است:

### احزاب سیاسی:

1. **حزب الدعوه الاسلامیه** - یک حزب شیعه با نفوذ سیاسی قوی.

2. **المجلس الاعلی الاسلامی العراقی** - یک حزب شیعه دیگر که نزدیک به ایران است.

3. **حزب الفضیله الاسلامی** - یک حزب شیعه با گرایش اسلامگرایی.

4. **الائتلاف الوطنی العراقی** - یک ائتلاف سیاسی متنوع به رهبری ایاد علاوی.

5. **الحرکه الاسلامیه الکردیه** - یک حزب اسلامی کردی.

6. **الاتحاد الوطنی الکردستانی** - یک حزب کردی به رهبری خانواده بارزانی.

7. **الحزب الدیمقراطی الکردستانی** (PDK) - یک حزب کردی دیگر.

8. **حزب البعث العربی الاشتراکی** - یک حزب سکولار با گرایش پان‌عربی.

9. **الحرکه الاسلامیه فی العراق** - یک جنبش اسلامی سنی.

### سازمان‌های غیردولتی (NGOها):

1. **منظمه حمایه حقوق الانسان فی العراق** - سازمانی برای دفاع از حقوق بشر.

2. **الجمعیه العراقیه للدفاع عن حقوق الانسان** - سازمانی فعال در زمینه حقوق بشر.

3. **منظمه النجده الانسانیه للعراق** - یک سازمان خیریه که به نیازمندان کمک می‌کند.

4. **مرکز المعلومه للبحث و التدریب** - سازمانی برای تحقیقات و آموزش.

### گروه‌های مذهبی:

1. **المجلس الاسلامی الاعلی** - نماینده جامعه شیعه در عراق.

2. **جمعیه العلماء المسلمین** - یک گروه اسلامی سنی.

3. **المجلس الاعلی للثوره الاسلامیه فی العراق** - یک گروه شیعه.

4. **المرجعیه الدینیه فی النجف** - مرجعیت دینی شیعه در نجف.

### جنبش‌های اجتماعی و مردمی:

1. **حرکه الاحرار العراقیه** - یک جنبش اعتراضی مردمی.

2. **لجان المقاومه الشعبیه** - گروه‌های مقاومت مردمی.

3. **حرکه التغییر العراقیه** - یک جنبش اجتماعی برای تغییرات سیاسی.

### اتحادیه‌ها و تشکل‌های کارگری:

1. **الاتحاد العام لنقابات العمال فی العراق** - اتحادیه کارگری اصلی در عراق.

2. **الاتحاد الوطنی لنقابات العمال و الموظفین** - یک اتحادیه کارگری دیگر.

### گروه‌های قومی و اقلیت‌ها:

1. **المجلس القومی الاشوری** - نماینده جامعه آشوری در عراق.

2. **المجلس القومی الکردی** - نماینده جامعه کردی در عراق.

3. **المجلس القومی الترکمانی** - نماینده جامعه ترکمن در عراق.

این لیست تنها بخشی از تشکل‌های مردمی و گروه‌های فعال در عراق است و ممکن است گروه‌های دیگری نیز وجود داشته باشند که در اینجا ذکر نشده‌اند. عراق به دلیل ساختار سیاسی و اجتماعی پیچیده خود، دارای طیف گسترده‌ای از تشکل‌ها و گروه‌های مردمی است.

[ سه شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۴۰۳ ] [ 17:31 ] [ مجتبی رضایی ]

مقاومت فرهنگی به فرآیندها و اقداماتی اطلاق میشود که افراد، گروهها یا جوامع برای حفظ هویت، ارزشها، سنتها و شیوه های زندگی خود در برابر تأثیرات فرهنگی خارجی یا تغییرات ناخواسته انجام میدهند. این مفهوم در نظریه های فرهنگ و ارتباطات بهویژه در چارچوب مطالعات پسااستعماری، جهانیسازی و هویت فرهنگی مورد بررسی قرار میگیرد. در ادامه به تبیین این مفهوم در نظریههای مرتبط میپردازیم:

۱. **مقاومت فرهنگی در نظریه های پسااستعماری**

در نظریه های پسااستعماری، مقاومت فرهنگی به عنوان واکنشی در برابر سلطه فرهنگی استعمارگران مطرح میشود. نظریه پردازانی مانند **ادوارد سعید**، **فرانتس فانون** و **هومی بابا** بر این موضوع تأکید دارند که استعمار نه تنها بر اقتصاد و سیاست، بلکه بر فرهنگ جوامع تحت استعمار نیز تأثیر میگذارد. مقاومت فرهنگی در این چارچوب، تلاش برای بازسازی هویت فرهنگی و مقابله با تحقیر و حذف فرهنگ بومی است.

- **ادوارد سعید** در کتاب «شرقشناسی» نشان میدهد که چگونه گفتمانهای استعماری، شرق را به عنوان «دیگری» تصویر میکنند. مقاومت فرهنگی در اینجا به معنای بازتعریف هویت شرقی و رد کلیشههای تحمیلی است.

- **هومی بابا** نیز مفهوم «فضای سوم» را مطرح میکند که در آن فرهنگهای استعمارگر و استعمارشده در تعامل هستند و مقاومت فرهنگی از طریق بازآفرینی و ترکیب عناصر فرهنگی صورت میگیرد.

۲. **مقاومت فرهنگی در جهانی سازی**

با گسترش جهانیسازی، فرهنگهای محلی و ملی در معرض تأثیرات فرهنگ جهانی (به ویژه فرهنگ غربی) قرار گرفتهاند. مقاومت فرهنگی در این زمینه به معنای تلاش برای حفظ ویژگیهای منحصربهفرد فرهنگی در برابر همگنسازی ناشی از جهانیسازی است.

- **رولاند رابرتسون** مفهوم «بومی سازی» را مطرح میکند که در آن جوامع عناصر فرهنگ جهانی را با فرهنگ محلی خود ترکیب میکنند و به این ترتیب مقاومت فرهنگی را از طریق سازگاری خلاقانه نشان میدهند.

- **آرجون آپادورای** نیز در نظریه «جریانهای فرهنگی» به مقاومت فرهنگی در برابر جریانهای یکسویه فرهنگی اشاره میکند و بر اهمیت حفظ تنوع فرهنگی تأکید دارد.

۳. **مقاومت فرهنگی و هویت**

مقاومت فرهنگی اغلب با مسئله هویت گره خورده است. در نظریههای هویت فرهنگی، مقاومت به عنوان ابزاری برای حفظ و تقویت هویتهای جمعی در برابر تهدیدات خارجی دیده میشود.

- **استوارت هال** بر این موضوع تأکید میکند که هویت فرهنگی ثابت و ایستا نیست، بلکه در فرآیندهای مقاومت و مذاکره شکل میگیرد. مقاومت فرهنگی در این چارچوب، به معنای بازتعریف هویت در برابر گفتمانهای مسلط است.

- **پیر بوردیو** نیز با مفهوم «سرمایه فرهنگی» نشان میدهد که چگونه گروههای اجتماعی از فرهنگ به عنوان ابزاری برای مقاومت در برابر سلطه استفاده میکنند.

۴. **مقاومت فرهنگی در رسانهها و ارتباطات**

در عصر رسانههای دیجیتال، مقاومت فرهنگی از طریق تولید و توزیع محتوای فرهنگی جایگزین صورت میگیرد. رسانههای مستقل، شبکههای اجتماعی و هنرهای مردمی ابزارهایی هستند که افراد و گروهها از آنها برای بیان مقاومت فرهنگی استفاده میکنند.

- **ژان بودریار** و نظریه «شبیهسازی» نشان میدهد که چگونه رسانهها واقعیت را بازنمایی میکنند. مقاومت فرهنگی در اینجا به معنای ایجاد گفتمانهای جایگزین برای مقابله با بازنماییهای مسلط است.

- **هنری جنکینز** نیز در نظریه «فرهنگ مشارکتی» بر نقش فعال مخاطبان در تولید معنا و مقاومت در برابر پیامهای مسلط تأکید میکند.

۵. **اشکال مقاومت فرهنگی**

مقاومت فرهنگی میتواند اشکال مختلفی داشته باشد، از جمله:

- **مقاومت نمادین**: استفاده از نمادها، زبان و هنر برای بیان هویت فرهنگی.

- **مقاومت زبانی**: حفظ و ترویج زبانهای محلی در برابر زبانهای مسلط.

- **مقاومت رسانهای**: تولید محتوای فرهنگی مستقل و جایگزین.

- **مقاومت روزمره**: اعمال مقاومت در زندگی روزمره، مانند حفظ آداب و رسوم محلی.

نتیجه گیری

مقاومت فرهنگی به عنوان یک فرآیند پویا و چندوجهی، در نظریههای فرهنگ و ارتباطات نقش مهمی ایفا میکند. این مفهوم نه تنها به حفظ هویتهای فرهنگی کمک میکند، بلکه به عنوان ابزاری برای مقابله با سلطه و نابرابریهای فرهنگی نیز عمل میکند. در عصر جهانیسازی و دیجیتالی شدن، مقاومت فرهنگی اشکال جدیدی به خود گرفته و همچنان به عنوان یک نیروی حیاتی در حفظ تنوع و غنای فرهنگی جهان مطرح است.

م. رضایی اسفند 1403

[ سه شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۴۰۳ ] [ 16:30 ] [ مجتبی رضایی ]

جبهه‌سازی تشکل‌های فرهنگی در کشورهای حوزه مقاومت ( ایران، لبنان، سوریه و یمن) فرآیندی پیچیده و چندبعدی است که تحت تأثیر عوامل تاریخی، سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی قرار دارد. این فرآیند معمولاً حول محور اهداف مشترک، ارزش‌های فرهنگی و مذهبی، و مقاومت در برابر فشارهای خارجی شکل می‌گیرد.

در ادامه به مراحل و عوامل کلیدی شکل‌گیری این جبهه‌سازی فرهنگی اشاره می‌شود:

۱. **شناسایی اهداف و ارزش‌های مشترک:**

- **مقاومت در برابر سلطه خارجی:** یکی از اهداف اصلی کشورهای حوزه مقاومت، مقابله با نفوذ و سلطه قدرت‌های خارجی (به ویژه غرب و رژیم صهیونیستی) است. این هدف مشترک به عنوان محوری برای همکاری‌های فرهنگی عمل می‌کند.

- **تأکید بر هویت اسلامی و شیعی:** در کشورهایی مانند ایران، لبنان (حزب‌الله)، و یمن (انصارالله)، هویت شیعی و ارزش‌های اسلامی به عنوان عناصر اتحاد‌بخش عمل می‌کنند.

- **حفظ استقلال فرهنگی:** این کشورها به دنبال حفظ استقلال فرهنگی خود در برابر هجوم فرهنگی غرب هستند.

۲. **ایجاد شبکه‌های ارتباطی و نهادهای مشترک:**

- **تشکیل نهادهای فرهنگی مشترک:** ایجاد سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی بین‌المللی (مانند مجمع جهانی اهل بیت یا سازمان‌های وابسته به حوزه‌های علمیه) که به ترویج فرهنگ مقاومت و همکاری‌های فرهنگی می‌پردازند.

- **تبادل دانشجو و طلبه:** تبادل دانشجویان، طلاب و فرهیختگان بین کشورهای حوزه مقاومت برای تقویت ارتباطات فکری و فرهنگی.

- **همکاری‌های رسانه‌ای:** ایجاد شبکه‌های رسانه‌ای مشترک (مانند شبکه‌های تلویزیونی، رادیویی و خبری) که پیام‌های مقاومت و هویت مشترک را منتشر می‌کنند.

۳. **تقویت روابط تاریخی و فرهنگی:**

- **اشتراکات تاریخی:** کشورهای حوزه مقاومت دارای اشتراکات تاریخی و تجربه‌های مشترک در مبارزه با استعمار و اشغال هستند. این اشتراکات به عنوان پایه‌ای برای همکاری‌های فرهنگی عمل می‌کنند.

- **زبان و ادبیات مشترک:** استفاده از زبان عربی و فارسی به عنوان ابزار ارتباطی و فرهنگی، و ترویج ادبیات مقاومت در شعر، داستان و هنر.

4. **همکاری‌های مذهبی و دینی:**

- **تقویت گفتمان شیعی:** در کشورهایی مانند ایران، لبنان و یمن، گفتمان شیعی به عنوان یک عامل اتحاد‌بخش عمل می‌کند. مراسم مذهبی مشترک (مانند محرم و عاشورا) به تقویت این گفتمان کمک می‌کنند.

- **حوزه‌های علمیه:** همکاری بین حوزه‌های علمیه در ایران (قم)، لبنان (نجف اشرف) و یمن برای ترویج آموزه‌های دینی و فرهنگی.

۵. **مقابله با تهدیدات مشترک:**

- **مقابله با جنگ نرم:** کشورهای حوزه مقاومت با استفاده از ابزارهای فرهنگی به مقابله با جنگ نرم و پروپاگانداهای غربی می‌پردازند.

- **حفظ وحدت در برابر تفرقه‌افکنی:** تلاش برای جلوگیری از تفرقه‌های مذهبی، قومی و سیاسی که توسط دشمنان مشترک دامن زده می‌شود.

۶. **حمایت از جنبش‌های مقاومت:**

- **حمایت فرهنگی از گروه‌های مقاومت:** ارائه حمایت‌های فرهنگی و رسانه‌ای از گروه‌های مقاومت در فلسطین، لبنان، یمن و سایر کشورها.

- **تبلیغ الگوهای مقاومت:** ترویج الگوهای مقاومت (مانند شهید حججی در ایران یا سید حسن نصرالله در لبنان) به عنوان نمادهای فرهنگی.

۷. **همکاری‌های هنری و رسانه‌ای:**

- **تولید محتوای مشترک:** ساخت فیلم‌ها، سریال‌ها، موسیقی و آثار هنری که مفاهیم مقاومت و هویت مشترک را تبلیغ می‌کنند.

- **جشنواره‌های فرهنگی:** برگزاری جشنواره‌های فرهنگی و هنری مشترک برای نمایش دستاوردهای فرهنگی کشورهای حوزه مقاومت.

۸. **نقش رهبران و نخبگان:**

- **رهبری معنوی:** رهبران مذهبی و سیاسی (مانند رهبر ایران یا دبیرکل حزب‌الله) نقش کلیدی در ایجاد وحدت و همکاری‌های فرهنگی دارند.

- **نخبگان فکری:** روشنفکران، نویسندگان و هنرمندان در کشورهای حوزه مقاومت با تولید آثار فکری و فرهنگی به تقویت گفتمان مقاومت کمک می‌کنند.

۹. **چالش‌ها و موانع:**

- **تفاوت‌های مذهبی و قومی:** وجود تفاوت‌های مذهبی (شیعه و سنی) و قومی می‌تواند به عنوان مانعی برای همکاری‌های فرهنگی عمل کند.

- **فشارهای خارجی:** قدرت‌های خارجی (مانند آمریکا و اسرائیل) تلاش می‌کنند با ایجاد تفرقه، همکاری‌های فرهنگی بین کشورهای حوزه مقاومت را تضعیف کنند.

- **محدودیت‌های اقتصادی:** کمبود منابع مالی می‌تواند اجرای پروژه‌های فرهنگی مشترک را با مشکل مواجه کند.

نتیجه‌گیری:

جبهه‌سازی تشکل‌های فرهنگی در کشورهای حوزه مقاومت بر پایه اهداف مشترک، ارزش‌های فرهنگی و مذهبی، و مقاومت در برابر فشارهای خارجی شکل می‌گیرد. این فرآیند نیازمند همکاری‌های نهادی، تقویت روابط تاریخی و فرهنگی، و ایجاد شبکه‌های ارتباطی قوی است. با وجود چالش‌ها، این همکاری‌ها می‌تواند به تقویت هویت مشترک و افزایش توانایی‌های فرهنگی کشورهای حوزه مقاومت منجر شود.

[ سه شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۴۰۳ ] [ 16:19 ] [ مجتبی رضایی ]

شبکه‌سازی (Networking) و جبهه‌سازی (Coalition Building) دو مفهوم مرتبط هستند که هر دو به ایجاد ارتباطات و همکاری‌های استراتژیک بین افراد، گروه‌ها یا سازمان‌ها اشاره دارند. این مفاهیم در حوزه‌های مختلفی مانند سیاست، کسب‌وکار، جامعه‌مدنی و حتی روابط بین‌الملل کاربرد دارند. در ادامه به ارتباط مفهومی این دو می‌پردازیم:

۱. **شبکه‌سازی (Networking):**

شبکه‌سازی به فرآیند ایجاد و توسعه روابط حرفه‌ای یا شخصی بین افراد یا گروه‌ها اشاره دارد. هدف اصلی شبکه‌سازی معمولاً تبادل اطلاعات، منابع، فرصت‌ها و حمایت‌های متقابل است. شبکه‌سازی می‌تواند به صورت غیررسمی (مانند ارتباطات شخصی) یا رسمی (مانند عضویت در انجمن‌های حرفه‌ای) انجام شود.

### ۲. **جبهه‌سازی (Coalition Building):**

جبهه‌سازی به تشکیل اتحاد یا ائتلاف بین گروه‌ها، سازمان‌ها یا افراد با هدف دستیابی به یک هدف مشترک اشاره دارد. این هدف می‌تواند سیاسی، اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی باشد. جبهه‌سازی معمولاً نیازمند هماهنگی، مذاکره و ایجاد اعتماد بین اعضا است.

**ارتباط مفهومی:**

- **همکاری و اتحاد:** هر دو مفهوم بر اهمیت همکاری و ایجاد ارتباطات قوی تأکید دارند. در شبکه‌سازی، افراد یا گروه‌ها برای تبادل منابع و اطلاعات با یکدیگر همکاری می‌کنند، در حالی که در جبهه‌سازی، این همکاری به سمت دستیابی به یک هدف مشترک هدایت می‌شود.

- **تقویت قدرت:** شبکه‌سازی و جبهه‌سازی هر دو به تقویت قدرت فردی یا جمعی کمک می‌کنند. شبکه‌سازی با گسترش دایره ارتباطات، قدرت نفوذ و دسترسی به منابع را افزایش می‌دهد، در حالی که جبهه‌سازی با ایجاد اتحاد، قدرت چانه‌زنی و توانایی تأثیرگذاری را تقویت می‌کند.

- **اعتماد و تعهد:** هر دو مفهوم نیازمند ایجاد اعتماد و تعهد بین اعضا هستند. در شبکه‌سازی، اعتماد برای تداوم روابط و تبادل منابع ضروری است، در حالی که در جبهه‌سازی، اعتماد برای هماهنگی و همسویی در راستای هدف مشترک حیاتی است.

- **انعطاف‌پذیری:** شبکه‌سازی و جبهه‌سازی هر دو نیازمند انعطاف‌پذیری هستند. در شبکه‌سازی، افراد باید بتوانند با افراد و گروه‌های مختلف ارتباط برقرار کنند، در حالی که در جبهه‌سازی، گروه‌ها باید بتوانند اختلافات را مدیریت کرده و به توافق برسند.

**تفاوت‌های کلیدی:**

- **هدف:** شبکه‌سازی معمولاً اهداف گسترده‌تر و بلندمدت‌تری دارد، در حالی که جبهه‌سازی اغلب حول یک هدف خاص و مشخص شکل می‌گیرد.

- **ساختار:** شبکه‌سازی ممکن است ساختار غیررسمی‌تری داشته باشد، در حالی که جبهه‌سازی معمولاً ساختار رسمی‌تر و سازمان‌یافته‌تری دارد.

در نهایت، شبکه‌سازی و جبهه‌سازی مکمل یکدیگر هستند و می‌توانند در کنار هم به ایجاد روابط قوی و دستیابی به اهداف مشترک کمک کنند.

[ سه شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۴۰۳ ] [ 16:13 ] [ مجتبی رضایی ]

اسکیپ روم چیست؟

پیش از این که بگوییم اتاق فرار چیست، فیلم یا بازی‌های ویدئویی را به یاد بیاورید که قهرمان داستان در مکانی گیر افتاده است و برای نجات جان خود باید از پس هزارتوهای مختلف بربیاید، معماهای مختلف را با کمترین تجهیزات ممکن حل کند و از دست موجودات خطرناک فرار کند. اتاق‌های فرار هم به همین صورت هستند، با این تفاوت که شخصیت اصلی ماجرا شما و هم‌تیمی‌هایتان هستید و البته که فضای اتاق فرار هم در عین امنیت لازم تا حد ممکن شبیه به همان فیلم و بازی‌های ویدئویی مذکور هستند.

بازی اتاق فرار یا بازی اسکیپ روم (Escape Room) یک بازی تیمی 2 تا 10 نفره (یا بیشتر) است که اعضای تیم در زمانی محدود باید چالش‌های مختلفی که غالبا فکری هستند (نه فیزیکی) را پشت سر بگذارند و با توجه به سناریو بازی، رازی را کشف یا از مکانی فرار کنند، هر کدام از بازی اتاق فرار هم درجه سختی مخصوص به خود را دارند که ارائه کنندگان این بازی‌ها، درجه سختی‌ها با توجه به معماها و سیر بازی معین می‌کنند. در ادامه مطلب درباره انواع اتاق فرار بیشتر صحبت خواهیم کرد.

تاریخچه اتاق فرار

حال که متوجه شدیم اتاق فرار یا اسکیپ روم چیست، بهتر است ببینیم اصلا از کجا تبدیل به یک تفریح هیجان انگیز شده. نخستین اسیکپ روم‌‌ها در سال 2003 و در شهر ایندیاناپولیس آمریکا ایجاد شدند. در آن بازی‌ها عده‌ای در یک اتاق زندانی می‌شدند و با حل کردن معماهای مختلف، می‌توانستند از اتاق خارج شوند. اما تفاوت اصلی آن‌ها با اتاق فرارهای امروزی در خط داستانی، تم و شکل بازی، قوانین و... بود که بیشتر می‌توان آن‌ها را الهام‌بخش اتاق‌ فرار‌های امروزی دانست.

آنچه امروزه به عنوان نخستین اتاق فرار مدرن شناخته می‌شود، توسط یک کمپانی ژاپنی به نام SCRAP در سال 2007 ساخته شد و پس از ژاپن، اسکیپ روم‌ها در چین و سایر کشورهای آسیایی محبوبیت پیدا کردند. در نهایت طی پنج سال، اسکیپ روم‌ها در اروپا، آمریکا و سایر کشورهای آسیایی معرفی شدند. تا اینجای متن می‌دانیم که بازی اتاق فرار چیست و چه تاریخچه‌ای هم دارد.

ژانر و انواع اتاق فرار

به‌طور کلی هیچ قاعده و دسته‌بندی دقیقی برای مشخص کردن تمامی ژانرها و انواع اتاق‌ فرارها وجود ندارد، چراکه باتوجه به سناریو و موضوع اسکیپ روم، لوکیشن بازی، دکوراسیون، تجهیزات و چاشنی خلاقیت، امکان طراحی هر اتاق فراری وجود دارد و گفتنی است که تعداد سبک‌ها و ژانرهای بازی اتاق فرار فراوان است و تعداد درخور توجهی دارد. اما در این میان چندی از پرطرفدارترین ژانرهای اتاق فرار عبارتند از:

اتاق فرار هیجانی

همان طور که اشاره شد، «زمان» یک عنصر مهم و تقریبا یک پایه ثابت در تمامی اسکیپ روم‌ ها است. بنابراین در برخی از بازی‌ها با استفاده از عنصر زمان، در کنار طراحی یک محیط مناسب و یک خط داستانی جذاب، فضایی برای ترشح آدرنالین شرکت‌‌کنندگان مهیا می‌کنند. برای مثال شما در یک کشتی گیر افتاده‌‌اید که در حال غرق شدن است و همزمان با گذشت زمان، آب بیشتری سطح را فرا می‌گیرد یا در مثالی دیگر شما در یک سلول زندانی شده‌اید و پیش از محاکمه باید از آنجا فرار کنید. معمولا در سبک‌های هیجانی، فعالیت فیزیکی بیشتری هم نیاز است.

اتاق فرار ترسناک

ژانر ترسناک را می‌توان پرطرفدارترین سبک حاضر در اتاق فرارها به‌شمار برد که در آن با الهام گرفتن از فیلم‌های ترسناک، محیطی دلهره‌آور شبیه‌سازی شده است. معمولا سن مجاز یا توصیه شده برای شرکت در اتاق فرارهای ترسناک هم هجده سال به بالا است. سبک دیگری از بازی اتاق فرار هم هست که تحت عنوان «اتاق فرار دلهره‌آور» شناخته می‌شود و در آن افرادی که بازی می‌کنند، سطح کمتری از ترس را نسبت به بازی اسکیپ روم ترسناک تجربه می‌کنند، اما همچنان هیجان و دلهره در طول بازی برای آن‌ها جاری است.

اتاق فرار جنایی

ژانر جنایی نیز مانند ژانر ترسناک از محبوبیت بالایی برخوردار است و در ایران نیز اسکیپ‌ روم‌های متعددی در این سبک طراحی شده‌اند. ژانر جنایی برای کسانی توصیه می‌شود که شرایط لازم برای حضور در اتاق‌ فرارهای ترسناک را ندارند یا به‌صورت خانوادگی خواهان حضور در یک اسکیپ روم هستند. اتاق فرار «راز سنگ سیاه» در شیراز و اتاق فرار «طهران 1346» در تهران دوتا از اسکیپ روم‌های شناخته شده در این ژانر هستند. البته خوشبختانه تعداد اسکیپ روم‌ها در حال افزایش است و تقریبا هرکس با هر سلیقه‌ای که دارد، می‌تواند بازی اتاق فرار مورد نظر خود و دوستانش را انتخاب کند.

اتاق فرار ماجراجویی

معمولا ژانرهای ماجراجویی نیاز به فضاهای بسیار بزرگ‌تری دارند، زمان و خط داستانی طولانی‌تری درونشان در جریان است و قیمت اتاق فرار در این سبک و سیاق، معمولا بیشتر است. برای مثال، شرکت‌کنندگان در اتاق‌ فرارهای ژانر ماجراجویی، ابتدا به نحوی یک‌دیگر را گم می‌کنند و سپس با حل معماهای مختلف، ابتدا یک بار دیگر هم را پیدا می‌کنند و سپس برای خروج از آن موقعیت تلاش می‌کنند. غیر از این ژانرهایی که به آن‌ها اشاره کردیم، همچنان دیگر انواع اتاق فرار وجود دارند که بسیار پرطرفدار هستند؛ اتاق فرارهایی با ژانرهای تاریخی، اکشن، فانتزی، درام و... که بعضا ترکیبی هم هستند، اما آنچه که آوردیم، از پرطرفدارترین بازی های اتاق فرار بودند که اکثر مخاطبین هم بازی‌هایی از بین همین ژانرها انتخاب می‌کنند.

    بومی سازی و استفاده از محبوبیت این بازی در حوزه فرهنگی و تربیتی :

    در طراحی و ایده اسکایپ روم های بومی ، ۴ تا ۶ نفر وارد اتاقی می‌شوند که بر اساس سناریو فکری خاصی دکور شده ، درِ اتاق بسته می‌شود و مطابق با سناریوی آن یک ساعت فرصت دارند تا به اسرار موجود در اتاق پی ببرند؛ یکی، دو سال است که (escape room) در ایران رایج شده و اگر در اینترنت جست‌وجو شود، طرح‌های مختلف آن قابل مشاهده است ولی همگی کپی از آثار خارجی هستند.

    در بحث کارهای فکری در مجموعه های تربیتی ما به سبک مشخصی رسیده‌ایم که در دنیا جزو اقدامات نوین آموزشی محسوب می‌شود و می‌توان گفت از محیط بازی نیز خارج شده است. و در واقع بازی بعنوان ابزاری برای مسایل تربیتی ، پرورشی و درمانی قرار گرفته است .

    دریکی از مقالات علمی در خصوص اسکیپ روم ، بحث دیابت را در قالب escape room درآورده بودند و میزان خودمراقبتی کودکان را پیش از ورود و همچنین پس از ورود به آن بررسی کردند که طبق مشاهدات، پس از اجرای آن افزایش چشمگیر خودمراقبتی در کودکان و نوجوانان را به دنبال داشت.

    شاید بپرسید اگر گیمر ها روی یک معما گیر کنند چی میشه؟ نگران نباشید، در اتاق فرار کسانی هستند که شما رو راهنمایی میکنن که بهشون گیم مستر میگن. وقتی شما زمان زیادی رو روی یک معما میذارید یا راه اشتباهی رو طی می کنید، اونا کمکتون میکنن تا ی کم جلو برید، پس خیالتون از بابت معماهای سخت راحت باشه.

    این بازی چند سال است که بهترین بازی واقعی جهان شناخته شده که گروه های 4 تا 10 نفره برای حل معما وارد بازی میشن و این بازی میتونه تم های مختلفی داشته باشه که پرطرفدارترین تم اسکیپ روم هم مختص ژانر ترسناک هست اما ابتدای کار این بازی با بخش معمایی شروع شد.

    اسکیپ چیه؟

    اگرچه برای این بازی نیازی به تحصیلات یا حرفه خاصی ندارید، اما در محیط اسکیپ روم با معماهای سخت و آسون وسرنخ‌های عجیبی روبرو میشید که هرکدومش میتونه خلاقیت، هوش، ریزبینی و دقت شمارو شدیدا به چالش بکشه…

    اتاق فرار چیه؟

    یکی از مهم‌ترین نکات برای اینکه یه فرار حرفه ایی رو تجربه کنید اینه که همه دست به کار بشید.

    هیچکس بیکار نباشه تا بقیه معما هارو حل کنن، گرچه شاید در خیلی از اتاق فرارها نیازی هم نباشه همه باهم یه یک معما رسیدگی کنن، تقسیم بشید و هرکسی یه بخشی از کار رو انجام بده اما فراموش نکنید همه چیز کار تیمی نیست…!

    اگر آدم زورگویی هستید و نظر بقیه براتون مهم نیست توصیه میکنم اخلاقتونو عوض کنید و بعد برید بازی ..

    یه نکته مهم در بومی سازی این بازی این هست که با استفاده از مبانی تربیتی اسلامی و با بکار گیری متد های جدید در علوم تربیتی و از جمله مباحث شخصیت شناسی ، روحیه شناسی و آموزش و توانمند سازی گیم مستر ها و استفاده از مربیان تربیتی در جایگاه گیم مستر ها ، اهداف تربیتی و پرورشی در قالب این بازی طراحی و به نوجوانان و جوانان ارائه میشود .

    چطوری از پس اتاق فرار بربیایم؟

    خب از کجا شروع کنم؟ این سوال رو معمولا همگی بار اولی که وارد اسکیپ روم میشیم از خودمون میپرسیم.

    تمرکز، متفاوت دیدن، گشتن جاهای غیر معمول، فکر کردن به سناریو یا نکاتی که اپراتور بهمون گفته بود میتونن بهترین راه های شروع بازی باشند. بعد از اینکه به خودتون اومدید و متوجه شدید کجایید یا یه جورایی موتور تیمتون روشن شد با رعایت کردن چند نکته مسیر پیروزی رو برای تیم هموار کنید:

    • اول اینکه هرچیزی که میبینید یا پیدا میکنید را با صدای بلند به همه بگید.
    • دومین نکته که خیلی مهمه سرعت عمل بالاست تمرکزتون رو بالا ببرید و سرعت عملتون رو افزایش بدید. “وقت طلاست”
    • سومین نکته اینه که از روند و خطی که بازی بهتون میده خارج نشید. اینو فراموش نکنید که این بازی توسط یک سری انسان مثل شما ساخته شده پس خودتون رو جای اونا بزارید تا حل کردن معما ها براتون راحت تر باشه.
    • در نهایت این رو بدونید شاید اینجا همه چیز عجیب باشه یا اینکه خیلی سخت باشه اما حتما منطق درش رعایت شده پس منطقی فکر کنید.

    در بومی سازی این بازی یکی از مهمترین اهداف ما در طراحی این بازی ها

    پرورش تفکر و تعقل

    ایجاد عزت نفس و پرورش شخصیت

    ایجاد زمینه برای بروز استعدادهای افراد در کارتیمی و شناساندن استعداد های افراد به خودشان

    و در نهایت تمرین مهارت های کار گروهی و تشکیلاتی است

    گیم مستر (Game Master) چه وظیفه‌ایی دارد؟

    در ایده اسکیپ روم ایرانی اسلامی ، گیم مستر ها مربیانی هستند که بدون برچسب مربی بودن و با روش های غیر مستقیم موضوعات و اهداف طراحان بازی را اجرایی میکنند .

    در حالی که شما غرق در معماها و سناریو بازیتون هستید یک‌نفر “تمام مدت” شما رو نگاه میکند و صدای شما را میشنود. اگر از روند بازی خارج بشید از راه های مختلف کمکتون خواهد کرد اگر اتفاقی بیوفته اون شخص همیشه اونجاست تا مطمئن شود شما هیجان انگیزترین یک ساعت زندگی خود را سپری میکنید.

    یک گیم مستر خوب ساده ترین بازی رو برای شما و تیمتون فوق‌العاده جذاب میکنه و گیم مستر بد میتونه فوق‌العاده ترین بازی رو تبدیل به یه خاطره بد کنه و شما هیچ کاری ازتون بر نمیاد به جز یک تصمیم مناسب.

    گیم مستر خوب ، با اطلاع از اهداف پنهان و سناریو های بازی ، و با استفاده از معلومات و مهارت هایی که به او آموزش داده شده و در طول بازی بازیکنان را راهنمایی و در واقع بصورت غیر محسوس با روحیه شناسی و شخصیت شناسی بازیکنان ، با ظرافت و مهارت خاصی استعداد ها ، ظرفیت ها ، اسیب ها ، فرصت ها و خصوصیات بازیکنان را شناسایی و به گیمرها در شناخت دقیق خودشان در طول بازی کمک میکند ..

    کدوم بازی بهتره؟ و چطور این بازی رو طراحی کنیم

    امروزه در کشور ما اسکیپ روم های زیادی توی اکثر شهرها هستند که با کیفیت های مختلفی مشغول هستند.و متاسفانه غالبا از الگوهای خارجی و بدون توجه به مبانی فکری و مخفی این بازیها کپی برداری شده است .برای طراحی یک مجموعه یا یک بازی خوب بهترین و مطمئن‌ترین راه استفاده از ظرفیت طراحان خلاق فرهنگی تربیتی برای طراحی بازی های بومی است. اما نکته بسیار مهم اینه که اتاق فرار بستگی به سلیقه شخص هم داره، تا حدی که در یک تیم چهار نفره شاید دو نفر اصلا لذتی نبرن ولی دو نفر دیگه عاشق اون بازی و تجربه ایی که داشتن بشن پس خیلی حساس نباشید…

    اگر برای اولین بار بازی می‌کنید حتما از گیم‌مستر‌ها کمک بگیرید و این رو بدونید که هر بازی کاملا با بازی دیگه متفاوته پس توی انتخاب دقت کنید و ژانر مورد علاقتون رو اولویت انتخاب قرار بدید که تا وقتی وارد فضای بازی شدید با چیزی روبرو بشید که توقع دیدنش رو داشتید.

    خب حالا تقریبا اصول کلی طرح روشن شده و وقت اون هست که بصورت تیمی بنشینید و بزنید تو دل یه چالش واقعی! و طراحی وساخت و استقرار این بازی در مراکز فرهنگی و آموزشیتون ...

    نکاتی برای بازی اتاق فرار

    اگر تصمیم گرفتید که بازی اتاق فرار را تجربه کنید، پیش از اینکه بلیط تهیه کنید، بهتر است یک‌سری نکات را بدانید و بعد تصمیم خود را عملی کنید. در ادامه تعدادی از این نکته‌ها را عنوان می‌کنیم تا تجربه خوبی را از بازی اتاق فرار به‌دست آورید.

    • یک تیم خوب تشکیل دهید: بازی اتاق فرار، در اکثر مواقع و بسته به ژانر بازی، کاری گروهی می‌طلبد و در آن باید همه افراد شرکت کنند.
    • خوب جستجو کنید: بسیاری از معماهای اتاق فرار نیاز به ریزبینی‌هایی دارند که شاید در نگاه اول مورد مهمی نباشند، اما با توجه به هر یک از آن‌ها می‌توانید معماهای پیش روی خود را حل کنید.
    • تعامل و مشارکت داشته باشید: برای اینکه کار گروهی خود را به بهترین شیوه پیش ببرید، حتما باید با همدیگر مشارکت کنید. این بازی با مشارکت کردن در بهترین حالت خود پیش می‌رود.
    • تقسیم کار کنید: با تقسیم وظایف، قطعا نتیجه بهتری دریافت می‌کنید. البته این موضوع بیشتر به سبک بازی شما هم بستگی دارد، اما در بیشتر این بازی‌ها، با تقسیم کار می‌توانید در زمان خود صرفه‌جویی کنید.
    • با توجه به قوانین، راه‌حل‌های مختلف را آزمایش کنید: معماهایی وجود دارند که شاید با انجام یک کار ساده به‌راحتی حل شوند، پس از تست کردن (تاجایی که قوانین بازی اتاق فرار به شما اجازه می‌دهند) دست بر ندارید! معماهایی هم هستند که نیاز به تفکر چند لایه و دقت و مشورت و توجه به نکات پیچیده تری دارند .

    این سایت رو معرفی میکنم که میتونید اطلاعات خوبی در مورد اسکیپ روم بدست بیارید

    https://escaperoom.ir

    و ذکر این نکته هم ضروری هست که بازی های رایانه ای و موبایلی اتاق فرار هم طراحی شده

    و میتوان با کمی صرف وقت و خلاقیت کارهای ترکیبی خوبی برای کاهش هزینه های طراحی اتاق فرار در مجموعه های فرهنگی انجام داد

    مثلا با استفاده از کیو ار کد ها و تهیه کلیپ ها و نرم افزارهای موبایلی به هیجان این بازی افزود یا با ایجاد مشوق هایی برای شرکت خانوادگی بازیکنان با هدف تقویت بنیان های خانواده بازی های مناسب خانوادگی طراحی نمود

    تجربه طراحی بازی فتح حیفا و نجات دانشمند هسته ای و چند بازی هیجان انگیز در مجموعه های فرهنگی برای خود ما خیلی جذاب بود و در برخی مدارس تربیت محور کشور روی این بازی خیلی کارهای خوبی انجام شده است .

    [ یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 0:38 ] [ مجتبی رضایی ]

    «رستوران بازی‌های فکری» رستورانی است با شعار

    «در این رستوران به جای خوراک شکم، خوراک فکر طبخ می‌شود»

    کودکی که در کلاس‌ها شرکت می‌کند باید هنگام خروج فردی متفکر باشد تا در هنگام نوجوانی متشخص شود و اگر هجمه‌ای به وی وارد شد، در مقابل آن بایستد؛ در این مسیر به اقدامات مربوط به کودک و نوجوان تخصصی‌تر پرداخته می‌شود.

    «رستوران بازی‌های فکری» چندین هدف عمده را دنبال می‌کند؛

    تقویت تفکر و تعقل ، حریت و آزادگی و تقویت اعتماد به نفس و عزت نفس در کودکان و نوجوانان است .

    ابتدا از بین بازی‌های ایرانی و خارجی، آنهایی که اهداف تربیتی را دنبال می‌کنند، گلچین کرده و هدف اصلی این بازی‌ها، اهداف بنیادین تربیتی است.

    در «رستوران‌ بازی‌های فکری» یک‌سری سیاست‌های تشویقی در نظر گرفته شده‌اند که طبق آن خانواده‌ها در مساجد حضور می‌یابند و به صورت «پدر یا مادر با فرزند»، «پدربزرگ یا مادربزرگ با نوه» و ... در بازی شرکت می‌کنند و این بازی‌ها در فضای ارتباطی خانواده عمق‌بخشی بسیاری دارد.

    طبق نظر آیت‌الله حائری شیرازی، مبانی اهداف تربیتی پیش از بلوغ در مورد تفکر، شخصیت و هویت است، لذا در این رستوران به صورت تخصصی‌ روی این اهداف کار شده است و بر اساس مبانی تربیتی اسلامی برگرفته از فقه تربیتی ،‌ سراغ قالب‌ها میرویم؛

    خوراک های این رستوران بر اساس توجه به اصول روانشناسی رشد ، و با توجه به جنسیت ، سن و شرایط و روحیه شناسی دقیق مخاطبان عرضه میشود و

    در تدوین و طراحی و استفاده از بازی ها (شما بخوانید در تهیه و پخت خوراک ها ) انتخاب ، طراحی و اجرای آنها بر اساس اصول فکری و برنامه دقیق تربیتی صورت میگیرد .

    [ شنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 23:47 ] [ مجتبی رضایی ]

    ۵۴ درصد نوجوانان در ایران, بین یک تا سه ساعت در شبانه روز, اوقات فراغت دارند با محاسبه ۱۴ میلیون دانش آموز با سرانه دو ساعت اوقات فراغت یعنی آموزش و پرورش باید برای ۲۸ میلیون ساعت نفر روز, برنامه ریزی کند

    ۵۴ درصد نوجوانان در ایران، بین یک تا سه ساعت در شبانه‌روز، اوقات فراغت دارند. با محاسبه ۱۴ میلیون دانش‌آموز با سرانه دو ساعت اوقات فراغت یعنی آموزش و پرورش باید برای ۲۸ میلیون ساعت نفر روز، برنامه‌ریزی کند.

    در وضعیت کنونی اما واقعیت در آموزش و پرورش حکایت از آن دارد که ۷۰ درصد دانش‌آموزان برای اوقات فراغت خود برنامه خاصی ندارند و شانس بهره‌برداری از امکانات تفریحی و ورزشی را به دلیل مشکلات مالی، محدودیت ظرفیت و گران بودن برخی از این امکانات به طور یکسان ندارند. بلاتکلیفی کودکان، نوجوانان و جوانان در تعطیلات تابستان و معاشرت با افرادی به واسطه شرایط خاص محیطی، خانوادگی و… آمادگی و گرایش بیشتری به انجام رفتارهای پرخطر دارند، زمینه‌ساز تمایل دانش‌آموزان برای مشارکت در رفتارهای پرخطر می‌شود و در واقع خشت اول کج گذارده می‌شود. چنین هشدارهایی است که بار دیگر اهمیت اوقات فراغت را گوشزد می‌کند.

    از همین‌رو، ما تصمیم داریم یک برنامه برای پرکردن اوقات فراغت شما پیشنهاد کنیم. البته هشدارهایی هم داریم که بهتر است به آنها توجه کنید.

    اوقات فراغت را لحظه‌هایی است که فرد فارغ از کار و مسئولیت آن را بر اساس تمایل شخصی خود تنظیم می‌کند و برنامه آن در مورد هرکس متفاوت است و به سلیقه نیازهای روحی، سن و توان مالی فرد بستگی دارد. «لحظه‌لحظه اوقات فراغت، امروزه از چنان اهمیتی برخوردار است که حتی از آن به مثابه آیینه فرهنگ جامعه یاد می‌کنند. به این معنی که چگونگی گذراندن اوقات فراغت افراد یک جامعه تا حد بسیاری معرف ویژگی‌های فرهنگی و میزان توسعه‌یافتگی آن جامعه است. بنابراین اگر طرح و نقشه زندگی و کار جوانان با برنامه‌هایی که برای اوقات فراغت خود تنظیم می‌کنند، مغایرت داشته یا تفریحات و فعالیت‌های فراغتی آنها با هنجارهای فرهنگی در تضاد باشد، اوقات فراغت به مشکل اجتماعی تبدیل خواهد شد.»

    لحظه‌های فراغت برای جوانان هم می‌تواند سازنده و مفید باشد و هم مخرب و ویرانگر، به تعبیر دیگر نبود هدف و بی‌برنامگی، باعث پیدایش فراغت‌های بیمارگونه و انواع انحرافات و بزهکاری‌ها در جامعه می‌شود.

    بررسی نحوه گذراندن اوقات فراغت جوانان در سال‌های پیش در فصل تابستان نشان می‌دهد که در بیشتر مناطق شهری بویژه شهرهای بزرگ، خیابان‌گردی و رفتن به پارک‌ها و مجموعه‌های تفریحی، به عنوان یکی از راه‌های گذراندن اوقات فراغت مطرح می‌شود که با توجه به ویژگی فعالیت‌های فرامحلی این سیل عظیم از نیروهای آزادشده متمایل به فعالیت‌های جمعی و گروهی، در هر لحظه می‌توان انتظار داشت که هیجانات انباشته آنان تخلیه‌شده و زمینه بروز هرگونه حادثه یا فعالیت مهار نشدنی را فراهم آورد.

    ● کارهایی که بهتر است انجام ندهید

    پرکردن اوقات فراغت یک هنر است که باید آن را آموخت. ما از تجربه‌هایی که در این زمینه به دست آمده استفاده کردیم و به شما توصیه می‌کنیم پرکردن ساعت‌های بیکاری به هر شیوه‌ای صحیح نیست. در اینجا به شما توصیه می‌کنیم این کارها را در تابستان کمتر انجام دهید:

    پاساژگردی ممنوع: متأسفانه «پاساژگردی» به عنوان یک پدیده امروزی، مورد توجه و استقبال زیاد جوانان واقع شده است، به طوری که بدون نیاز به خرید در پاساژها قدم می‌زنند و ویترین مغازه‌ها را تماشا می‌کنند. ما به شما این مورد را توصیه نمی‌کنیم چون ممکن است چیزهایی بخرید که بعدا متوجه شوید، بیهوده پولتان را خرج کرده‌اید و از همه مهم‌تر این که وقت و انرژی خودتان را هدر می‌دهید.

    تلویزیون کمتر تماشا کنیم: درست است که فصل تابستان تلویزیون برنامه‌های متنوعی دارد، اما شما نباید وقت زیادی را جلوی تلویزیون بگذرانید. تماشای تلویزیون یکی از کم هزینه‌ترین راه‌های گذران اوقات فراغت است ضمن این‌که تلویزیون را در همه‌ ساعات شبانه‌روز و در خانه می‌توان استفاده کرد شاید به همین دلیل تلویزیون همچنان یکی از پرطرفدار‌ترین رسانه‌های جمعی است.

    یک پژوهش در دانشگاه تهران نشان می‌دهد که متأسفانه ۶/۸۲ درصد دانشجویان روزانه تلویزیون تماشا می‌کنند و دریافته‌های این پژوهش ذکر شده که اولین فعالیت فراغتی برای دانشجویان ۲۱ دانشگاه، از ۲۵ دانشگاه بزرگ کشور، تماشای تلویزیون است و با کسب ۲/۱۶ درصد از کل امتیازات در بین ۱۹ فعالیت فراغتی مقام نخست را کسب کرده است.

    بازی‌های کامپیوتری را کم کنید: امروز کمتر کسی را می‌توان پیدا کرد که بازی‌های کامپیوتری و گیم‌نت را تجربه نکرده باشد، اما زیاد بازی کردن هم خوب نیست چون هم به چشم شما صدمه می‌زند و هم بازی‌های تخیلی می‌تواند ذهن شما را درگیر کند و این به گفته روان‌شناسان به شما صدمه می‌رساند.

    زیاد نخوابید؛ خوب نیست: خوابیدن زیاد خوب نیست. برخی دانش‌آموزان و دانشجویان تصور می‌کنند چون ۹ ماه سال تحصیلی صبح‌ها زود از خواب بیدار شده‌اند سرتاسر تابستان باید بخوابند. البته برای برخی هم جای روز و شب تغییر می‌کند و صبح‌ها تا ظهر می‌خوابند و از آن طرف شب‌ها بیدار می‌مانند که روان‌شناسان توصیه می‌کنند این کار بشدت به سلامت آنها صدمه می‌زند.

    نکته: لحظه‌های فراغت برای جوانان هم می‌تواند سازنده باشد و هم مخرب، نبود هدف و بی‌برنامگی باعث پیدایش فراغت‌های بیمارگونه و بزهکاری می‌شود

    کمتر چت کنید: در دنیای مدرن امروز راه‌های دیگری هم برای پرکردن اوقات فراغت پیدا شده و آن این است که مدت‌ها پای کامپیوتر بنشینید و چت کنید. براساس نتایج گزارش محققان دانشگاه علامه طباطبایی، نمونه‌های تحقیقی به دست آمده از چند کافی‌نت مشخص شد که ۷۱ درصد از جوانان ۱۵ تا ۳۰ سال یک بار چت کردن را امتحان کرده‌اند و ۵۵ درصد از افراد حاضر در چت روم‌ها بین ۱۶ تا ۲۵ سال دارند. این حقیقت دو سال پیش روشن شده است و می‌توان گفت که این میزان علاقه‌مندی با گسترش استفاده از اینترنت خانگی و ارزان شدن هزینه استفاده از اینترنت افزایش یافته است. در واقع باید تصریح کرد که در شرایط کنونی متأسفانه، در دسترس‌ترین و ارزان‌ترین راه‌حل برای پر کردن اوقات فراغت جوان و نوجوان ایرانی، چت کردن است. درباره معایب چت کردن و پیامدهای آن نیز به اندازه مثنوی هفتادمن کاغذ گفته و نوشته شده است.

    این کار آسیب‌های زیادی به شما می‌رساند و بدانید که بسیاری از دوستی‌های غلط یا کلاه‌برداری‌ها توسط همین چت کردن‌ها صورت می‌گیرد.

    ● کارهایی که بهتر است انجام دهید

    شنا کنید: بهتر است یک‌بار هم که شده لذت شنا کردن در استخرها را تجربه کنید. اگر امکان این را دارید که در کلاس‌های آموزشی ثبت نام کنید فرصت را از دست ندهید. فردی که شنا می‌کند، نه تنها از این طریق احساس راحتی و نشاط می‌کند بلکه بر اثر شنا کردن قابلیت‌های جسمانی خود از قبیل استقامت دستگاه گردش خون و تنفس، قدرت، سرعت و انعطاف‌پذیری مفاصل شانه و مچ پا را افزایش می‌دهد. شنا ورزشی است که از سن نوزادی تا سن کهن‌سالی می‌توان آن را انجام داد و به طور کلی ورزشی است که هیجان و اضطراب را کاهش داده، عضلات را قوی و محکم و بدن را نرم و انعطاف‌پذیر می‌سازد و باعث می‌شود که فرد انرژی بیشتری برای انجام کارهای روزانه خود کسب کند.

    کلاس زبان بروید: آشنایی به یک زبان بویژه زبان انگلیسی حتما در آینده برای شما فایده خواهد داشت. خوشبختانه امروز تعداد این کلاس‌ها افزایش یافته و حتی در کلاس‌های تابستانی مساجد و مدارس این کلاس‌ها برگزار می‌شود.

    کتاب بخوانید: حتما درس خواندن و امتحانات شما را از هر چه کتاب است خسته کرده اما سعی کنید فرصت کتاب خواندن در تابستان را از دست ندهید. حتی رتبه‌های برتر کنکور هم توصیه می‌کنند که از تابستان برای کنکور شروع کنید و این روزها را از دست ندهید.

    بازی‌های دسته‌جمعی را فراموش نکنید: در گذشته تابستان که می‌شد بچه‌های محل دورهم جمع می‌شدند و لی‌لی، هفت سنگ و…. بازی می‌کردند. امروز دیگر این بازی‌ها جایی بین بچه‌ها ندارند اما شما می‌توانید از مادران و پدران خود این بازی‌ها را یاد بگیرید و در حیاط آپارتمان با هم انجام دهید. حتی خوب است دور هم تئاتر و بازیگری را تجربه کنید. این کاری است که بسیاری از کارگردانان و بازیگران بزرگ ما در کودکی تجربه کرده‌اند.

    ● تابستان کجا برویم؟

    مسئولان برای برنامه‌ریزی اوقات فراغت به این موضوع توجه دارند که برنامه‌های اوقات فراغت باید هم شادی‌آفرین، سرگرم‌کننده و لذت‌بخش و هم متضمن رشد و کمال انسان باشد. از گذشته تاکنون مراکز محلی با کمترین هزینه برنامه‌هایی را برای کودکان و نوجوانان در نظر می‌گرفتند که حتما با آن آشنا هستید، اما ممکن است کمتر به آن توجه کرده باشید. ما برای یادآوری این مراکز را به شما معرفی می‌کنیم:

    کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان: این کانون هر تابستان برنامه‌های زیادی را برای گروه سنی ۶ تا ۱۴ سال در نظر می‌گیرد. کافی است به یکی از کانون‌های محله خود مراجعه کنید و با کارت عضویتی که می‌گیرید هم کتاب بخوانید و هم در کلاس‌های نقاشی، سفالگری، عروسک‌سازی شرکت کنید.

    مساجد محله: اما اگر در محله خود کانون ندارید حتما سری به مسجد نزدیک خانه‌تان بزنید تا از برنامه‌های آن در فصل تابستان آگاه شوید. بسیج مساجد برنامه‌های خوبی از اردو و سفر تا کلاس‌های علمی و تفریحی برگزار می‌کند که شما با هزینه کمی می‌توانید از آنها استفاده کنید.

    فرهنگسرا: این مکان‌ها هم در فصل تابستان بیکار نمی‌نشینند و برنامه‌های زیادی را برای پر کردن اوقات فراغت جوانان در نظر می‌گیرند. هرچند این کلاس‌ها پولی هستند، اما هزینه آنها به مراتب کمتر از کلاس‌های خصوصی است. البته قرار است که شهرداری روزهای جمعه در بوستان‌ها مراکزی برای تفریح و آموزش نوجوانان به طور رایگان برگزار کند.

    مدارس: مدرسه که تنها محل درس خواندن نیست. تابستان می‌توانید سری به کلاس‌هایی که آموزش و پرورش در پایگاه‌های تابستانی برای دانش‌آموزان در نظر می‌گیرد بزنید تا در کنار همکلاسی‌هایتان به اردو، کلاس نقاشی، کلاس‌های پژوهشی و تحقیقاتی بروید و لذت با هم بودن را تجربه کنید.

    [ شنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 23:3 ] [ مجتبی رضایی ]

    فارغ از تایید یا رد روش ها و متد های مختلف تربیتی و فرهنگی در چند پست اخیر وبلاگ به معرفی برخی مراکز و موسسات فرهنگی و تربیتی و بیان مبانی مورد استناد آنها در سیاست گذاری و برنامه ریزی میپردازیم :

    🕊مدارس مسجد محور بیش از 10 سال است که در شهرهایی همانند مشهد مقدس ، قم ،اصفهان ، تهران ،سبزوار و... با بیش از 50 شعبه مشغول به فعالیت می‌باشند .

    🌳 نقطه مشترک این مدارس استفاده از محیط انسان ساز مسجد و به‌کارگیری مربیان دلسوز و مؤمن می باشد در غالب این مدارس آموزش با تفریح و تجربه و اکتشاف همراه است و متربیان در اداره مدرسه مشارکت می کنند

    .🌺تلاش این مدارس خروج از قالب های نا کارامد و اقدام عملی در جهت تحول نظام آموزشی کشورمان می باشد. 🌍سیاست این مدارس آموزش کمتر یادگیری بیشتر است. این مدارس نسبت به مدارس عادی تفاوت‌هایی دارند .که نقاط قوت این مدارس در همین تفاوت‌هاست .

    💫در این مدرسه تربیت و آموزش ترجیحاً در فضا و محیط انسان ساز مسجد ، در طبیعت و همچنین فضای واقعی زندگی برگزار می‌شود .یکی از این مدارس مدرسه مسجد محور طه ص به لطف خداوند پای در این عرصه گذاشته است

    ☀️ در این مدرسه دروس مهم و لازم آموزش و پرورش رسمی به‌صورت کلاس برگزار می‌شود برخی دروس به‌صورت خود خوان و مطالعاتی و رفع اشکال ارائه می گردد و در زمان امتحانات ه‌صورت هماهنگ همه دروس امتحان داده می‌شوند . افرادی که در این مدرسه مشغول به تحصیل می‌شوند علاوه برتحصیل دروس آموزش پرورش و دریافت مدرک آن برنامه‌های تربیتی ویژه‌ای دارند .در این مدرسه تربیت بر آموزش مقدم است و اولویت اول تربیت اخلاقی وادب و بندگی می باشدو اولویت دوم آموزش دروس مورد نیاز و مفید است

    جزوه معرفی مدرسه مسجد محور طه (ص) کرمان
    در ادامه مطلب بخوانید


    ادامه مطلب
    [ شنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 22:10 ] [ مجتبی رضایی ]

    در نگاه سطحی، مدرسه مکانی است که دانش‌آموزان در آن حضور می‌یابند تا معلمان به آن‌ها آموزش دهند. اما مدرسه محیط اجتماعی سازمان‌یافته‌ای (مشتمل بر مجموعه‌ای از افراد و روابط و ساختارهای منظم) است برای کسب مجموعه‌ای از شایستگی‌های لازم (فردی، خانوادگی و اجتماعی) که متربیان باید برای وصول به مرتبه‌ای از آمادگی به‌منظور تحقق حیات طیبه آن را به دست آورند. از این رو، مدرسه فضای اجتماعی (جامعه) هدفمندی است که از طریق زنجیره‌ای از موقعیت‌ها، فرصت حرکت و رشد و تعالی‌بخشی را برای متربیان فراهم می‌‌کند که در آن شایستگی‌های لازم برای کسب و بهبود موقعیت خود و دیگران از طریق یادگیری رسمی و غیررسمی کسب می‌شود (مبانی نظری سند تحول، 1390: 288)

    . تحلیل

    با توجه به نکات گفته‌شده، کل مدرسه موضوعیت دارد. مدرسه صرفاً یک مکان نیست، بلکه یک سازمان است؛ سازمانی که فضایی منعطف، پویا، بالنده و هدفمند است. مدرسه یک نظام پویاست و در آن همه عناصر درون‌داد، فرایند و برون‌داد با یکدیگر در تعامل هستند و بر هم اثر می‌گذارند.فرهنگ مدرسه در اثر فعالیت‌های جمعی مدرسه شکل می‌گیرد. فرهنگ مدرسه عامل پیشران در تربیت دانش‌آموزان تلقی می‌شود. به عبارت دیگر، تربیت محصول جو و فرهنگ مدرسه است.سازمان‌دهی مداوم زمینه‌های تربیتی در فضای مدرسه صالح در گرو چند مؤلفه است:- تغییرات هویتی کلیه عوامل تربیت در مدرسه- ارتقای پیوسته مراتب وجودی این عوامل تربیتی- سازمان‌دهی مداوم روابط و ساختارها و شکل‌گیری فرهنگ سازمانی مدرسه- مشارکت مستقیم خانواده‌ها در برنامه‌ریزی و اداره امور مدرسه- مشارکت جامعه محلی به‌منظور غنی‌کردن فرصت‌های تربیتی از تبیین مدرسه چند نکته قابل تعمق است:

    • مدرسه نظامی باز و پویاست. ضمن مهم‌بودن درون‌دادهای مدرسه (منابع انسانی، مالی، آموزشی، تجهیزاتی و ...) ارتباط و تعامل بین عوامل تربیتی مدرسه (مدیر، معلم، مربیان و ...) با دانش‌آموزان، به‌‌عنوان مهم‌ترین عناصر فرایندی مدرسه، نقش اساسی را در تحقق اهداف این سیستم بر عهده دارد. (محصول، برون‌داد و پیامد).• مدرسه یک سازمان یادگیرنده است. لازمه تحقق اهداف مدرسه، یادگیری مستمر همکاران مدرسه است (یادگیری از ماهیت یادگیرنده، یادگیری از فرایند یادگیری و تربیت، و ...)یادگیری و توسعه شایستگی‌های حرفه‌ای همکاران از روش‌های سنتی ضمن خدمت میسر نیست، بلکه نیازمند بهره‌گیری از روش‌های یادگیری تیمی مدرسه‌محور هستیم تا همکاران با تحلیل مسائل مدرسه، به‌صورت تیمی طرح‌های کیفیت‌بخشی را تهیه، اجرا، ارزیابی و اصلاح کنند و با تأمل بر عمل، ضمن توسعه یادگیری خود، به غنی‌سازی فرایند تربیت در مدرسه کمک کنند (درس‌پژوهی).فرایند تیمی‌محور کمک خواهد کرد همه همکاران مدرسه نسبت به چشم‌انداز مدرسه حس مشترکی داشته باشند و از ظرفیت‌ و مهارت خود برای کیفیت‌بخشی به مدرسه بهره بگیرند.• مدرسه یک سازمان فرهنگ‌ساز است. تلقی مدرسه به مثابه فرهنگ بالاترین سطح یادگیری سازمانی تلقی می‌شود. در گذر از یادگیری فردی و یادگیری تیمی به یادگیری سازمانی می‌رسیم. یادگیری سازمانی در مدرسه به‌نوعی بازتعریف مدرسه به‌عنوان عنصری فرهنگی است.براساس این ادله می‌توان اذعان داشت: تربیت محصول فرهنگ مدرسه است؛ فرهنگ خلاقیت، فرهنگ پژوهش، فرهنگ انسانیت و اخلاق، فرهنگ مشارکت، فرهنگ کار و کارآفرینی، فرهنگ تلاش و پشتکار، و ...

    . رهیافت

    با توجه به این تحلیل، سؤال کلیدی آن است که چگونه می‌توان چنین مدرسه‌هایی را بازتولید کرد؟ مدرسه‌ها در شرایط فعلی با این رویکرد فاصله زیادی دارند. هر یک از عوامل مدرسه نقش خود را به‌طور ویژه‌ای دنبال می‌کنند. معلم، مشاور، مربی و مدیر بر اساس تقسیم کار انجام‌شده، وظیفه‌شان را انجام می‌دهند و کمتر به انسجام و تعامل فعالیت‌ها به‌منظور تأثیرگذاری در قالب فرهنگ مدرسه توجه دارند. برای دستیابی به این شرایط، سازمان مدرسه باید بازطراحی شود تا مدرسه به کانون تربیت تبدیل شود. در دوره ابتدایی، چون معلم محور تربیت دانش‌آموزان تلقی می‌شود، می‌تواند این نقش را در مدرسه رهبری کند. یعنی همه فعالیت‌های مدرسه به‌صورت هماهنگ راهبری شود تا تربیت همه‌جانبه صورت گیرد. اما در مدرسه‌های متوسطه اول و دوم، هر یک از معلمان تدریس خود را انجام می‌دهد. مربی تربیتی و مشاور هم کار خود را انجام می‌دهند. به عبارت دیگر، در این مدرسه‌ها متولی تربیت نداریم.در این میان، بعضی از مدرسه‌ها، طرحی را به نام معلم راهنمای پایه اجرا می‌کنند. این طرح توانسته است تا حدی خلأ تربیتی را در این مدرسه‌ها پر کند.برای هر پایه تحصیلی متوسطه اول (هفتم، هشتم و نهم) یک نفر به‌عنوان معلم راهنمای پایه انتخاب می‌شود. این فرد در کنار صلاحیت‌های علمی، صلاحیت‌های روان‌شناختی و مشاوره‌ای هم دارد و تلاش می‌کند دانش‌آموزان یک پایه (یک یا چند کلاس) را به‌خوبی بشناسد و با خانواده دانش‌آموزان ارتباط مستمر داشته باشد. در عین حال، با معلمان این دانش‌آموزان هم ارتباط دارد. به عبارت دیگر، به‌عنوان متولی تربیت، در ارتباط با دانش‌آموزان، خانواده و معلمان نقش ایفا می‌کند. این طرح سال‌هاست در این مدرسه‌ها اجرا می‌شود و یکی از شاخص‌های موفقیت در تربیت همه‌جانبه دانش‌آموزان به شمار می‌رود.این طرح می‌تواند در مدرسه‌های دولتی هم طراحی و اجرا شود، اما در حالت ایده‌آل، به نظر می‌رسد نیازمند بازنگری سازمان مدرسه‌ها هستیم تا با بازنگری ساختار مدرسه، شرایط اجرای این رویکرد که زمینه مدرسه تربیت‌محور را فراهم می‌کند مهیا شود.

    [ شنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 22:3 ] [ مجتبی رضایی ]

    یکی از نکاتی که این روزها ذهنم را مشغول کرده مساله مشکلات بنیادین مجموعه های آموزشی و تربیتی کشور است ، از مدارس و آموزشگاهها گرفته تا مجموعه های مردم نهاد و کانون های فرهنگی و موسسات آموزشی و فرهنگی و تربیتی که بسیاری از آنها مبانی فکری و نظام های برنامه ریزی و استراتژی ها و اهداف کلان آنها یا نا مشخص و بی پایه و اساس است یا حتی بدتر از این حالت ، بر اساس بنیان ها ، نظریه ها و مدل ها و روش هایی بنیان گذاری شده که نه تنها هیچ سنخیتی با جهان بینی توحیدی و نظام تربیتی اسلامی ندارد بلکه گاها در تضاد با این موضوع است ..

    شاید ریشه اصلی این مشکل به نظام آموزش عالی و همچنین ضعف های اساسی ما در حوزه دینی و عدم دسترسی و آشنایی عمومی فعالان و برنامه ریزان آموزشی و پرورشی و تربیتی با فقه تربیتی است ...

    القصه فارغ از ریشه یابی و اصل مساله لازم دیدم نمونه هایی از بنیان های فکری موسسات و مجموعه های معروف کشور را در این پست اشاره گذرایی کنم تا سر فرصت مناسب در این خصوص بیشتر بنویسم و صحبت کنیم ..

    1- معرفی کانون روانشناسی نوجوان آترینا

    کانون روانشناسی نوجوان آترینا در فروردین ماه سال 1396 تاسیس شده و پس از دوسال کار پژوهشی تخصصی در زمینه نیازهای روانی مناسب نوجوانان ایرانی ،سال 1398 فعالیت خود را در حوزه های مختلف روانشناسی به صورت تخصصی برای نوجوانان آغاز کرده است.

    این کانون با هدف تربیت نوجوانان برای ورود به دوره جوانی با روحیه ای سلامت و شاد تاسیس شده است. این کانون بر اساس بیانیه ‌ WHO (سازمان بهداشت جهانی) در راستای توجه ویژه به مسائل نوجوانان، با بهره گیری از بروزترین متدهای جهانی سعی دارد تا پا به پای پیشرفت های نسل جدید قدم بردارد و علاوه بر شناسایی توانایی های فردی کمک به پرورش آنها برای ساخت فردای این جوانان کند.

    کانون نوجوان ماهیتی روانشناختی دارد که علاوه بر روانشناسان مجرب با یاری و همکاری متخصصین مختلف در حوزه پزشکی، تغذیه ،ورزش و غیره تلاش بر بهبود کیفیت زندگی نوجوان امروزی دارد چراکه دوره نوجوانی یا بلوغ یکی از مهم ترین دوره های رشدی افراد است که اولین قدم های اجتماعی افراد در این دوره بوجود میایند. چنانچهWHO (سازمان بهداشت جهانی) اظهار می‌دارد که ۱ میلیارد نوجوان، نسل سازنده‌ چند سال دیگر این کره خاکی خواهند بود و سلامت آن‌ها به معنای سلامتی کل جهان است.

    https://kanoonnojavan.com

    2-معرفی مدرسه بلوط

    اساس کار آموزش در زیست‌بوم بلوط بر دو مدل «برنامه فلسفه برای کودکان» و «مهارت آموزی 4H» استوار است که در ادامه به تشریح آن می‌پردازیم.

    >> برنامه فلسفه برای کودکان در بلوط
    فَبَکْ به عنوان سرواژه فلسفه برای کودکان که برخی عنوان دقیق‌تر آن را «فکر پروری برای کودکان» می‌دانند به مشکل متیو لیپمن (2010 -1922) فیلسوف آمریکایی در کلاس تدریس فلسفه به دانشجویان باز می‌گردد. جایی که او متوجه شد دیگر برای اینکه دانشجویانش نحوه تفکر استدلالی و خلاقانه و داوری عقلانی را یاد بگیرند زمان مناسبی نیست و آن‌ها می‌بایست از دوران کودکی و نوجوانی چنین مهارتی را بیاموزند.
    «تفکر نقادانه»، «تفکر خلاقانه» و «تفکر مراقبتی» سه سر فصل عمده مهارتی مورد نظر در این برنامه است. در این برنامه بر اساس تشکیل کارگاه‌های آموزشی که توام با حضور در طبیعت، بازی و قصه‌گویی است بچه‌ها یاد می‌گیرند که از قدرت ذهنشان استفاده و تبادل نظر کنند و سر یک موضوع به توافق برسند. همچنین با تقویت اعتماد به نفسشان، یاد می‌گیرند که از مشورت با دیگران فرار نکنند، انتقادپذیر باشند و هیچ حرفی را بدون دلیل و فکر قبول و یا رد نکنند. در ضمن آن‌ها متوجه می‌شوند که برای داشتن یک رابطه موثر، خوب گوش دادن را یاد بگیرند.

    >> بلوط، مدرسه مهارت‌آموزی
    نقشه راه ما مدل 4H است
    مهارت‌های زندگی توانایی‌هایی هستند که با تمرین مداوم در 6 سال اول زندگی که ما آن را 6 سال طلایی می‌نامیم، پرورش می‌یابند و در 6 سال دوم نهادینه می‌شوند و کودک را برای روبه‌رو شدن با مسایل زندگی، افزایش توانایی‌های روانی، اجتماعی و بهداشتی آماده می‌کنند. سازمان جهانی بهداشت، مهارت‌های زندگی را چنین تعریف نموده است: توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه‌ای که کودک بتواند با چالش‌ها و ضروریات زندگی روزمره خود کنار بیاید. در تعریف دیگر می‌توان مـــهارت‌های زندگی را مجموعه‌ای از مهارت‌ها و شایستگی‌های فـردی و گــروهی دانست که کودکان و نوجوانان بــرای زیستن در هــــزاره جدید به آن نیازمند هستند. همزمان با یادگیری، تسلط و استقرار این مهارت‌ها، کودکان در سنین بالاتر علاوه بر رسیدن به آرامش و تـعادل در زندگی فردی و اجتماعی به ایفای نقش موثر در زندگی خود می‌پردازد.
    نقشه راه 4H یک نقشه مهارت آموزی متعادل و پویای جهانی است که از طرف سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد «یونسکو» ارائه گردیده است، در این مدل مهارت‌ورزی به چهار فاکتور سر (Head)، قلب (Heart)، دست‌‏ها (Hands) و سلامت (Health) باید به یک اندازه توجه شود.

    تماس‌ها

    وب سایت: www.balootschool.com

    اینستاگرام: balootschool

    [ شنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 3:39 ] [ مجتبی رضایی ]

    یکی از موارد مهمی که باید خانواده ها با آن آشنا باشند افزایش نظم در نوجوانان و تاثیر آن در رشد نوجوان است والدینی که به کارهای روزمره و منظم در خانواده اهمیت می دهند، احتمالاً با شروع نوجوانی فرزندشان دچار مشکل می شوند و از اهمیت افزایش نظم در نوجوانان و تاثیر آن در رشد نوجوان اطلاع کافی ندارند.


    بی نظمی در دختر یا پسر نوجوان آن ها اغلب به طور فزاینده ای آشکار می شود. شروع تغییرات نوجوانی یک دوره پر چالش و پیچیده در زندگی همه است. والدین با احساس سردرگمی بیشتر در مورد تغییرات فرزندشان، از خود می پرسند: " چه اتفاقی دارد می افتد؟" "چکار باید بکنیم؟" آن ها باید با نقش والدین در افزایش نظم در دانش آموزان آشنا باشند. یکی از چالش های آغاز نوجوانی، تلاشی است که نوجوان برای شکستن مرزهای قبلی می کند تا آزادی بیشتری را برای خودش فراهم کند. والدینی که به دنبال بحث منطقی هستند، در تلاش برای برقراری ارتباط با نوجوانی که بیشتر تحت تاثیر هورمون ها و هیجاناتش هست، دچار مشکل خواهند شد.

    برای مثال، یکی از نشانه ‌های بی نظمی در نوجوانان در اواخر دبستان یا اوایل دوره راهنمایی، تضعیف انگیزه تحصیلی، شکست در تلاش برای انجام کارها، و پایین آمدن نمرات می باشد که از عوامل بی نظمی در نوجوانان است. در این مرحله، والدین برای کمک به افزایش نظم در دانش آموزان باید آن ها را آگاه کنند که درک می کنند که اکنون چیزهای بیشتری در ذهن آن ها وجود دارد که تمرکز روی انجام تکالیف و مطالعه برای آزمون ها را برای ان ها سخت تر می کند، و اینکه حتی ممکن است آن ها فکر کنند که تلاش برای کسب نمرات خوب اهمیتی ندارد و با در کنار آن ها بودن و همدلی با آن ها بتوانند باهم راه هایی را پیدا کنند که بتوانند باعث افزایش نظم در نوجوان شوند، زیرا نحوه مراقبت از تحصیل در حال حاضر بر فرصت‌ هایی که بعدا در بزرگسالی برای نوجوان به وجود می آید و میزان کیفیت زندگی آن ها در آینده بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

    نقش والدین در افزایش نظم در نوجوانان و تاثیر آن در رشد نوجوان

    یکی از روش های افزایش نظم در نوجوانان آموزش مدیریت زمان است. نقش والدین در افزایش نظم در دانش آموزان این است که به نوجوان کمک کنند تا خود را در سه زمان مدیریت کند: مدیریت زمان گذشته، زمان حال و زمان آینده، که هر کدام به مجموعه ای از مهارت های خاص خود نیاز دارند.

    تاثیر مدیریت زمان در افزایش نظم نوجوانان:

    آموزش مدیریت زمان برای افزایش نظم در دانش آموزان می تواند تا حد زیادی به برنامه ریزی و هدف گذاری بهتر و نظم بیشتر در نوجوان کمک کند.
    مدیریت زمان گذشته برای افزایش نظم در نوجوانان: که مربوط به ثبت سوابق گذشته و راه هایی است که به شما کمک کرده است که بتوانید بهتر و منظم تر عمل کنید، و همین طور راه هایی که منجر به بی نظمی بیشتر شده است را، پیدا کنید و به این ترتیب از تجربه گذشته استفاده کنید و نقاط قوت خود را تکرار کنید و نقاط ضعف خود را تقویت کنید .
    مدیریت زمان حال برای افزایش نظم در دانش آموزان: با تقویت ذهن آگاهی و اینکه در حال حاضر با توجه به شرایط موجود چه کارهایی اولویت دارند و زمان گذاشتن برای کدام کارها کارایی بیشتری دارد .
    مدیریت زمان آینده برای افزایش نظم در نوجوانان: با برنامه ریزی و هدف گذاری ارتباط دارد تا بخشی از مسیر زندگی فرد را هدایت کند. هدف گذاری و برنامه ریزی علاوه بر این که به پیشرفت فرد کمک می کند برای امادگی فرد و اینکه چگونه می برای چالش هایی که ممکن است در آینده از راه برسد آماده شود هم مفید است. این مطالب بخشی از عوامل افزایش نظم در نوجوانان و تاثیر آن در رشد نوجوان است.

    تاثیر همدلی با نوجوان برای افزایش نظم در نوجوانان:

    نظارت بر رفتار دختر یا پسر نوجوان برای کمک به افزایش نظم در نوجوانان و تمرکز بیشتر از چالش های سختی است که والدین با آن مواجه می شوند، زیرا احتمالا نوجوان، احساس می کند که بسیار بزرگ تر از آن است که دیگر بخواهد توسط والدینش مدیریت شود، بنابراین ممکن است فرزندان در برابر کمک های والدین مقاومت های زیادی را از خود نشان دهند. برای اینکه والدین بهتر بتوانند نوجوان خود را درک کنند می توانند به یاد بیاورند که برای خودشان هم، کنار آمدن با پیچیدگی‌های رو به رشد بزرگسالی سخت بوده است و انتقال از زندگی مجردی به زندگی مشترک و سپس اضافه شدن نقش والدین در افزایش نظم در نوجوانان همگی چالش هایی را برای آن ها داشته است که در حال حاضر نوجوان در همان مسیر قرار دارد .

    اهمیت افزایش نظم والدین در زندگی:

    مورد بعدی که بسیار مهم است نحوه عملکرد والدین و میزان منظم بودن آن هاست. هرچقدر که والدین به فرزندانشان آموزش هایی مبنی بر منظم بودن و برنامه ریزی و هدف گذاری بدهند، تا زمانی که فرزندان این اعمال را درون زندگی والدینشان مشاهده نکنند، آن حرف ها و آموزش ها نمی تواند موثر باشد.

    اشتراک گذاری تجربیات برای افزایش نظم در نوجوانان:

    در مجموع والدین می‌توانند به جای کنترل کردن و نصیحت کردن به سمت راهنما و مربی بودن حرکت کنند. این به معنای احترام گذاشتن به حق نوجوان در تصمیم گیری و مسئولیت پذیری در نوجوان در قبال عواقب آن است. چیزی که والدین می توانند با احترام ارائه دهند، مشاوره ای است که از تجربه طولانی تر زندگی خودشان به دست آمده است ولی در عین حال حق انتخاب و تصمیم گیری را هم به فرزند خود بدهند. همه ما از آزمایش‌هایمان در زندگی ممکن است چیزهایی یاد گرفته باشیم که دانستن آن ها می‌تواند برای افزایش نظم در نوجوانان مفید باشد.

    [ شنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 3:17 ] [ مجتبی رضایی ]

    نظرات متفکران حوزه ارتباطات و رسانه:

    ۱- پائولوفریره : دانشمند برزیلی – نظریه فراگرد ارتباطی مشارکتی – الگوی محاوره و بصیرت – کتاب آموزش ستمدیدگان شامل: گفت و شنود آزاد، مشارکت در کوشش های رهایی دهند، اعتقاد به توانایی افراد برای فراگیری در راس آنها – نقش آموزش ارتباطات – آموزش مخزنی شامل : محاوره، طرد تفاوت در فرستنده و گیرنده، اعتقاده به توانایی و خلاقیت فرد، مشارکت در کوشش هایی رهایی بخش ارتباطی – و همچنین وی برای رسانه ها نقش هوشیار سازی را مطرح می کند.

    ۲- گوستاولوبون : جامعه شناس فرانسوی – نظریه روانشناسی اجتماعی – انبوه خلق – وی می گوید: مطبوعات از ارکان پیدایش متغییر انبوه خلق است. کتابهایش: جماعت یا انبوه خلق ، روانشناسی سوسیالیسم ، روانشناسی جماعت ،روانشناسی انقلاب – تودها های مردم را به همگن و ناهمگن تقسیم کرده است. – انبوه خلق شامل : قراردای = مربوط به شخصیت سیاسی یا گروه های ورزشی و هنری اجتماعی، اتفاقی = زلزله، تصادف – نمایشی (رقص گرا) = چهارشنبه سوری، دستجات مذهبی، فعال = تیم ورزشی – تقسیم بندی انبوه خلق شامل : روانگرا (روان انبوه) ، متشکل (سازمان یافته)

    ۱- هربرت بلومر : دو عامل را در تشکیل انبوه خلق موثر می داند : ۱- تجمع افراد ۲- مجاورت آنها با یکدیگر

    ۲- مکتب فرانکفورت : مکتبی نومارکسیستی از اندیشمندان آلمانی ـ نقد در حوزه نظریه سلطه ـ تاکید بر رهایی ـ اولین مطالعات و تحقیقات انتقادی درباره وسایل جدید ارتباطی در نیمه اول قرن بیستم.

    ۳- سزهاملینگ : هلندی – منتقد مکتب فرانکفورت – ارتباطات را به دو دسته تقسیم می کند : ۱- سرکوب کننده : در خدمت صاحبان سرمایه ۲- آزاد کننده : در خدمت جامعه – به جامعه اطلاعاتی هم انتقاد دارد و معتقد است به جای جامعه اطلاعاتی باید جامعه ارتباطی را به کار برد.

    ۴- هربرت مارکوزه : نظریه انسان تک ساحتی – شبکه های الکترونیکی جهان در رابطه با جریان اطلاعات و تمامیت فرهنگی سوال برانگیز است – فرهنگ بسته بندی شده رسانه ها – رسانه ها در پی تقویت خواسته های کازبند.

    ۵- فردیناندو سوسور : با همکاری کلودلوی اشتروس مردم شناس معاصر به نظریه مکتب ساختارگرا دست یافتند – پدر نخستین زبانشناسی نوین – تحلیل گفتمان

    ۶- تئودور آدورنو : وسایل ارتباط جمعی باید با نفوذ در فرهنگ جامعه و از طریق جنگ موضعی به تدریج زمینه ی بدست گرفتن قدرت را فراهم کند – تاکید بر نقش های اجتماعی منفی وسایل ارتباط جمعی – صنعت فرهنگ و آثار منفی – فرهنگ توده و صنایع فرهنگی – نگران فرهنگ توده ای : دروغ بودن فرهنگ ، از تاثیرات سرکوبگر و بی حس کننده ۳- موجب درهم ریختگی شعور انسان ۴- رسانه ها دیگر تسلط به نظر نمی رسند.

    ۷- ماکس هورکهایمر : منتقد مکتب فرانکفورت – فرهنگ توده و صنایع فرهنگی – وسایل ارتباط جمعی و یکی از نظریه پردازن – محقق معاصر در نظریه های مکتب فرانکفورت در مورد بررسی ریشه های مطالعات انتقادی در زمینه ارتباطات جمعی – سه زوال فردیت : ۱- یکپارچه شدن آگاهی انسان بوسیله ارتباطات هدایت شده ۲- ناچیز شمردن خصلت و کیفیت فرد در تحول اشکال تولید ۳- دگرگونی در ساختمان روانی انسان به دلیل اجتماعی شدن یکپارچه انسان ها.

    ۸- نیکولاس پولانزاس : تاکید بر مفهوم اطمینان کنش ارتباطی – نظریه مطالعات فرهنگی – منتقد آلتوسر که این دو اقتصادی را آلتوسر در نظر نگرفته است : ۱- نادیده گرفتن دستگاه های ایدئولوژیک دولت ۲- عدم بررسی عمیق موضوع

    ۹- ادگارمورن : نظریه زمان زدگی – به مساله صنایع فرهنگی و فرهنگ توده شکل تازه می بخشد –جامع ترین اثر انتقادی در مورد صنایع فرهنگی و فرهنگ توده در کشورهای غربی – فرهنگ سطحی و مبتذل در سطح انبوده است – خاصیت را از بین می برد – به جای نویسنده در مطبوعات و رسانه های جدید نویسا بوجود می آید- ستاره پرستی و شخصیت سازی و همین طور تولیدات فرهنگی سطحی افراد را در ارضای نیازهای خود بویژه نیاز همانند جویی و فرافکنی پاسخ می دهد – فرهنگ جوامع را فرهنگ موزاییکی توصیف می کند – فرهنگی که خودی نیست بلکه برگرفته از فرهنگ های دیگر است.

    ۱۰- زیگونت بامان : برای تبدیل فرهنگ توده صرفا احداث یک ایستگاه تلویزیونی کافی نیست بلکه شرایط و موقعیت های خاص زندگی ابتدا باید یکسان شود تا ترکیبات و شرایط صحیح برای پذیرش پیام ارتباط جمعی فراهم شود.


    ادامه مطلب
    [ شنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 3:5 ] [ مجتبی رضایی ]

    ادب‌آموزی به کودک
    تربیت کودک به معنای پرورش طفل در بُعد روحی و اخلاقی است، به‌گونه‌ای که جسم و جان و عقل و علم او افزایش یابد، تا بتواند امور مربوط به دین و دنیای خود را انجام دهد. بر پدر و مادر واجب است اطفال خود را نسبت به‌پذیرش اصول اعتقادی تربیت نمایند و احکام واجبات و آن‌چه شارع مقدّس به انجام آن اهتمام دارد را به‌آنان بیاموزند.دوران کودکی زمان مستعد یادگیری و شکل‌گیری اخلاقیات کودک است، لذا والدین باید با شناخت از دستورات و راهنمایی‌های معصومین (علیهم‌السلام) فرزندان خود را به‌صورت صحیح تربیت نمایند، و آداب معاشرت، اخلاق اجتماعی، نظافت و دیگر آداب اسلامی که در روایات به آن‌ها توصیه شده است را به فرزند خود آموزش دهند. در ادامه به برخی از آدابی که در روایات سفارش شده که به کودکان آموزش داده شود را بیان می‌کنیم.
    ۱ - ادب نظافت۲ - ادب غذا خوردن۳ - تربیت کودک به آداب اجتماعی ۳.۱ - ادب معاشرت با مردم ۳.۲ - ادب سلام۴ - مشورت با نوجوانان۵ - کمک به نوجوانان در انتخاب دوست۶ - افراد شایسته دوستی برای فرزندان ۶.۱ - یاد کنندگان خدا ۶.۲ - علماء ۶.۳ - حکما ۶.۴ - مؤمنین۷ - عدالت و مساوات در بین اطفال۸ - آموزش کودکان در قانون اساسی و دیگر قوانین۹ - آموزش کودک در اعلامیه جهانی حقوق کودک۱۰ - پانویس۱۱ - منبع

    ۱ - ادب نظافت
    اسلام برای رعایت نظافت و بهداشت، اهمّیتی فوق‌العاده قائل است. پیامبر اعظم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرموده است: هر چه می‌توانید در رعایت پاکیزگی بکوشید، زیرا خداوند اسلام را بر پاکی و نظافت بنیان نهاده است و آن‌ها که پاکیزه‌اند وارد بهشت می‌شوند. «تَنَظَّفُوا بِکُلَّ مَا استَطَعتُم، فَاِنَّ اللهَ (تَعالی) بُنِی الاِسلامَ عَلَی النَّظافَةِ وَ لَن یدخُلَ الجَنَّةَ اِلاّ کُلَّ نَظیفٍ».
    [۱]
    آن حضرت یکی از حقوق کودکان را رعایت پاکیزگی در مورد آنان و پرورش و تمرین به انجام آن می‌داند. «حَقُّ الوَلَدِ عَلَی وَالِدِهِ... وَ یُطَهَّرَهُ...».
    [۲]
    در روایت دیگری امام رضا (علیه‌السّلام) از قول آن حضرت نقل می‌کند که فرموده است: کودکان خود را از بوی بد و چربی، پاکیزه نگهدارید.
    [۳]
    [۴]
    از بعضی روایات نیز استفاده می‌شود، پیامبر عالی‌قدر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) علاوه بر این‌که به رعایت نظافت دستور می‌داد، به آراستگی ظاهر بدن نیز اهتمام داشت. امام صادق (علیه‌السّلام) نقل می‌کند، کودکی به محضر ایشان آوردند تا در حقّش دعا کند، در حالی‌که موهای اطراف سرش کوتاه کرده بودند و مقدار مختصری وسط سر باقی مانده بود (منظره بدی ایجاد شده بود)، آن حضرت از دعا برای آن کودک امتناع ورزید و دستور فرمود با چیدن موهای باقی مانده، ظاهر کودک آراسته گردد، آن‌گاه دعا خواندند.
    [۵]
    [۶]
    قریب به این مضمون از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) نیز روایت شده است.
    [۷]
    از مجموع این احادیث استفاده می‌شود که سزاوار است والدین به پاکیزگی و آراستگی کودکان توجّه کامل داشته باشند و آن‌ها را به رعایت نظافت نسبت به خود و دیگران، عادت دهند.
    ۲ - ادب غذا خوردن
    اولین غریزه‌ای که در وجود کودک بروز می‌کند، میل به غذا و طعام است. برای استفاده از آب و غذا، در کتب اخلاقی
    [۸]
    و فقهی،
    [۹]
    [۱۰]
    آداب و شرایطی ذکر نموده‌اند، مثل غذا خوردن با دست راست، گفتن «بسم الله» برای هر لقمه، دست نزدن به غذایی که مربوط به‌دیگران است، نخوردن غذا با سرعت، جویدن غذا به‌طور کامل، منع از پُرخوری و...امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) می‌فرماید: در هنگام خوردن طعام، بسم الله بگویید.
    [۱۱]
    هم‌چنین پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌فرماید: هرگاه طعام حاضر شود چهار هزار ملک در اطراف آن جمع می‌شوند و اگر کسی که می‌خواهد از آن استفاده کند بسم الله بگوید، ملائکه در حق او دعا می‌کند و از خداوند درخواست می‌نمایند طعام او را مبارک گرداند و شیطان از او دور شود.
    [۱۲]
    در روایت دیگری، آن حضرت می‌فرماید: اگر مردی، خانواده و فرزندان خود را بر سر سفره برای خوردن طعام جمع کند، خودش در ابتدا بسم الله بگوید و دستور دهد آن‌ها هم چنین کنند و در آخر غذا، حمد و ثنای الهی گویند تا سفره برچیده شود، خداوند آن‌ها را می‌آمرزد.
    [۱۳]
    هم‌چنین امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) خطاب به فرزندش امام مجتبی (علیه‌السّلام) می‌فرماید: آیا دوست‌داری در غذا خوردن آدابی به تو بیاموزم که اگر رعایت کنی بی نیاز از پزشک و دارو شوی؟ جواب داد: آری یا امیرالمؤمنین. فرمودند:ـ تا گرسنه نشده‌ای بر سر سفره غذا منشین.ـ هنوز به غذا میل‌داری، دست از غذا خوردن بکش.ـ جویدن غذا را کامل کن.ـ قبل از خوابیدن، قضای‌حاجت نما.«قالَ: لا تَجلِس عَلَی الطَّعَامِ اِلاَّ وَ اَنتَ جَائِعٌ، وَ لا تَقُم عَنِ الطَّعَامِ اِلاَّ وَ اَنتَ تَشتَهِیهِ، وَجَوَّدِ المَضغَ وَ اِذا نِمتَ فَاَعرِض نَفسَکَ عَلَی الخَلاءِ».
    [۱۴]
    [۱۵]

    ۳ - تربیت کودک به آداب اجتماعی
    یکی از ابعاد وجودی انسان، اجتماعی بودن اوست که در مقام تربیت باید مورد توجّه قرار گیرد. بنابراین، از جمله حقوقی که فرزندان بر والدین دارند، تربیت نمودن آن‌ها به آداب و اخلاق اجتماعی است، تا استعدادهای آن‌ها در عرصه حیات اجتماعی شکوفا شود و بتوانند به‌صورت فعّال و موفق، در اجتماع حضور یابند.مقصود از تربیت اجتماعی، پرورش دادن فرزندان بر اساس التزام به آداب اجتماع و اصول ارزشمند اخلاقی است، به‌طوری که از همان دوران کودکی بتوانند در جامعه حضور یابند و از حسن رفتار و ادب و تعادل روحی و روانی، و خِرَدورزی در برخورد با دیگران، برخوردار باشند.البتّه تربیت اجتماعی با دیگر مراحل تربیتی نیز مرتبط بوده و جدای از سایر مراحل، قابل تحقّق نخواهد بود. اسلام به‌عنوان دینی جامع‌نگر، به آداب و اخلاق اجتماعی، عنایت خاصی دارد و دستورهای ارزنده در این‌باره صادر نموده است. عفو و بخشش، احترام به شخصیت دیگران، تواضع، نظم و انضباط، محبت متقابل، رعایت حقوق دیگران، جرات و شهامت داشتن، ایثار و فداکاری و گذشت، نظارت و مراقبت اجتماعی، مشورت کردن، تعاون و همکاری و مسئولیت‌پذیری و... جزو اصول تربیتی، اجتماعی است که مورد سفارش اسلام قرار گرفته‌اند، و بی‌تردید خانواده، اوّلین نهادی است که این اصول در آن تجربه می‌شود و پدران و مادران می‌توانند الگوی عملی و نمونه عینی این صفات برای کودکان و نوجوانان باشند تا در عرصه زندگی اجتماعی خویش، آن‌ها را به‌کار بندند.
    [۱۶]
    بنابراین اخلاق اجتماعی مانند سایر صفات اخلاقی به‌طور ناگهانی در کودکان ظهور و بروز نمی‌کنند، بلکه بر اساس پرورش والدین، به‌تدریج در رفتار و کردارشان به وجود می‌آید. پدر به‌عنوان حلقه اتصال خانواده با جامعه، بیشترین نقش را در تربیت اجتماعی فرزندان و ایجاد مهارت‌های اجتماعی در آنان دارد. این مهارت‌ها شامل، مهارت داشتن در ارتباط با دیگران، مهارت در گوش دادن و همدردی و ارتباط غیرکلامی، و مهارت در تشخیص احساسات خویش است.محقّقان، مهارت‌های اجتماعی را در پنج طبقه: همکاری و کمک به‌دیگران، گفتار مناسب (تقاضا کردن و پاسخ آشکار)، مسئولیت‌پذیری، همدلی (محبت و همدردی) و خویشتن‌داری (صبور بودن و تحمّل کردن) تقسیم بندی کرده‌اند.
    [۱۷]
    بدون شک، خانواده، اوّلین نهادی است که این مهارت‌ها باید در آن کسب و تجربه شوند و پدر به‌عنوان مدیر این نهاد که وظیفه سامان‌دهی آن‌را به‌عهده دارد، دارای نقش اساسی است. اهمیت نقش پدر در تربیت اجتماعی و ایجاد مهارت‌های مربوط به آن، از چند زاویه قابل توجّه است:اوّلاً: پدر باید مفاهیم اصول اخلاق اجتماعی را به فرزند آموزش داده و مصادیق آن‌را مانند، احسان، ایثار، تعاون و ... به کودک معرفی نماید و با انتخاب شیوه‌های مناسب، او را به‌سوی این ارزش‌ها سوق دهد.ثانیاً: پدر به‌عنوان مظهر دانایی و اقتدار، از نظر کودک باید خود الگوی برتر و معرّف رفتاری باشد که کودک را بدان راهنمایی می‌کند.ثالثاً: پدر باید با مراقبت و نظارت پیگیر، زمینه تکرار و تمرین مصادیق ارزشمند اخلاقی را فراهم آورد و آن‌ها را در روح و روان کودک تقویت و نهادینه نماید. هم‌چنین در سنین بالاتر با تبیین درستی و نادرستی کارها، زمینه مناسبی را برای انجام مصادیق اخلاق اجتماعی توسط نوجوان فراهم آورد. در این‌جا نمونه‌هایی از تعالیم و آداب اسلامی در ارتباط با وظیفه والدین در خصوص تربیت اجتماعی فرزندان اشاره می‌کنیم:
    ۳.۱ - ادب معاشرت با مردم
    یکی از مهم‌ترین آداب اجتماعی که در زمره حقوق مسلمانان نسبت به یکدیگر محسوب می‌گردد، حسن معاشرت با مردم و احترام به آنهاست.خداوند متعال خطاب به رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌فرماید: به بندگانم بگو به بهترین وجه سخن بگویند. «وَ قُل لِعِبَادِی یَقُولُوا الَّتِی هِیَ اَحسَنُ
    [۱۸]
    » کلمه «عِبادِی» اشاره به مؤمنین است و «احسَنُ» بهترین از نظر طرز بیان و بهترین از جهت توام بودن با فضائل اخلاقی و روش‌های انسانی است.بسیاری از مظاهر احترام به دیگران و برخورد سالم با آن‌ها در روایت معصومین (علیهم‌السّلام)، خطاب به فرزندانشان مورد تاکید قرار گرفته است. امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام)، ضمن وصیت خود به امام حسن (علیه‌السّلام) می‌فرماید: با مردم به‌نیکویی سخن بگویید، همان‌گونه که خداوند شما را بدان امر کرده است. «قُولُوا لِلنَّاسِ حُسنًا کَمَا اَمَرَکُمُ اللهُ».
    [۱۹]
    هم‌چنین در پرهیز از استهزاء و تحقیر دیگران به آن حضرت فرموده است: فرزندم، هیچ‌گاه در برخوردهایت کسی را تحقیر مکن، زیرا یا بزرگتر از توست که باید به جای پدر خود او را به حساب آوری، یا همانند (هم‌سال) توست که برادرت می‌باشد، و یا کوچک‌تر از توست که باید او را فرزند خود بدانی.
    [۲۰]
    و نیز به ایشان فرموده است: عذر کسی که از تو پوزش بخواهد، بپذیر و پذیرای عفو و گذشت از مردم باش. «... وَاَقبِل عُذرَ مَنِ اعتَذَرَ اِلَیکَ وَ اَقبِلِ العَفوَ مِنَ النّاسِ».
    [۲۱]
    [۲۲]
    [۲۳]
    علی بن جعفر از برادرش امام موسی کاظم (علیه‌السّلام) نقل می‌کند که روزی پدرم دست مرا گرفت و فرمود: فرزندم، پدرم محمد بن علی (علیه‌السّلام) هم‌چنان‌که دست تو را گرفته‌ام، دست مرا گرفت و فرمود: پدرم علی بن حسین (علیه‌السّلام) دست مرا گرفت و فرمود: فرزندم، هر کس از تو کار خیری خواست، برایش انجام بده، اگر او اهل خیر باشد، تو به مقصود خود رسیده‌ای و اگر اهلش نباشد، تو خود شایسته و اهل آن خواهی بود. «یا بُنَی اِفعَلِ الخَیرَ اِلی کُلَّ مَن طَلَبَهُ مِنکَ فَاِن کانَ مِن اَهلِهِ فَقَد اَصَبتَ مَوضِعَهُ وَ اِن لَم یَکُن مِن اَهلِهِ کُنتُ اَنتَ مِن اَهلِهِ».
    [۲۴]
    کوتاه سخن این‌که معاشرت، رفت و آمد، نشست و برخاست، داد و ستد و برخورد با دیگران، از لوازم حتمی و اجتناب‌ناپذیر زندگی اجتماعی است؛ انسان در مسیر زندگی با افراد مختلف، با سلیقه‌های گوناگون و گرایش‌ها و فرهنگ‌های متفاوت مواجه می‌گردد. و حتّی گاه با کسانی برخورد می‌کند که از نظر فرهنگ، اخلاق، و سطح فکر پایین‌تر از وی هستند، بلکه چه‌بسا از اعتدال‌روانی برخوردار نبوده و پیوسته در صدد بهانه‌گیری، اِشکال تراشی و درگیری با اطرافیان خود هستند. در این میان، کسانی که از سلامت روحی کافی برخوردارند، به حرمت انسانی خود ارج نهاده، از هر وسیله‌ای برای پاسداری و حراست از آن استفاده می‌کنند و از اطرافیان خود نیز انتظار دارند این خواسته طبیعی را پاس بدارند. لیکن هرگز نباید انتظار داشت که اطرافیان و معاشران ما در همه امور زندگی با ما هم‌فکر، و هم‌سلیقه بوده و هیچ‌گونه اختلافی نداشته باشند.روح سازگاری و احترام متقابل ضمن این‌که از برترین صفات انسانی و عالی‌ترین خصلت‌های مسالمت‌آمیز به‌حساب می‌آید، می‌تواند مشکلات اجتماعی، و معاشرتی را در حدّ بالایی کاهش دهد. بدان‌جهت سزاوار است والدین، در برخوردها، معاشرت‌ها، شرکت در مجالس و میهمانی‌ها، و به‌طور کلّی با پیگیری و جدیت تمام، کودکان را به رعایت این خوی پسندیده تشویق و عادت دهند.
    ۳.۲ - ادب سلام
    سلام دادن به‌دیگران، از آداب شیرین معاشرت و مکمّل آنست. قرآن کریم می‌فرماید: ‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید، در خانه دیگران وارد نشوید تا این‌که اجازه بگیرید و بر اهل آن خانه سلام کنید، [و به این ترتیب ورود خود را پیش‌تر به‌اطلاع آن‌ها برسانید و موافقت آن‌ها را جلب نمایید] این برای شما بهتر است.
    [۲۵]
    در این میان، سلام دادن به کودکان، نشانه تواضع و بزرگی و نرم‌خویی و سبب ارج نهادن به شخصیت آن‌ها و خُلق وخوی پیامبرانه و سنّت خوب محمّدی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) است، تا به آن عادت کنند و با سلام به دیگران، احترام گذارند. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) تا زنده بود این سنّت نیکو را رها نکرد و پیوسته به بزرگ و کوچک سلام می‌کرد و رعایت آن‌را می‌طلبید و می‌فرمود، من به کودکان سلام می‌کنم تا بعد از من در بین مسلمانان سنّت شود، «خَمسٌ لا اَدعُهُنَّ حَتّی المَمَاتِ... وَ التَّسلِیمُ عَلَی الصِّبیَانِ لِیکُونَ ذَلِکَ سُنَّةً مِن بَعدِی».
    [۲۶]
    [۲۷]
    هم‌چنین فرموده است: در بهشت خانه‌هایی است که ظاهر آن از درون پیداست، اجازه ورود در آن‌را به کسانی می‌دهند که نیکو سخن بگویند و نیکو غذا بخورند، و به هرکس که می‌رسند، بلند سلام بدهند و در وقتی که چشم مردم را خواب برده است، نماز بخوانند.
    [۲۸]
    (مقصود نماز شب است).هم‌چنین جناب لقمان (علیه‌السّلام) نیز به فرزندش فرموده است: قبل از آن‌که با مردم سخن آغاز کنی، در سلام کردن و مصافحه نمودن پیش‌قدم شو. «یا بُنَیَّ اِبدَءِ النَّاسَ بِالسَّلامِ وَ المُصافِحَةِ قَبلَ الکَلامِ».
    [۲۹]

    ۴ - مشورت با نوجوانان
    یکی از راه‌های تربیت فرزندان به آداب اجتماعی، مشورت و نقش دادن به آنان در تصمیم‌گیری‌ها است.در روایتی پیامبر اعظم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌فرماید: کودک تا هفت سالگی همانند آقا و سرور باید مورد احترام و اطاعت قرار گیرد، و در هفت سال دوّم لازم است تحت تعلیم و تربیت واقع شود و در جهت رشد و شکوفایی استعدادهای فطری او به آموزش و پرورش او همّت گمارند، و در هفت سال سوّم وزیر است، یعنی کسی است که می‌تواند مسئولیت را بپذیرد و به‌عنوان مشاور مورد مشورت قرار گیرد و از فکر و‌ اندیشه او بهره برده شد. «اَلوَلَدُ سَیدٌ سَبعَ سِنینَ وَ عَبدٌ سَبعَ سِنینَ وَ وَزیرٌ سَبعَ سِنینَ».
    [۳۰]
    لازمه این نام‌گذاری در هفت سال سوّم، تربیت و آمادگی فرزند برای پذیرش مسئولیت در دوره قبل از آن است، بنابراین لازم است کودک این آمادگی را در محیط خانه و ایام تحصیل در مدرسه، کسب نماید.مشورت کردن با فرزندان، نوعی جلب مشارکت آنان بوده و موجب رشد و تعالی شخصیت آنان می‌گردد، زیرا با این‌کار، احساس مفید و مستقل بودن می‌نماید و راه مبارزه با مشکلات و یافتن راه‌حلّ در آنان، شکوفا می‌شود و اعتماد به نفس در وجودشان تقویت می‌گردد.شایسته است علاوه بر نظرخواهی از فرزندان، انجام برخی از امور را نیز به آنان واگذار کرد تا خود را بنمایانند، نوجوانان در این سنین علاقمند به بروز شخصیت مستقل و نشان دادن توانایی‌ها و استعدادهای درونی خود هستند و اگر بستر مناسب و زمینه مساعدی برای آن پیدا شود به‌یقین در رشد و شکوفایی متعادل شخصیت آنان تاثیر به‌سزایی خواهد داشت.
    [۳۱]
    [۳۲]

    ۵ - کمک به نوجوانان در انتخاب دوست
    نقش دوست در زندگی انسان به‌ویژه در سنین نوجوانی، بسیار روشن و با اهمیت است، زیرا نوجوانان باتوجّه به این‌که بیش‌تر تمایل به بروز شخصیت مستقل خود دارند و نمی‌خواهند تابع محض دیگران باشند، علاقمند هستند با پیوستن به گروه‌های هم‌سال، ابراز وجود نمایند. انتخاب دوست و حضور در جمع‌های دوستانه و گروه‌های هم‌سال برای تربیت اجتماعی فرزندان لازم است، چرا که در این ارتباط آثار رفتار خود با دیگران را مشاهده کرده و به تنظیم آن می‌پردازند و در این داد و ستدهای تجربی، پایه‌های رفتار اجتماعی آنان، استحکام می‌یابد، بدین‌جهت پدر و مادر وظیفه دارند فرزندان خود را با معیار و ضابطه‌های دوست خوب آشنا نمایند و از تحمیل مصداق به آن‌ها بپرهیزند.در روایات رسیده از ائمه اطهار (علیهم‌السّلام)، ضوابط و معیار انتخاب دوست همراه با ادلّه آن ذکر شده که این خود در ارائه ارزش‌ها قابل دقّت می‌باشد. اینک به‌عنوان نمونه چند روایت را ذکر می‌کنیم:۱. امام زین العابدین (علیه‌السّلام) خطاب به یکی از فرزندانش می‌فرمایند: مواظب باش با پنج گروه دوستی و رفاقت نکنی و با آنان هم‌کلام نشوی و هم‌سفر نگردی، ایشان می‌پرسد پدر جان، آنان چه کسانی هستند؟ امام در جواب فرمودند:ـ با آدم دروغگو دوستی مگیر، زیرا او مانند سرابی است که مطالب را برخلاف واقع نشان می‌دهد، دور را نزدیک و نزدیک را دور جلوه‌گر می‌سازد.ـ از رفاقت با افراد لاابالی و گنه‌کار اجتناب کن، زیرا چنین اشخاصی تو را به یک لقمه نان یا کم‌تر از آن می‌فروشند.ـ از رفاقت با شخص بخیل پرهیز کن، زیرا در ضروری‌ترین مواقع نیازمندی به او، تو را یاری نخواهد کرد.ـ از دوستی با شخص ابله برحذر باش، چرا که می‌خواهد تو را کمک کند، ولی ضرر می‌رساند.ـ از مصاحبت با کسی که قطع رحم نموده برحذر باش، زیرا چنین شخصی در کتاب خدا مورد لعن و نفرین قرار گرفته است.
    [۳۳]
    [۳۴]
    ۲. در وصیت امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) به فرزندش محمد حنفیه آمده است: با اهل خیر هم‌نشینی کن، از آنان خواهی شد و از افراد شرور و کسانی که تو را از یاد خدا باز می‌دارند، دوری گزین. «جَالِس اَهلَ الخَیرِ تَکُن مِنهُم، بَایِن اَهلَ الشَّرَّ وَ مَن یَصُدُّکَ عَن ذِکرِ اللهِ».
    [۳۵]
    ۳. هم‌چنین فرموده است: هم‌نشینی با افراد شرور و ارازل و اوباش موجب سوء ظن به نیکان خواهد شد و هم‌نشینی با نیکان موجب می‌شود افراد شرور نیز در زمره نیکان قرار گیرند ... و کسی که حال او از جهت خوبی و بدی روشن نیست و او را نمی‌شناسید، بررسی کنید با چه افرادی دوستی دارد و به‌وسیله دوستانش او را بشناسید.
    [۳۶]

    ۶ - افراد شایسته دوستی برای فرزندان
    اولیای دین، فرزندان خود را تشویق می‌نمودند که بعد از امتحان و بررسی، برای خود دوستان زیادی انتخاب کنید
    [۳۷]
    [۳۸]
    و از سوی دیگر در دستورات تربیتی آمده است، با افرادی که دارای صفات زیر می‌باشند، دوست شوید:
    ۶.۱ - یاد کنندگان خدا
    حضرت لقمان به فرزندش می‌فرماید: مجالس دیگران را با بصیرت بررسی کن، اگر مجالسی یافتی که افراد در آن به یاد خدا مشغول بودند، با آنان در آن جلسه شرکت کن، زیرا اگر در زمره عالمان باشی، آن‌ها از علم تو بهره خواهند برد و بر علم خودت نیز افزوده می‌شود، و اگر نسبت به آنان دارای علم نیستی، از معلومات آنان استفاده خواهی نمود، امید آن‌که خداوند سایه رحمتش بر آن‌ها بگستراند و تو را نیز شامل شود.
    [۳۹]

    ۶.۲ - علماء
    جناب لقمان (علیه‌السّلام) به فرزندش می‌گوید: با علما معاشرت و مصاحبت داشته و به آنان نزدیک شو و آنان را در خانه‌هایشان زیارت کن، امید آن‌که به آنان شباهت پیدا کنی و از آن‌ها شوی، با نیکان از علما بنشین، امید آن‌که خداوند آن‌ها را مشمول رحمت خود قرار دهد و تو را نیز شامل شود.
    [۴۰]

    ۶.۳ - حکما
    پیامبر اعظم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌فرماید: از دانشمندان سؤال کن و با حکما معاشرت داشته باش و در مجالس فقرا شرکت کن. «سائِلُوا العُلَماءَ وَ خالِطُوا الحُکَماءَ وَ جالِسُوا الفُقَراءَ».
    [۴۱]

    ۶.۴ - مؤمنین
    پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌فرماید: اگر باغی از باغ‌های بهشت را دیدید با عجله به آن وارد شوید، به‌ایشان عرض شد باغ بهشت چیست؟ فرمودند: «مَجَالِسُ المُؤمِنِینَ».
    [۴۲]

    ۷ - عدالت و مساوات در بین اطفال
    یکی از عوامل مهم و مؤثر در تربیت فرزندان که در زمره حقوق آن‌ها نیز می‌باشد، رعایت عدالت و مساوات میان آنان به‌ویژه در هدیه و بخشش‌های مالی است، زیرا در صورت امتیاز دادن بی‌دلیل به بعضی از فرزندان، بعضی دیگر تحقیر و در نتیجه مبتلا به عقده حقارت و حسادت می‌شوند و منجر به اختلاف بین آن‌ها خواهد شد.بدین‌جهت لازم است والدین نسبت به تمام فرزندان اظهار محبت و شفقت داشته باشند تا از عوارض جانبی و خطراتی که با بی‌عدالتی و برتری دادن بی‌جهت به بعضی از آن‌ها پیدا می‌شود، جلوگیری به‌عمل آید.البته در این‌که آیا این روش از دیدگاه فقهی حرام است یا خیر؟ بعضی از فقها قائل به حرمت آن هستند.
    [۴۳]
    ولی نظریه مشهور بین فقیهان امامیه این است که رعایت عدالت و مساوات در بین فرزندان مستحب است و امتیاز دادن بی‌مورد به بعضی مکروه و ناپسند است.
    [۴۴]
    [۴۵]
    [۴۶]
    [۴۷]
    [۴۸]
    شهید ثانی در این باره می‌نویسد: امتیاز دادن به بعضی از فرزندان موجب عداوت و دشمنی در بین آن‌ها خواهد شد، چنان‌که در تاریخ زندگی خود شاهد آن بوده و شنیده‌ایم. افزون بر آن اگر پدری به یکی از فرزندان خود بیش‌تر از دیگران تمایل نشان دهد و به او امتیاز (به‌عنوان کمک مالی یا به‌صورت دیگر) دهد، دیگران نسبت به وی حسد خواهند برد، در نتیجه موجب قطع رحم می‌گردد.
    [۴۹]
    [۵۰]
    دلیل کراهت علاوه بر آن‌چه ذکر شد، روایات است. مانند این‌که نقل شده مردی در حضور پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یکی از فرزندان خود را بوسید و نسبت به دیگری این عمل را انجام نداد، آن حضرت فرمود: چرا با آن‌ها با مساوات عمل ننمودی. «فَهَلاَّ واسَیتَ بَینَهُمَا».
    [۵۱]
    [۵۲]
    در روایت دیگری فرموده: با فرزندانتان عادلانه رفتار کنید، همان‌گونه که دوست می‌دارید با عدل و نیک و لطف با شما برخورد شود. «اِعدِلُوا بَینَ اَولادِکُم کَما تُحِبُّونَ اَن یَعدِلُوا بَینَکُم فِی البِرَّ وَ اللُّطفِ».
    [۵۳]
    [۵۴]
    هم‌چنین فرموده است: یکی از حقوق فرزندان بر شما این است که با آنان با عدالت رفتار شود، چنان‌که حق شما بر فرزندان این است که با شما به‌نیکی رفتار نمایند.
    [۵۵]
    ۸ - آموزش کودکان در قانون اساسی و دیگر قوانین
    اصل سی‌ام قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مقرّر می‌دارد:«دولت موظّف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملّت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سر حدّ خودکفایی کشور به‌طور رایگان گسترش دهد». تحقّق هدفی که در اصل مزبور پیش‌بینی شده، توسط نهاد آموزش و پرورش صورت می‌گیرد، و اهداف آن به‌طور کلّی عبارتند از:۱. رشد فضایل اخلاقی و تزکیه دانش آموزان بر پایه تعالیم عالیه اسلام.۲. تبیین ارزش‌های اسلامی و پرورش دانش آموزان بر اساس آنها.۳. ایجاد زمینه‌های لازم برای حفظ و تداوم استقلال فرهنگی، اقتصادی و سیاسی از طریق آشنا ساختن دانش آموزان با علوم و فنون و صنایع و حِرَف مورد نیاز جامعه بر اساس اولویت‌های موجود در کشور.۴. شناخت، شکوفا کردن و پرورش استعدادهای دانش آموزان و تقویت روح بررسی، تتبع، ابتکار و خلاقیت در تمام زمینه‌های فنّی، فرهنگی و علوم اسلامی با تاکید بر نفی روحیه مدرک‌گرایی.
    [۵۶]
    هم‌چنین برای تاکید بر هدف آموزش‌های عمومی که در جهت شکوفایی خلاقیت‌ها می‌باشد، مقرّر شده است: «برخورداری از آموزش‌های عمومی برای کلیه دانش آموزان کشور باید به‌گونه‌ای باشد که برحسب استعداد و جنس بتوانند از تعلیمات مناسب جهت شکوفایی خلاقیت‌ها بهره‌مند شوند».هم‌چنین در قوانین برنامه توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، گسترش کمّی و ارتقای کیفی فرهنگ عمومی تعلیم و تربیت و علوم و فنون در جامعه باتوجّه خاصی به نسل جوان، ایجاد امکانات آموزشی لازم برای تمامی کودکان لازم التعلیم، اولویت دادن به ریشه کنی بی‌سوادی و ... از اهم اهداف دولت می‌باشد.
    ۹ - آموزش کودک در اعلامیه جهانی حقوق کودک

    هرچند از گذشته‌های دور در قوانین موضوعه بشری، آموزش و تعلیم کودکان مورد توجّه بوده و مسئولین نسبت به آن اهتمام داشتند، ولی در قرن‌های اخیر به‌ویژه در قرن حاضر نسبت به این مساله حساسیت بیشتری نشان داده شده و طرفداران حقوق کودک به‌طور جدّی از حق آموزش و تحصیل رایگان کودکان حمایت کردند. این حمایت با تصویب اصولی از اعلامیه جهانی حقوق کودک مصوّب (۱۹۵۹میلادی) و موادی از کنوانسیون حقوق کودک مصوّب (۱۹۸۹) به اوج خود رسیده که در ادامه به آن اشاره می‌شود:اصل هفتم اعلامیه جهانی حقوق کودک چنین مقرّر می‌دارد: «کودک باید از آموزش رایگان و اجباری، حداقل در مدارج ابتدایی بهره‌مند شود، کودک باید از آموزشی بهره‌مند شود که در جهت پیشبرد و ازدیاد فرهنگ عمومی او باشد و چنان سازنده باشد که در شرایط مساوی بتواند استعداد، قضاوت فردی، درک مسئولیت اخلاقی و اجتماعی خود را پرورش دهد و فردی مفید برای جامعه شود. در امر آموزش و رهبری کودک، مصالح کودک باید راهنمای مسئولین امر باشد، چنین مسئولیتی در درجه اوّل به‌عهده‌ی والدین است».
    [۵۷]
    هم‌چنین ماده ۲۸ کنوانسیون در این‌باره می‌گوید: «کشورهای عضو، حق کودک را برای برخورداری از آموزش و پرورش به‌رسمیت می‌شناسند و برای دستیابی تدریجی به این حق و بر اساس ایجاد فرصت‌های مساوی، اقدامات زیر را معمول خواهند داشت:الف: اجباری و رایگان کردن تحصیل ابتدایی برای همگان.ب: تشویق ایجاد و گسترش انواع مختلف آموزش متوسطه، از جمله، آموزش حرفه‌ای، در دسترس قرار دادن این‌گونه آموزش‌ها برای تمام کودکان و اتخاذ اقدامات لازم از قبیل ارائه آموزش و پرورش رایگان و دادن کمک‌های مالی در صورت نیاز.ج: در دسترس قرار دادن آموزش عالی برای همگان بر اساس توانایی‌ها و از هر طریق مناسب و ...».چنان‌که ملاحظه می‌شود، نویسندگان اعلامیه و کنوانسیون حقوق کودک، هدف از آموزش کودکان را پرورش استعدادها، پرورش قوّه قضاوت، پرورش حسّ مسئولیت اخلاقی و اجتماعی و بارآوردن طفل به‌عنوان یک عنصر مفید برای جامعه، آن هم در تحت شرایط مساوی با دیگران، می‌دانند.اسلام عزیز از قرن‌ها قبل به این مساله توجّه نموده که افراد بشر، همه دارای یک نوع استعداد نیستند، چنان‌که امام صادق (علیه‌السّلام) می‌فرماید: مردم معدن‌هایی هستند، همچون معادن طلا و نقره. «اَلنّاسُ مَعادِنُ کَمَعادِنِ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ».
    [۵۸]
    [۵۹]
    معلوم است کشف معدن و بهره‌برداری از آن، کار معدن‌شناس است، خانواده‌ها و مراکز تعلیم و تربیتی از دیدگاه اسلام در حکم معدن‌شناسانی هستند که باید کاشف و به ثمر رساننده استعدادها باشند. بی‌گمان، بهترین خدمتی که ممکن است پدر و مادر به فرزند خود کنند، کشف معدن وجود اوست که با تربیت صحیح و آموزش وی در زمینه‌های مختلف امکان‌پذیر خواهد شد.
    ۱۰ - پانویس
    [


    ۱.
    ↑ متقی هندی، علی بن حسام‌الدین، کنز العمّال، ج۹، ص۲۷۷، ج۲۶۰۰۲.
    ۲.
    ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۶، ص۴۸، باب (حق الاولاد) ح۶.
    ۳.
    ↑ صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا (علیه‌السّلام)، ج۲، ص۶۹، ح۳۲۰.
    ۴.
    ↑ طبرسی، فضل بن حسن، مکارم الاخلاق، ج۱، ص۲۲۳.
    ۵.
    ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۶، ص۴۰، باب (کراهیة القنازع)، ح۳.
    ۶.
    ↑ طبرسی، فضل بن حسن، مکارم الاخلاق، ج۱، ص۵۸.
    ۷.
    ↑ طبرسی، فضل بن حسن، مکارم الاخلاق، ج۱، ص۵۸.
    ۸.
    ↑ فیض کاشانی، ملامحسن، المحجة البیضاء، ج۵، ص۱۲۴۱۲۵.
    ۹.
    ↑ نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۶، ص۴۴۷-۴۴۸.
    ۱۰.
    ↑ نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۶، ص۴۵۷.
    ۱۱.
    ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۶، ص۲۹۳، ح۵.
    ۱۲.
    ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۶، ص۲۹۲، ح۱.
    ۱۳.
    ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۶، ص۲۹۶، ح۲۵.
    ۱۴.
    ↑ صدوق، محمد بن علی، الخصال، ج(۲-۱)، ص۲۲۸، ح۶۷.
    ۱۵.
    ↑ حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۲۴، ص۲۴۵، باب۲ من ابواب آداب المائدة، ح۸.
    ۱۶.
    ↑ محمدیان، بهرام، نگاهی دیگر به حقوق فرزندان از دیدگاه اسلام، ص۱۹۱ به بعد.
    ۱۷.
    ↑ وزیری، مجید، حقوق متقابل کودک و ولی در اسلام، ص۲۱۴ـ۲۱۵.
    ۱۸.
    ↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۵۳.
    ۱۹.
    ↑ ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، ص۱۹۹.
    ۲۰.
    ↑ متقی هندی، علی بن حسام‌الدین، کنز العمّال، ج۱۶، ص۲۱۷، اواخر حدیث۴۴۲۳۷.
    ۲۱.
    ↑ متقی هندی، علی بن حسام‌الدین، کنز العمّال، ج۱۶، ص۲۶۹، ح۴۴۳۹۹.
    ۲۲.
    ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۴، ص۲۳۲.
    ۲۳.
    ↑ ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، ص۸۶، (وصایا امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام)).
    ۲۴.
    ↑ حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۲۹۴، باب۳ من ابواب فعل المعروف، ح۳.
    ۲۵.
    ↑ نور/سوره۲۴، آیه۲۷.
    ۲۶.
    ↑ صدوق، محمد بن علی، علل الشرائع، ج۱، ص۱۳۰، باب۱۰۸، ح۱.
    ۲۷.
    ↑ حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۲، ص۶۲، باب۳۵ من ابواب احکام العشرة، ح۱.
    ۲۸.
    ↑ حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۲، ص۶۰، باب۳۴ من ابواب احکام العشرة، ح۷.
    ۲۹.
    ↑ محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج۸، ص۳۵۸، باب ۳۱، استحباب الابتداء بالسلام، ح۱۰.
    ۳۰.
    ↑ حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۲۱، ص۴۷۶، باب۸۳ من ابواب احکام الاولاد، ح۷.
    ۳۱.
    ↑ محمدیان، بهرام، نگاهی دیگر به حقوق فرزندان از دیدگاه اسلام، ص۱۹۴ـ۱۹۵.
    ۳۲.
    ↑ وزیری، مجید، حقوق متقابل کودک و ولی در اسلام، ص۲۱۶.
    ۳۳.
    ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۳۷۶۳۷۷، (باب مجالسة اهل المعاصی)، ح۷.
    ۳۴.
    ↑ ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، ص۲۷۹.
    ۳۵.
    ↑ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۴، ح۵۸۳۴.
    ۳۶.
    ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۱، ص۱۹۷، باب۱۴، ح۳۱.
    ۳۷.
    ↑ شیخ مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، ص۳۳۸.
    ۳۸.
    ↑ ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، ص۲۳۳.
    ۳۹.
    ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱، ص۲۰۱، باب۴، ح۱۱.
    ۴۰.
    ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱، ص۲۰۴، باب۴، ح۲۲.
    ۴۱.
    ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱، ص۱۹۸، باب۳، ح۵.
    ۴۲.
    ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۱، ص۱۸۸، باب۱۳، (کتاب العشرة)، ح۱۳.
    ۴۳.
    ↑ علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة، ج۶، ص۲۴۰، (کتاب الهبات) مسالة ۱۰.
    ۴۴.
    ↑ طوسی، محمد بن حسن، المبسوط، ج۳، ص۳۰۸.
    ۴۵.
    ↑ محقق حلی، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام، ج۲، ص۴۵۸.
    ۴۶.
    ↑ علامه حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام، ج۲، ص۴۰۸.
    ۴۷.
    ↑ شهید اول، محمد بن جمال‌الدین، الدروس الشرعیة، ج۲، ص۲۸۶.
    ۴۸.
    ↑ امام خمینی، سیدروح‌الله، تحریر الوسیلة، ج۲، ص۶۶، (کتاب الهبة)، مسالة ۲۲.
    ۴۹.
    ↑ شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۶، ص۲۸.
    ۵۰.
    ↑ شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الروضة البهیة، ج۳، ص۱۹۳.
    ۵۱.
    ↑ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۸۳، ح۴۷۰۴.
    ۵۲.
    ↑ حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۲۱، ص۴۸۷، باب۹۱ من ابواب احکام الاولاد، ح۳.
    ۵۳.
    ↑ طبرسی، فضل بن حسن، مکارم الاخلاق، ج۱، ص۲۲۰.
    ۵۴.
    ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۰۱، ص۹۲، باب۲ (فضل الاولاد)، ح۱۶.
    ۵۵.
    ↑ متقی هندی، علی بن حسام‌الدین، کنز العمّال، ج۱۶، ص۴۴۶، ح۴۵۳۵۸.
    ۵۶.
    ↑ قانون اهداف و وظایف آموزش و پرورش مصوب ۲۵/۱۱/۶۶.
    ۵۷.
    ↑ قانون اهداف و وظایف آموزش و پرورش مصوب، ماده (۵).
    ۵۸.
    ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۸، ص۱۷۷، ح۱۹۷.
    ۵۹.
    ↑ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۰، ح۵۸۲۱.

    [ شنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 2:36 ] [ مجتبی رضایی ]

    با پاسخ به اين سوالات، مفهوم ثمره تربيت براي ما روشن مي‌شود و آن گاه است كه مي‌توانيم آن را به چيزي اطلاق كنيم.

    ثمره‌تربيت در واقع همان ‹‹ تربيت يافته›› است.

    هر نظام تربيتي در پي محصولي است كه اهداف، محتوا و مراحل و روش‌هاي تربيت را بر اساس آن و با توجه به آن طراحي و برنامه‌ريزي مي‌كند. نبود ديدي روشن در اين مجموعه، سبب حركت نادرست در روند تربيت مي‌شود. آن كس كه نمي‌داند به كجا مي‌رود، به جايي مي‌رسد كه نمي‌داند كجاست و آن كس كه در تلاش خود نداند چه چيزي مي‌خواهد به چيزي خواهد رسيد كه نمي‌داند چيست. در اين مقاله سعي شده است تا با توجه به انديشه‌ها و ديدگاه‌هاي استاد بزرگ و فرزانه مرحوم علي صفايي حائري به بررسي ويژگي‌ها و خصلت‌هاي مورد نظر براي يك انسان تربيت شده و رشد يافته در مكتب دين اسلام و قرآن پرداخته شود. در نگاه استاد، تربيت از آهن، ماشين ساختن است و از بشر آدم آفريدن و آدم در تعريف استاد كسي است كه بر تمامي استعدادهايش مديريت و رهبري دارد و به آن‌ها جهت مي‌دهد و مراد از انسان تربيت شده رشد يافته، وجودي است كه از سطح غزيزه بالاتر آمده و در حد وظيفه و انتخاب زندگي مي‌كند. در اين ديدگاه، تربيت، مسخ كردن و نفي انسان نيست، داغ كردن و شاخ و برگ دادن و به آغوش كشيدن نيست، بلكه روشني دادن، و ريشه دادن و زمينه فراهم كردن است. انسان موقعي به تربيت صحيح رو مي‌آورد كه به قدر و ارزش و ادامه و استمرار وجود خويش پي ببرد كه از هفتاد سال بيشتر ادامه دارد و با نيازهاي ديگر مرتبط است اين چنين انساني با تدبر و تفكر و تعقل و عمل ... به خودسازي و بعد به ديگر سازي مي‌پردازد. آن‌چه در ادامه‌ مي‌خوانيد تعدادي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي انسان رشد يافته حاصل از تربيت مي‌باشد:

    1- متفكر: ثمره تربيت، متفكر است:

    ‹‹ در درون ما نيروهايي است كه اگر به كار گرفته شود و رودهايي كه اگر رهبري شود و غنچه‌هايي كه اگر شكفته شود ما را به وسعت‌ها و رشد و حركت‌هايي مي‌رسانند و سيراب و شاداب مي‌نمايند. در حالي كه غفلت از اين نيروها در رها كردن آن‌ها، ما را به ركود و ايستايي مي‌كشانند و همين است كه شيطان ما را از خود دور مي‌كند و در غفلت نگاه مي‌دارد. انسان با حيوان مشتركاتي دارد در حواس و ادارك و احساس و عاطفه و حافظه و هوش. اما انسان بر اساس يك امتياز، يك نيروي برتر مي‌تواند از ادراكاتش، نتيجه‌گيري كند. (انسان و مسئوليت)››

    انسان رشد يافته مي‌داند كه فقط با تفكر در انسان، جهان و رابطه اين دو، يعني نقش انسان در هستي، مي‌تواند به شناخت و كشف و جهت‌دهي و شكوفايي استعدادها و سرمايه‌ها برسد.

    2- تعقل: ثمره تربيت، تعقل است:

    با تدبر‏، مي‌توان به ادراك حسي و علوم تجربي دست يافت و با تفكر از اين تجربه‌ها و آگاهي نتيجه‌گيري كرد. اما از آنجا كه فكر مدام تحت تأثير نيروهاي متفاوت و عوامل مختلف از جمله عوامل تربيتي و محيطي و وراثتي، تلقين و تقليد قرار مي‌گيرد پس بايد مورد سنجش و نقد و بررسي و تعقل قرار داده شود.

    ‹‹ درست است كه فكر راه‌هايي را طرح كرده و از تجربه‌ها و با كمك حواس، مجهولاتش را به دست آورده است. اما خود اين راه‌ها محتاج سنجش و نقد هستند و اگر بدون اين نقادي و سنجش، راهي شروع شود و كاري دنبال گردد. درست اين كار همانند كار دوربيني خواهد شد كه يك نقطه را نشانه مي‌گيرد و از يك زاويه عكس برمي‌دارد در نتيجه اين عكسبرداري و شناخت يك بعدي و سطحي باعث درگيري و محروميت خواهد شد.

    براي رسيدن به آرزوها و خواسته‌ها، براي تأمين نيازها و كمبودها و به خاطر طلب نفع و دفع ضرر، سوال مطرح مي‌شود، فكر به جريان مي‌افتد و از خزينه‌ي ادراكات حسي و تجربه‌ها، مطلوب خويش را برمي‌دارد و كنارهم مي‌چيند و راه‌هايي را نشان مي‌دهد در اين جا بايد، هم اين راه‌ها و هم آن نفع و ضررها، و هم هدف‌ها و خواسته‌ها، هر دو نقد بخورند و بررسي شوند. نيرويي كه اين سنجش و نقادي را عهده‌دار است را مي‌توانيم عقل بناميم و اين سنجش را تعقل بخوانيم. (انسان و مسئوليت)››

    ‹‹ فكر انسان همانند يك قطب نما مي‌تواند راه را روشن كند به شرط اين‌كه تحت تأثير كشش‌ها و جاذبه‌ها قرار نگرفته باشد.››

    3- آزاده و حر: ثمره تربيت، حریت و آزادگی است:

    منظور از آزادي، رهايي از اسارت‌ها، عادت‌ها، تقليدها، منافع و غرايز و تعصب‌ها ... در بعد افكار و احساس و رفتار مي‌باشد.

    ‹‹ هنگامي انسان همانند يك قطب نما مي‌تواند راه را روشن كند به شرط اين‌كه تحت تأثير كشش‌ها و جاذبه‌ها قرار نگرفته باشد هنگامي كه يك قطب نما در كنار يك آهن‌رباي قوي قرار مي‌گيرد و حوزه مغناطيس آن دگرگون مي‌شود ديگر قطب شمال و جنوب مشخص نمي‌كند و راه را نشان نمي‌دهد و انساني كه با اعتماد به اين قطب نما حركت مي‌كند حنما گمراه مي‌شود خطر اين قطب نماي گرفتار از بي قطب‌نما بودن كمتر نيست، كه زيادتر است. آن‌هايي كه با تفكراتي مغشوش و اسير حركت مي‌كنند خيلي گمراه‌تر از آن‌هايي هستند كه هرگز تفكراتي ندارند و كاري را آغاز نكرده‌اند. انسان قبل از شروع حركت بايد آزاد شود و از سودها، هواها و تعصب‌ها و عادت‌ها و تقليد‌ها خلاصي يابد. انسان با كمك دو نيروي حقيقت‌طلبي و كنجكاوي مي‌تواند از اين عوامل آزاد شود، كنجكاوي فكر را حركت مي‌دهد و حقيقت‌طلبي آن را كنترل، مي‌نمايد و اين نيروي كنترل جلوي سودها و هواها و تعصب‌ها را مي‌گيرد. (انسان و مسئوليت)››

    انسان آزاده مي‌تواند از تمامي حوزه‌هاي اسارتي يعني از حوزه‌هاي اسارت شيطان با وسوسه‌هايش، نفس با هوس‌هايش و مردم با حرف‌هايش و دنيا با جلوه‌هايش به سلامتي عبور كند و گرفتار و اسير نشود حاصل تربيت بايد يك چنين انسان آزاده و آزاده‌اي باشد.

    4- مسلم: ثمره تربيت مسلم است:

    انسان با تفكر در خود و جهان و ارتباط اين دو به شناخت‌هايي دست مي‌يابد كه در نتيجه اين شناخت‌ها به تسليم و اسلام رو مي‌كند اسلام حد ذهني مذهب است.

    ‹‹ و اما رسول وقتي مي‌خواهد از اسلام علامت بدهد بر دو علامت دست مي‌گذارد:

    علامت اول: (المسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه):

    يعني مسلمان كسي است كه مردم از دست و زبانش در امان باشند. پس مسلمان يعني انسان سالم و صالح.

    علامت دوم: (من لم يهتم با مور المسلمين فليس بمسلم):

    كسي كه در رابطه با امور مسلمين اهتمام نداشته باشد مسلمان نيست پس معلوم مي‌شود كه فقط سالم و صالح بودن انسان كافي نيست بلكه مصلح بودن انسان هم مهم و ضروري است. اهتمام، بالاتر از كار كردن و كارگشايي كردن است اهتمام يعني انسان، تمام وجودش را براي مسلمين به جريان بيندازد ( كتاب حركت)››

    پس محصول تربيت، يك انسان صالح و مصلح است نه انسان مفسد بي تفاوت.

    5- مومن و موحد: ثمره تربيت، مومن و موحد است:

    انسان پس از شناخت حقايق و طي كردن حد ذهني مذهب، بايستي اين شناخت‌ها را در قلب خود نفوذ دهد تا اين بينش‌ها بر قلب بنشيند و چنانچه اين شناخت‌ها در قلب وارد شد، حد قلبي مذهب هم جاري شده است. چه بسا فيلسوف بزرگ با براهين استدلالي، عقلي و الهي، توحيد و معاد و نبوت و ... را اثبات كند، اما خود اين فيلسوف مومن و موحد واقعي نباشد. چرا كه اسلام مشارك ايمان است، ولي اسلام مشاركت ايمان نيست يعني ممكن است كسي اسلام داشته باشد اما ايمان نداشته باشد و ولي كسي كه ايمان داشته باشد يقينا اسلام هم دارد.

    ‹‹ شخصيت انسان را مي‌توان از روي انتخابش درك كرد. آن كسي كه مومن است همه هستي را هماهنگ و يگانه و همراه و همساز مي‌بيند. هيچ حركتي، بي‌حساب در هستي صورت نمي‌گيرد. او هم كه جزء اين مجموعه است و روي به سوي واحد احد دارد، نمي‌تواند بي‌حساب حركت كند. انسان مؤمن براي هر حركتش حساب باز مي‌كند و در هستيِ منظمِ هدف‌دار، بي هدف گام بر نمي‌دارد. هركاري كه مي‌كند با توجه به مبدأ و احد است و شايد گام اول توحيد اين باشد كه انسان به توحيد با خودش برسد و ظاهر و باطنش يكي شود، واقعيت موجود خويش را با حقيقت متعالي انسان، يگانه كند. ساختن جامعه‌ي توحيدي ممكن نيست مگر اين‌كه افراد آن جامعه موحد باشند و به توحيد رسيده باشند و توحيد واقعي زماني است كه كارهاي ما محركي جز الله نداشته باشد (تربيت كودك)››

    6- متقي: ثمره تربيت‏، متقي است:

    وقتي شناختي در سر و عشقي در دل شكل گرفت انسان به طاعت و عمل رو مي‌آورد و تقوا حد عملي مذهب است.

    ‹‹ چنين انساني را لازم نيست از خارج كنترل كنند بلكه او يك سره خدا را ناظر بر خود مي‌بيند. كه (ان الله بما تعملون بصير) خداوند به آن‌چه انجام مي‌دهيد بيناست (ان ربك لبالمرصاد). به درستي كه خداوند تو را مي‌پايد. چنين فردي به تقوا مي‌رسد و خود نگهدار است (تربيت كودك)››

    ‹‹ در حالي كه انسان همه عبادت را انجام مي‌دهد و همه معصيت‌ها را ترك كند تازه مي‌شود متقي (اخبات)››

    ‹‹ نتيجه اين اطاعت و تقوا اين است كه تو بن بستي نخواهي داشت و مرزوق خواهي بود آن هم، چون كساني كه بر خدا تكيه دارند نه بر فكر و نه بر عشق و ايمان و نه بر عمل و تقواي خويش، اين‌ها را خدا كفايت مي‌كند آن‌هم از جايي كه ذلت و وابستگي در آن نباشد و حساب شده هم نباشد. ( و من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب و من يتوكل علي الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لكل شي قدرا ‹‹طلاق آيه 2و3›› (وارثان عاشورا)››

    7- محسن: ثمره تربيت محسن است:

    ‹‹‌محسن در اصطلاح و سير واژه شناسي قرآن يا مراحل تحول فلاح و رويشي كه قرآن از آن حكايت مي‌كند به كسي مي‌گويند كه خوب عمل مي‌كند و هم كار خوب و حسن را به خوبي انجام مي‌دهد و طاعت را با حسن و زيبايي همراه مي‌كند و هم كار خوب را از روش خوب و منهج مناسبي مي‌آورد. محسن هم حسن را مي‌آورد و هم حسن را با حسن و خوبي همراه مي‌كند. گاهي انسان اطعامي مي‌كند ولي سردستي است، زود آن را رد مي‌كند، با شتاب و سرسري آن را انجام مي‌دهد و گاهي براي محبوب خود، بر سر سفره شمعي مي‌گذارد و روباني مي‌بندد و فضايي ايجاد مي‌كند. پس احسان يعني خوب، خوبي كردن (اخبات).

    احسان در سايه شناخت و عشق و عمل و صبر در درگيري‌ها شكل مي‌گيرد و شكوفا مي‌شود (رشد).

    محسن به تربيت الهي نزديك است، گر چه هنوز نرسيده است كه: (ان رحمه الله قريب من المحسنين)››

    8- شاكر: ثمره تربيت شاكر است:

    داستان آدمي داستان كفر و شكر است اگر شكر كرد جلو مي‌افتد و پيش رو مي‌رود و اگر كفر ورزيد عقب مي‌ماند و مي‌بازد كه (لئن شكرتم لا زيدنكم)

    گرفتن و بخشيدن،‌محروميت و دارايي همه‌اش ابتلا است، موقعيت‌ها مهم نيست عكس‌العملي كه نشان مي‌دهي و موضعي كه مي‌گيري، نشان دهنده‌ي، عمق تو،‌ظرفيت تو، ايمان تو، صدق تو، كذب تو، شكر و كفر توست و تو تا نداني كه چه هستي و در كجا، نمي‌تواني با خودت كار كني و جلوتر بيايي.

    ‹‹ در سوره فجر آمده كه انسان،‌داشتن‌ها و محروميت‌ها را معيار افتخار و ملاك اكرام و اهانت مي‌شمارد در حالي كه تمامي نعمت‌ها و سخت‌گيري‌ها به خاطر ابتلاء و آزمايش انسان است. اين ماييم كه نعمت‌ها را فقط در يك چهره مي‌شناسيم ولي نعمت‌ها گاهي آشكار و مشخص هستند و گاهي پنهان و خفته ( اسبع عليكم نعمه ظاهره و باطنه) و در نتيجه آن‌ها كه نمي‌دانند با خدا به جدال برمي‌خيزند: ( و من الناس من يجادل في الله بغير علم و لا هدي و لا كتاب منير (لقمان 20)››

    امام سجاد مي‌فرمايند: خداي من! شكر و سپاس مرا بر آن چه مرا از آن محروم كرده‌اي بيشتر كن از شكر و سپاسي كه من بر نعمت‌هاي تو دارم. شكر بر محروميت بيشتر از شكر بردارايي‌هاست. اين شكري است كه راه رفته‌ها دارند. راستي چقدر تفاوت است ميان چشم‌ها و چشم‌ها. در برابر بلاء و گرفتاري‌، هر عكس‌العملي دارد:

    جزع، صبر، شكر، طلب، اين‌ها عكس‌العمل‌هاي گوناگوني هستند كه در مراحل مختلف از انسان سر مي‌زند. بعضي‌ها كه به بلوغ رسيده‌اند شاكرند حتي در برابر درد كه : اللم لك الحمد حمد الشاكرين لك علي مصابهم (صراط).››

    ‹‹ و اين‌ها با شكر به هدايت‌هاي بيشتر و به رسوخ معرفت مي‌رسند و با اين معرفت و بينش، جمال و جميل حق را مي‌بينند و به او دل مي‌سپارند و شكر يعني بهره‌برداري صحيح از نعمت‌ها در هر موقعيتي يا موضع‌گيري صحيح در برابر موقعيت‌ها (نامه‌هاي بلوغ)››

    به عبارت ديگر با شناخت و عشق و عمل و سپاس و منت‌پذيري در هر موقعيتي، شكر صورت مي‌گيرد.

    9- محبت: ثمره تربيت محبت است:

    اخبات يعني تواضع و شكستگي و پستي و ذلت در برابر حق و اگر اين معنا از ذلت تحقق پيدا كند طبيعتا زمينه براي ريزش فضل حق و بارور كردن عنايت او زياد مي‌شود. در روايات آمده است كه خداوند به موسي خطاب كرد ‹‹‌يا موسي مي‌داني من چرا تو را به عنوان كليم خود انتخاب كرده‌ام؟ چون در چهره‌ها جستجو كرده‌ام و چهره‌اي آرام‌تر و نرم‌تر و ذليل‌تر از چهره تو نيافتم اين بود كه تو را انتخاب كردم.

    پس وصال رحمت، منوط به اخبات و خيشت و خضوع است. در اين حالت است كه غرورِ طاعت و غرورِ حالت كه دور كننده و مبعد است از بين مي‌رود و انسان به وصل و قرب مي‌رسد.

    10- عبدالله: ثمره تربيت عبدالله است:

    ثمره تربيت عبدالله است. عبوديت يعني اينكه در تو هيچ حركتي جز از سوي الله به وجود نيايد هيچ ترسي هيچ حرني‏، هيچ اميدي و حركت و عشق و نفرتي در تو از ناحيه غير الله نباشد و تنها او در وجود تو متصرف و حاكم باشد، و تو عبد او باشي.

    ‹‹‌ عبد نه اسيري در بند كه آزاده‌اي است كه شكل گرفته و تمام نيروهاي او از يك عامل الهام مي‌گيرد، با يك عامل حركت مي‌كنند و با يك نيرو، قيام و قعود مي‌كند. ( ان صلوتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين (حركت)››

    و همچنين در ميزان‌الحكمه آمده است ‹‹‌ العبوديه جوهره كنهها الربوبيه›› عبوديت حقيقتي است كه همان ربوبيت و الوهيت است و به عبارتي، عبوديت عبادتي است كه مهم‌ترين كار در لحظه است فقط براي خدا، عبوديت نظارت بر حركت‌ها و محرك‌ها است (انسان و مسئوليت)

    و در نهايت عبوديت بنياد رسالت محمدهاي تاريخ است ‹‹‌ اشهدان محمدا عبده و رسوله››‌ (تربيت كودك)

    منابع:

    - مرحوم استاد صفايي (عين- صاد)، انسان مسئوليت

    - مرحوم استاد صفايي (عين- صاد)، تربيت كودك

    - مرحوم استاد صفايي (عين- صاد)، نامه‌هاي بلوغ

    - مرحوم استاد صفايي (عين- صاد)، رشد

    - مرحوم استاد صفايي (عين- صاد)، صراط

    - مرحوم استاد صفايي (عين- صاد)، حركت

    - مرحوم استاد صفايي (عين- صاد)، وارثان عاشورا

    - مرحوم استاد صفايي (عين- صاد)، اخبات

    [ شنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 2:21 ] [ مجتبی رضایی ]

    ساحت در لغت‌نامه فارسی معین به معنای خانه، درگاه و آستانه آمده است ولی مقصود از ساحت در حوزه تعلیم و تربیت، محدوده و دامنه‌ی خاصی است که مجموعه‌ای از رفتارها و فعالیت‌های تعلیم و تربیت در آن حوزه و دامنه قرار می‌گیرد. انسان موجودی دارای ابعاد و ساحت‌های مختلف است، از بینش‌ها، گرایش‌ها و توانایی‌های مختلف برخوردار است و با دیگر موجودات جهان ارتباط غایی دارد واز آن‌ها تأثیر می‌پذیرد وبر آن‌ها تأثیر می‌گذارد.

    هنگامی‌که از تعلیم و تربیت سخن می‌گوییم، درواقع از نوعی از قابلیت‌ها و ظرفیت‌هایی سخن می‌گوییم که در ابعاد مختلف روح و بدن انسان قرار دارند و انسان برای رسیدن به کمال مطلوب خود نیازمند آن است که با یاری دیگران آن‌ها را به فعلیت برساند یا آن‌ها را تصحیح، تعدیل، تقویت و هدایت کند.

    بنابراین تعلیم و تربیت دارای حوزه‌های مختلفی است، حوزه‌هایی که در آن نیازهای مشترک هم‌عرض انسان‌ها قرار گرفته است اصطلاح (ساحت‌های تربیتی) به کار گرفته می‌شود. ساحت‌های شش‌گانه در سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش عبارت هستند از (مبانی نظری سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش):

    1- ساحت تربیتی اعتقادی، عبادی و اخلاقی

    – پذیرش آزادانه و آگاهانه دین اسلام

    – تلاش مداوم جهت ارتقای ابعاد معنوی وجودی خویش و دیگران از طریق برقراری ارتباط با خداوند (عبادت و تقید به احکام دینی) و دعوت سایرین به دین‌داری و اخلاق‌مداری

    – خودشناسی و دیگرشناسی برای پاسخ­گویی مسئولانه به نیازها، محدودیت­ها و پیشرفت ظرفیت­های وجودی خویش و دیگران.

    – تلاش پیوسته برای حضور مؤثر و سازنده دین و اخلاق در تمام ابعاد فردی و اجتماعی

    2- ساحت تربیت اقتصادی و حرفه­ای

    – تدبیر امر معاش و زندگی اقتصادی با درک موقعیت اقتصادی خود و جامعه و تلاش برای بهبود پیوستۀ آن

    – درک و فهم مسائل اقتصادی خود و جامعه (در زمینه تاریخی، فرهنگی و اجتماعی)

    – تلاش فردی و جمعی برای تحقق غنا، کفاف، عمران، رشد و استقلال اقتصادی، حفظ و پیشرفت ثروت ملی، افزایش بهره­وری، تأمین رفاه عمومی و بسط عدالت اقتصادی و شناسایی عوامل فقر، فساد و تبعیض و تلاش جهت مقابله با آن‌ها در سطح ملی و جهانی در جهت تشکیل جامعۀ صالح و پیشرفت مداوم آن، بر اساس نظام معیار اسلامی.

    3- ساحت تربیت علمی و فناوری

    – شناخت و بهره­گیری از نتایج تجارب متراکم بشری در حوزۀ علم و فناوری بر اساس نظام معیار اسلامی

    – بهره­گیری و ارزیابی از یافته­های علمی و فناورانه و ایجاد خلاقیت و نوآوری در آن‌ها جهت کشف صورت­های جدید واقعیت یا خلق روش­ها و ابزارهای نوین برای وصول به اهداف متعالی در چهارچوب نظام معیار اسلامی

    – برنامه­ریزی و اجرای آگاهانه فعالیت­های علمی پژوهشی برای دست­یابی خود و جامعه به آیندۀ مطلوب بر مبنای نظام معیار اسلامی

    – برقراری ارتباط سازنده با طبیعت از طریق شناخت و استفاده از طبیعت باهدف تکریم، تسخیر، آبادانی و آموختن از آن برای ایفای نقش سازنده در فعالیت­های علمی در سطح

    4- ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی

    – بازشناسی، حفظ و اصلاح آداب، رسوم، هنجارها و ارزش­های جامعه در پرتو نظام معیار اسلامی؛

    – درک مناسب موقعیت اجتماعی و سیاسی خود و جامعه و مواجهۀ خردمندانه یا تحولات اجتماعی و سیاسی بر اساس نظام معیار اسلامی

    – توسعه آزادی و مرتبه وجودی خویش و دیگران در پرتو درک و اصلاح موقعیت اجتماعی خود و دیگران (اعضای خانواده، خویشاوندان، دوستان، همسایگان، همکاران و همشهریان و هم‌وطنان و …)

    – برقراري رابطه سازنده و مناسب با ايشان بر اساس نظام معيار اسلامي و كسب صفاتي جمعي نظير احسان، مهرورزي، انصاف، خيرخواهي، بردباري، وفاق، همدلي و مسالمت‌جويي

    – آمادگی جهت تشکیل خانواده و حفظ و تداوم آن به‌مثابۀ مهم‌ترین نهاد تحقق‌بخش جامعۀ صالح بر اساس ارزش­های نظام معیار اسلامی

    – تعامل شایسته با نهاد دولت و سایر نهادهای مدنی و سیاسی و کسب شایستگی­هایی نظیر رعایت قانون، مسئولیت­پذیری، مشارکت اجتماعی و سیاسی و پاسداشت ارزش­های اجتماعی در جهت شکل‌گیری جامعۀ صالح و پیشرفت مداوم آن بر اساس نظام معیار اسلامی؛

    – بازشناسی فرهنگ و تمدن اسلامی

    – مشارکت جمعی مؤثر در حیات اجتماعی و سیاسی با رعایت اصول حق­طلبی، حفظ کرامت و عزت، ظلم‌ستیزی، عدالت­خواهی.

    5- ساحت تربیت زیستی و بدنی

    – درک ویژگی‌های زیستی خود و پاسخ­گویی مسئولانه به نیازهای جسمی و روانی خویش

    – تلاش پیوسته جهت حفظ و ارتقای سلامت و بهداشت جسمی و روانی خود و دیگران بر اساس نظام معیار اسلامی؛

    – بصیرت نسبت به سبک زندگی انتخاب شده و ارزیابی پیامدهای آن دربارۀ خود، جامعه و طبیعت بر اساس نظام معیار اسلامی؛

    – تلاش فردی و جمعی برای حفظ و ارتقای سلامت و ایمنی افراد جامعه در سطح محلی، ملی و جهانی براسای نظام معیار اسلامی؛

    – کوشش مداوم فردی و جمعی برای حفاظت از محیط‌زیست و احترام به طبیعت بر اساس نظام معیار اسلامی؛

    6- ساحت تربیت زیبایی‌شناختی و هنری

    – درک معنای پدیده­ها و هدف رویدادهای طبیعت / هستی برای دست­یابی به درک کلی از جهان هستی و جایگاه خویش در آن بر اساس نظام معیار اسلامی؛

    – رمزگشایی و رمزگردانی از پدیده­های آشکار و پنهان طبیعت / هستی و ابراز آن به زبان هنری؛

    – درک زیبایی­های جهان و آفرینش به‌منزلۀ مظاهر جمال و کمال الهی و ارتقای ذائقه زیباشناسانۀ خود؛

    – بهره­گیری از قدرت تخیل خود در خلق آثار هنری باهدف حفظ تعالی میراث هنری در سطح ملی و جهانی.

    تربيت:

    انسان‌ها برای تحقق زندگی سعادتمند و همراه آسایش و آرامش وبه دور از عوامل آسیب‌زا به‌طورکلی برای رسیدن به حیات طیبه به طراحی نهادهای گوناگونی متوسل می‌شوند که هریک از آن‌ها پایه‌ی لازم را از بنای اجتماع انسانی تشکیل می‌دهند، اما نقش تربیت در دست‌یابی آگاهانه و آزادانه انسان به هستی متعالی و جاودانه ونیل به حیات طیبه بسیار مهم و اساسی می‌باشد.

    حیات طیبه، وضع مطلوب زندگی انسانی در همه‌ی ابعاد و مراتب و مفهومییکپارچه ولی ودارای دو بعد فردی و اجتماعی است. یکی از ویژگی‌های مهم حیات طیبه، توازن و اعتدال در ابعاد مختلف هست طوری که فرد علاوه بر شکوفایی فطرت الهی به رشد همه‌جانبه استعدادهای طبیعی و تنظیم متعادل عواطف و تمایل خود بر مبنای نظام معیار اسلامی و به دور از هرگونه افراط و تفریط می‌پردازد.

    بنابراین می‌توان تعریف جامعی از تربیت ارائه نمود:

    ((تربيت عبارت است از فرآيند تعاملي زمينه‌ساز تكوين و تعالي پيوسته هويت متربيان، به صورتی یکپارچه و مبتني بر نظام معيار اسلامي، به‌منظور هدايت ايشان در مسير آماده شدن جهت تحقق آگاهانه و اختياري مراتب حيات طيبه در همه‌ي ابعاد.))

    براساس ساحت های تعلیم و تربیت و تعریف اخیر از تعلیم و تربیت، اهداف ساحت های مختلف تعلیم و تربیت در دوره اول و دوم ابتدایی در جداول ذیل آورده شده است.

    ساحت تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی

    دوره اول1- با صفات مهربانی، بخشندگی، دانایی و توانایی خداوند آشنا شود و احساس اطمینان و آرامش حاصل از آن را ابراز نماید . 2- با شناخت روش زندگی و آموزه­های اخلاقی پیشوایان دینی (آداب و رفتار فردی و اجتماعی، راستگویی، نظم و پشتکار)، تأثیر آن را در رفتار خود نشان دهد. 3- با قرائت صحیح نماز و آیات آسان قرآن، آموخته­های قرآنی خود را در زندگی به کار گیرد.

    دوره دوم1- با درک مفهوم اولیه هر یک از اصول دین، پذیرش و احساس تعلق خاطر خود نسبت به آن را نشان دهد. 2- با مطالعه روش زندگی و آموزه­های اخلاقی پیشوایان دینی (عزت نفس، تکریم والدین، احترام به طبیعت و دیگران، وفای به عهد) و شناخت احکام مورد نیاز، الگوهایی را برای عمل صالح شناسایی کند و در زندگی به کار گیرد. 3- با قرائت صحیح و روان، درک مفاهیم عینی و انس با قرآن کریم، آموزه­های آن را در زندگی به کار گیرد.

    ساحت تعلیم و تربیت زیبایی شناسی و هنری

    دوره اول1- با مشاهده اشیاء اطراف، پدیده­های طبیعی، فرهنگی و هنری ساده، دریافت حسی خود و لذت حاصل از آن را به زبان هنر ابراز کند. 2- با تغییر سازنده در محیط و اشیاء اطراف، قدرت تخیل، تجسم و خلاقیت خود را پرورش دهد.

    دوره دوم1- با شناسایی و درک اهمیت عناصر زیبایی­سازدر پیرامون خود، فضای خویش را بهبود بخشد. 2- با خلق یک اثر هنری با استفاده از معیارهای زیبایی­شناسی، قدرت تخیل، تجسم و ایده­پردازی خود را تقویت کند. 3- با شناخت اصول اولیه زیبا­شناسی، یک پدیده طبیعی یا اثر هنری را بررسی و چگونگی تأثیر آن را بر خود توصیف کند.

    ساحت تعلیم و تربیت زیستی و بدنی

    دوره اول1- با شناسایی ویژگی­ها و توانمندی­های جسمی- حرکتی خود، رفتارهای متناسب با آن را برای حفظ شادابی، ارتقای سطح سلامت و توانایی­های بدنی خویش به عنوان امانت الهی انجام دهد. 2- با کسب آگاهی نسبت به محیط زیست، تأثیر عملکرد خود بر محیط زندگی را بررسی کند و نتایج آن را به کار گیرد.

    دوره دوم1- با شناسایی ویژگی­ها، نیازها و توانمندی­های جسمی – حرکتی و روانی خود، الگوی رفتاری متناسب با موقعیت­های مختلف را انتخاب کند و سط سلامت و شادابی خود را ارتقاء دهد. 2- با مشارکت در طرح­ها و برنامه­های بهداشت، سلامت، تفریحات سالم تربیت بدنی و فعالیت­های ورزشی، تأثیرگذاری آن را بر سلامت خود و دیگران مورد بررسی قرار دهد. 3- با شناسایی محیط زندگی خود، تأثیر الگوی رفتاری خویش بر محیط زیست به مثابه آیات الهی را تبیین کند و عملکرد خود را بهبود بخشد.

    ساحت تعلیم و تربیت علمی و فناورانه

    دوره اول1- با بهره­گیری از مهارت­های پایه یادگیری، پدیده­های طبیعی و روابط ریاضی را مطالعه کند و یافته­های خود را با دیگران به اشتراک بگذارد. 2- با کسب مهارت­های پایه فناوری، پرسشگری و خلاقیت، فرایند تولید یک محصول را تجربه کند.

    دوره دوم1- با استفاده از مهارت­های کار عملی و تفکر، پدیده­های طبیعی (آیات الهی) و الگوها و روابط ریاضی را مطالعه کند و نتایج آن را برای حل مسائل روزمره بکار گیرد. 2- با استفاده از مهارت­های کار با دیگران، ایده­ها و یافته­های حاصل از فعالیت­های علمی – پژوهشی (فردی و گروهی) را با دیگران به مشارکت بگذارد. 3- با استفاده از یافته­های علمی و فناورانه و بهره­گیری از مهارت­های پایه فناوری، کالاها و وسایل مورد استفاده در زندگی روزمره را بررسی و ایده­هایی برای بهبود کیفیت و استفاده مسئولانه از منابع پیشنهاد کند.

    ساحت تعلیم و تربیت اجتماعی و سیاسی

    دوره اول1- با ایفای نقش خود به عنوان عضوی از گروه (خانواده، دوستان، مدرسه)، احساس تعلق خود را نسبت به گروه با رفتار همدلانه، محترمانه و مشارکت جویانه نشان دهد. 2- با رعایت نظم و قانون در روابط خانوادگی و اجتماعی (محیط زندگی و مدرسه) وظایف خود را در قبال دیگران انجام دهد. 3- با شناخت خود به عنوان یک شهروند ایرانی، تعلق خاطر خود را نسبت به وطن و نمادهای آن نشان دهد.

    دوره دوم1- با شناخت حقوق و مسئولیت­های خود در زندگی خانوادگی و اجتماعی و بکارگیری رفتار سازنده و مسالمت جویانه، از قوانین و مقررات به صورت آزادانه و سازنده پیروی کند. 2- با شناخت تغییرات محیط طبیعی و اجتماعی در گذر زمان، تأثیر آن را در زندگی خود تبیین کند. 3- با کسب مهارت­های شهروندی، نقش­ها و وظایف خود را در قبال جامعه محلی با مشارکت در فعالیت­ها و برنامه­های زیست محیطی، فرهنگی، سیاسی اجتماعی انجام دهد.

    ساحت تعلیم و تربیت اقتصادی و حرفه­ای

    دوره اول1- با درک مفاهیم پایه اقتصاد(فایده، هزینه، مصرف)،روش­های مصرف بهینه را در زندگی شخصی و خانوادگی به کار گیرد. 2- با کسب مهارت­های ساده کارآفرینی، قدرت تخیل و خلاقیت خود را برای تولید یک محصول یا خدمت به کار گیرد.

    دوره دوم1- با شناسایی مفاهیم عمومی اقتصاد(تولید، توزیع و مصرف) و درک نقش مسئولیت­پذیری و انضباط مالی در فعالیت­های اقتصادی، روش­هایی را برای حل مسائل ساده اقتصادی شناسایی کند و به کار گیرد. 2- با کسب مهارت­های اصلی کارآفرینی، قدرت تخیل و خلاقیت خود را برای تولید یک محصول یا خدمت اجرا و نتایج آن را تحلیل کند . 3- با درک مفاهیم اخلاق اقتصادی (کار و تلاش، رعایت حق الناس، نیکوکاری، امانتداری، پرهیز از اسراف و تبذیر)، رفتار خود در زندگی و ارتباط با دیگران را بر مبنای آن سازمان دهد و عمل کند .

    ساحت تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقیساحت تعلیم و تربیت زیبایی شناسی و هنریساحت تعلیم و تربیت زیستی و بدنی

    دوره اول1- با صفات مهربانی، بخشندگی، دانایی و توانایی خداوند آشنا شود و احساس اطمینان و آرامش حاصل از آن را ابراز نماید . 2- با شناخت روش زندگی و آموزه­های اخلاقی پیشوایان دینی (آداب و رفتار فردی و اجتماعی، راستگویی، نظم و پشتکار)، تأثیر آن را در رفتار خود نشان دهد. 3- با قرائت صحیح نماز و آیات آسان قرآن، آموخته­های قرآنی خود را در زندگی به کار گیرد.1- با مشاهده اشیاء اطراف، پدیده­های طبیعی، فرهنگی و هنری ساده، دریافت حسی خود و لذت حاصل از آن را به زبان هنر ابراز کند. 2- با تغییر سازنده در محیط و اشیاء اطراف، قدرت تخیل، تجسم و خلاقیت خود را پرورش دهد.1- با شناسایی ویژگی­ها و توانمندی­های جسمی- حرکتی خود، رفتارهای متناسب با آن را برای حفظ شادابی، ارتقای سطح سلامت و توانایی­های بدنی خویش به عنوان امانت الهی انجام دهد. 2- با کسب آگاهی نسبت به محیط زیست، تأثیر عملکرد خود بر محیط زندگی را بررسی کند و نتایج آن را به کار گیرد.

    دوره دوم1- با درک مفهوم اولیه هر یک از اصول دین، پذیرش و احساس تعلق خاطر خود نسبت به آن را نشان دهد. 2- با مطالعه روش زندگی و آموزه­های اخلاقی پیشوایان دینی (عزت نفس، تکریم والدین، احترام به طبیعت و دیگران، وفای به عهد) و شناخت احکام مورد نیاز، الگوهایی را برای عمل صالح شناسایی کند و در زندگی به کار گیرد. 3- با قرائت صحیح و روان، درک مفاهیم عینی و انس با قرآن کریم، آموزه­های آن را در زندگی به کار گیرد.1- با شناسایی و درک اهمیت عناصر زیبایی­سازدر پیرامون خود، فضای خویش را بهبود بخشد. 2- با خلق یک اثر هنری با استفاده از معیارهای زیبایی­شناسی، قدرت تخیل، تجسم و ایده­پردازی خود را تقویت کند. 3- با شناخت اصول اولیه زیبا­شناسی، یک پدیده طبیعی یا اثر هنری را بررسی و چگونگی تأثیر آن را بر خود توصیف کند.1- با شناسایی ویژگی­ها، نیازها و توانمندی­های جسمی – حرکتی و روانی خود، الگوی رفتاری متناسب با موقعیت­های مختلف را انتخاب کند و سط سلامت و شادابی خود را ارتقاء دهد. 2- با مشارکت در طرح­ها و برنامه­های بهداشت، سلامت، تفریحات سالم تربیت بدنی و فعالیت­های ورزشی، تأثیرگذاری آن را بر سلامت خود و دیگران مورد بررسی قرار دهد. 3- با شناسایی محیط زندگی خود، تأثیر الگوی رفتاری خویش بر محیط زیست به مثابه آیات الهی را تبیین کند و عملکرد خود را بهبود بخشد.

    ساحت تعلیم و تربیت علمی و فناورانه ساحت تعلیم و تربیت اجتماعی و سیاسی ساحت تعلیم و تربیت اقتصادی و حرفه­ای

    دوره اول1- با بهره­گیری از مهارت­های پایه یادگیری، پدیده­های طبیعی و روابط ریاضی را مطالعه کند و یافته­های خود را با دیگران به اشتراک بگذارد. 2- با کسب مهارت­های پایه فناوری، پرسشگری و خلاقیت، فرایند تولید یک محصول را تجربه کند. 1- با ایفای نقش خود به عنوان عضوی از گروه (خانواده، دوستان، مدرسه)، احساس تعلق خود را نسبت به گروه با رفتار همدلانه، محترمانه و مشارکت جویانه نشان دهد. 2- با رعایت نظم و قانون در روابط خانوادگی و اجتماعی (محیط زندگی و مدرسه) وظایف خود را در قبال دیگران انجام دهد. 3- با شناخت خود به عنوان یک شهروند ایرانی، تعلق خاطر خود را نسبت به وطن و نمادهای آن نشان دهد. 1- با درک مفاهیم پایه اقتصاد(فایده، هزینه، مصرف)،روش­های مصرف بهینه را در زندگی شخصی و خانوادگی به کار گیرد. 2- با کسب مهارت­های ساده کارآفرینی، قدرت تخیل و خلاقیت خود را برای تولید یک محصول یا خدمت به کار گیرد.

    دوره دوم1- با استفاده از مهارت­های کار عملی و تفکر، پدیده­های طبیعی (آیات الهی) و الگوها و روابط ریاضی را مطالعه کند و نتایج آن را برای حل مسائل روزمره بکار گیرد. 2- با استفاده از مهارت­های کار با دیگران، ایده­ها و یافته­های حاصل از فعالیت­های علمی – پژوهشی (فردی و گروهی) را با دیگران به مشارکت بگذارد. 3- با استفاده از یافته­های علمی و فناورانه و بهره­گیری از مهارت­های پایه فناوری، کالاها و وسایل مورد استفاده در زندگی روزمره را بررسی و ایده­هایی برای بهبود کیفیت و استفاده مسئولانه از منابع پیشنهاد کند.1- با شناخت حقوق و مسئولیت­های خود در زندگی خانوادگی و اجتماعی و بکارگیری رفتار سازنده و مسالمت جویانه، از قوانین و مقررات به صورت آزادانه و سازنده پیروی کند. 2- با شناخت تغییرات محیط طبیعی و اجتماعی در گذر زمان، تأثیر آن را در زندگی خود تبیین کند. 3- با کسب مهارت­های شهروندی، نقش­ها و وظایف خود را در قبال جامعه محلی با مشارکت در فعالیت­ها و برنامه­های زیست محیطی، فرهنگی، سیاسی اجتماعی انجام دهد. 1- با شناسایی مفاهیم عمومی اقتصاد(تولید، توزیع و مصرف) و درک نقش مسئولیت­پذیری و انضباط مالی در فعالیت­های اقتصادی، روش­هایی را برای حل مسائل ساده اقتصادی شناسایی کند و به کار گیرد. 2- با کسب مهارت­های اصلی کارآفرینی، قدرت تخیل و خلاقیت خود را برای تولید یک محصول یا خدمت اجرا و نتایج آن را تحلیل کند . 3- با درک مفاهیم اخلاق اقتصادی (کار و تلاش، رعایت حق الناس، نیکوکاری، امانتداری، پرهیز از اسراف و تبذیر)، رفتار خود در زندگی و ارتباط با دیگران را بر مبنای آن سازمان دهد و عمل کند .

    [ شنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 2:15 ] [ مجتبی رضایی ]
    .: Weblog Themes By WeblogSkin :.
    درباره وبلاگ

    مجتبی رضایی
    متولد شهر سومین حرم اهل بیت در ایران اسلامی و پایتخت فرهنگی جهان اسلام شیراز ..
    فعال ، محصل و پژوهشگر حوزه فرهنگ و ارتباطات و
    دانشجوی دکتری رشته فرهنگ و ارتباطات
    اینجا کشکول مجازی برای ثبت دست نوشته ها، مطالعات  و مقالات پژوهشی حقیر است ..

    آدرس کانال تلگرام :
    https://telegram.me/moj_rezaei
    امکانات وب